گنجور

حاشیه‌ها

بهرام در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

با درود بیکران به احداث کنندگان این سایت که باعث طولانی تر شدن عمر استفاده کنندگان شده اندزیرا بر پیدا کردن یک شعر از اینهمه شعرا در کتابهایشان خیلی زمان میبرد و شما زمان را برای استفاده کننده صرفه جوئی کردیدو ارزش عمر قابل محاسبه نیست در مورد مرحوم خیام :باید عصر خیام از یک آزادی زیادی برخوردار بوده باشد که به این راحتی بیان عقیده و انکار را به صراحت در قالب شعر و رباعی بیان فرموده. بررسی تاریخی راجع به محیط اجتماعی عصر خیام بسیار ضروری است و میتواند الگوئی باشد. یا اینکه اینقدر از نظر مقام علیم بالا بوده است که علما نمیتوانستند حکم تکفیر او و نهاینا دارزدن وی را بمانند حلاج قتوا دهند تا نظر شما چه باشد؟

آشنا در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:

گر هزار بار دلم را شکند دوست
باز این دل شکسته من خانه محبت اوست

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

چرا مثنوی موش و گربه را کامل ننوشته اید؟ لااقل بنویسید که این صرفا بخشی از شعر است نه همه آن !

فاطمه در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

در بیت اول این شعر دنیا به قصری تشبیه شده که سه دسته انسان در آن زندگی میکنند و هردسته به چیزی دست می یابند 1 - افرادی چون جمشید نیک نام که جام جهان بین نصیبش شد و عده ای جام او را کنایه از قلب پر معرفت وی دانسته اند2 - افرادی که فقط به فکر گذران زندگی روزمره هستند وبه خور و خواب و بچه دار شدن بسنده میکنند و مانند اهو بی آزار و دوست داشتنی هستند اما به مراتب بالای معنوی نمی رسند 3 - افرادی همچون روباه حقه باز و موذی که فقط وقتی نقشه و حیله آنان به نتیجه میرسد برای زمانی کوتاه دل مریضشان آرام میگیرد . در مصرع دوم به این موضوع اشاره شده که در عین موفقیت پایان کار این دنیا برای هر سه دسته با مرگ ختم میشود

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

کلا این شعر به حدی تحریف شده که پیغام اصلی شاعر از دست رفته است بعنوان مثال:
آنقدر لابه کرد و زاری کردی
تا بحدی که گشت گریانا
صحیح این بیت چنین است :
در مکر وفریب باز نمود
تا بحدی که گشت گریانا
این تحریف باعث از دست رفتن کلید درک پیغام شاعر شده است لطفا تصحیح فرمایید .

امیر م در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت:

در مصراع اول "سدره" صحیح است.

امیر م در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت مرد توبه شکن:

در مصراع آخر "استاده ایم" صحیح است.

امیر م در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بود:

در مصراع دوم بیت ششم "سارخک" صحیح است.

زهره در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۱۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:

من دلم برای خودم وما ادماسوخت وفهمیدم که راهمون خیلی سخته

امیر م در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت دیوانه‌ای برهنه که جبه‌ای ژنده به او بخشیدند:

در مصراع:
"در خزانه‌ات جامها جمله بسوخت"
"جامه ها" صحیح است.

امیر م در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۰۲ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت شیخ نوقانی:

کتابت صحیح مصراع اول بیت دوم:
"هفته‌ای با ژنده ای در گوشه ای"
می باشد.
بعلاوه کتابت مصراع اول بیت پنجم بدین صورت صحیح تر است:
"چون بروبی‌ خاک میدان سر به سر"

امیر م در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت سلطان محمود و خارکن:

در مصراع دوم بیت:
از چو من مسکین...
"بمیرم" صحیح است
بعلاوه در دو بیت پایین تر، کتابت صحیح تر مصراع اول این گونه است:
چون ترا این جایگه قدر اندکیست

دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

بیت هفت طبق نسخه انجوی سیرازی بدین صورت است:
آن همه شعبده ها عقل که می کرد آنجا / سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.
در خصوص نوشته امیر حسین در بالا ، صحیح بیت بدین صورت است.
آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت / ورق خاطر از این نکته محشا می‌کرد.
(حقیقت در دل نهفته می شود)
ورق خاطر از این نکته محشا می‌کرد یعنی:(در این زمینه اشتباه می کرد)
در بیت دوم" بیرون است " در نسخه گنجوی "بیرون بود" آورده شده است که به نظر صحیح تر است

رضا جعفری در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

سلام خنده دار است که بعضی ها تلاش می کنند که حافظ را فردی جدا از دین نشان دهند البته خود حافظ بارها خود در غزلیاتش به آنه جواب می دهد تمام بزرگی حافظ به دلیل انس با قران و اهل بیت است اما کسانی هستند که نمی توانند این مطلب را درک کنند

حامد در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

حدود 12 سال پیش زمانی که 20 سال داشتم شروع به شنیدن آثار استاد شجریان کردم، از اونجایی که دستگاهها رو نمی شناختم بر حسب اسم آلبوم شروع به شنیدن اونها می کردم و وقتی که به آلبوم نوا رسیدم تا چند ساعت در سکوت مطلق فرو رفتم...حس و حالم رو نمی تونم بیان کنم و تقریبآ از اون زمان به عمق معانی اشعر سعدی پی بردم...خدا سایه استاد شجریان رو سالیان سال بر سر هنر سرزمینم حفظ کنه.

رستم شجاعی مقدم در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

این تن اگر کم تندی..............
این بیت شاه بیت عزل است و شاعر در آن آخرین تقاضای خود را از یار بیان می کند .
تن زلف معشوقه است که راه را بر دل عاشق به دام خود تنیده و بسته است .
شاعر از معشوقه خواسته است که این دام را کمتر سر راهش بگذارد (کم تندی) تا راه باز باشد و امکان پیشرفتن میسر گردد (راه شدی) و شاعر از بیان اینهمه گفتنی ها و شکوائیه ها آزاد گردد(تا نبدی این همه گفتار مرا)

حامد غفوری در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را:

با سلام. در بیت: ابلهان تعظیم مسجد می‌کنند / در جفای اهل دل جد می‌کنند ، به جای "جفای" فکر میکنم باید "خرابی" باشد، به معنای خراب بودن اهل دل از فرت مستی. بیت بعد وگر نه بی معنی میشود: آن مجازست این حقیقت ای خران / نیست مسجد جز درون سروران . مجاز در باره اهل مسجد هست و حقیقت درباره خراباتیان.

حامد در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

از دیدگاه من (که در وادی ادب خامی بیش نیستم)، جستجو برای یافتن استعارات عرفانی-الهی برای بیشتر سروده های خیام اشتباهی سره است. می که خیام میگوید همان نیست که حافظ گوید، می خیام می است و بس. سروده را با نگاهی به سراینده شاید خوانید. خیام حافظ نیست...

علی در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:

کلمه عرضه اشتباه است, به جای آن باید از کلمه ی عرصه استفاده شود, در غیر اینصورت, کاملاً بیمعنیست

علیرضا حدادی اصفهانی در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

حضرت مولانا میفرماید :
باز به بط گفت که صحرا خوش است
گفت ترا خوش که مرا جا خوش است
در همین مضمون جناب مجذوب علیشاه میفرماید :
من نگویم خدمت زاهد گزین یا میفروش
هرکه حالت خوش کند در خدمتش چالاک باش . یاحق

۱
…
۵۴۴۳
۵۴۴۴
۵۴۴۵
۵۴۴۶
۵۴۴۷
…
۵۸۲۲