گنجور

حاشیه‌ها

رهام در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:

ز ویرانی عمارت کن مرا به جای بسازم خیلی زیباست و همینطور القاِ رحمت

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۱:

شرر و شراره عربی است مثلا شرر المتطائر

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

مارگ را باید جدا نوشت یعنی ما جداً و رگ جدا

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:

اوج فارسی است و اوگ بوده ولی بالست هم معنی اوج میدهد و حضیض نشیب است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲:

نهال رهگذر دست طفلان یعنی گلی که سرنوشت شوم چیده شدن را دارد، راستی چرا کودکان گلهای توی مسیر مدرسه را تباه می کنند؟

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:

نگارش طوفان از توفیدن است و باید روزی اصلاح شود

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:

اقامت در فارسی میانه مانشن و مانش و مانشت بوده است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:

طاقت همان پایاب است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:

سیر کردن به معنی گشتن است اما معنی نگاه کردن هم میدهد به لری امروز هنوز معنی نگاه کردن می دهد و به کردی همچنین

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۸:

اب به اسیاب هم ریختن برای دو فرایند که باعث پیشبرد همدیگر می شوند کاربرد دارد

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۸:

فعلی که در این شعر کم نظیر است از چیزی گرد انگیختن است که برابر داغون کردن و بیچاره کردن امروز است

شاپور در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲ - نشستن خسرو بر تخت زر، پیمان راستی و آشتی و یاد شبانهٔ هرمز:

سلام کار شما بسیار زیباست اگر شماره ابیات و صفحه آن نوشته شود بسیار عالی است . بازهم ازین کار ارزشمند شما تشکر می کنم

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۹:

بیابانگرد به معنی دیوانه در متون کهن به همین معنی امده است مثلا ویاوانک یعنی اشفته در بندهشن

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:

باطل یاوه می شود و باطل کردن یاوه کردن اما یاوه معنی گم کردن هم میدهد که باطل نمی دهد

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۲:

مالیدن جز معنی مالش دادن در دو لغت پیش مالی و پس مالی به معنی اصطلاحات دادگاهی بوده اند در متون فارسی میانه

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۹:

وطن عربیست و صبح وطن گشاده رو دانسته شده و شاید گشایش حاصل از رسیدن به میهن منظورش بوده است ، دوستی می گفت وطن لانه شتر مرغ را در صحرا می گویند اما من ندیدم و قاموس های عربی را گشتم، وطن در عربی به معنی دل بر چیزی نهادن است که البته در فارسی کاربری ندارد

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۶:

اصطلاح حباب برای هستی و انسان و دریا برای حقیقت عالم که پروردگار است در اثار دانایان باورمند به وحدت و جود و نیز انانکه به زن /بودیسم باور دارند روایی داشته است ، مراجعه شود به کتاب پروفسور ایزوتسو و جناب مهدی سر رشته داری به نام هستی زمان و افرینش

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

کوهکنی کار بیهوده شمر ده شده است اما صفت شناخته شده سیلاب کوهکنی نیز هست . به سیل لور هم می گویند و به لری لف و به کردی لافاو

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:

قناعة همان خرسندی است ، از این رو خوشنودی و خرسندی کمی دیگرسان هستند

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:

پروا ، توجه هم هست

۱
…
۵۳۰۲
۵۳۰۳
۵۳۰۴
۵۳۰۵
۵۳۰۶
…
۵۸۲۵