گنجور

حاشیه‌ها

احمد اسدی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۵ در پاسخ به محمود دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

دوست گرامی محمود،

 

"زنگار" در فرهنگ لغت دهخدا و معین به اکسید آهن که بر اثر مجاورت آهن با هوای مرطوب حاصل گردد و یا ماده‌ سمّی سبزرنگی که از عمل اسیداستیک در سطح مس به ‌وجود می‌آید ( اکسید مس) اطلاق می‌شود.

 

کاربرد آن در ادبیات فارسی در مفهوم زنگ آهن بسیار دیده شده است.

 

 

فردوسی:

 

هنر بی‌خرد در دل مرد تند

چو تیغی که گردد ز زنگار کُند

 

از سوی دیگر، با توجه به اینکه آینه های قدیم که به جای صنعت امروزی شیشه و جیوه از صیقلی کردن مس ساخته میشدند، برای توصیفِ زنگ زدن آینه نیز استفاده از همین واژه "زنگار" در ادبیات کلاسیک بسیار رایج بوده است. در تعابیر عرفانی نیز که دل به آینه تشبیه می‌شده برای بیان آلودگی دل از همین واژه "زنگار" استفاده می‌شده است.

 

مولانا:

 

آینه‌ت دانی چرا غماز نیست

زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست

 

 

رو تو زنگار از رخ او پاک کن

بعد از آن، آن نور را ادراک کن

 

 

از منظری دیگر اما، چون اکسید مس سبز رنگ است، واژه زنگار در موارد زیادی برای بیان رنگ سبز در اشعار ایرانی به کار گرفته شده است.

 

فرخی سیستانی: 

 

تا باد خزان زرد کند باغ چو زر نیخ

چونانکه صبا سبز کند دشت، چو زنگار

 

ناصر خسرو:

 

نه چو کافور شود کوه به بهمن ماه

نه شود دشت چو زنگار به فروردین

 

 

از سوی دیگر اما، رنگ سبز در ترکیبِ "خط سبز" برای توصیف یکی از زیبایی چهره نیز در ادبیات ایران مورد استفاده قرار می گرفته است. خط سبزِ دورِ صورت در ادبیات فارسی معمولاً به نشانه‌ای از جوانی، زیبایی و طراوت اشاره دارد. این تعبیر ریشه در سنت‌های ادبی و فرهنگی ایران دارد، جایی که خط سبز نمادی از رویش اولین موی چهره (سبزه‌رویی) در دوران جوانی است. این اصطلاح غالباً در اشعار عاشقانه و توصیف‌های زیبایی‌شناسانه برای بیان لطافت و جذابیت اوایل جوانی به کار می‌رود.

 

لذا " خط سبز" که در واقع همان "خط عارض" است، در اشعار کلاسیک، اشاره به موهای نورسته بر دور چهره دارد که می‌تواند به آغاز بلوغ جسمی و عاطفی اشاره داشته باشد. گاهی نیز این تعبیر با سبزه‌رویی معشوق یا جلوه‌های طبیعی و طراوت چهره مرتبط می‌شود. 

 

حافظ هم بسیار به خط و خال در چهره معشوق اشاره کرده و ترکیباتی نظیر "خط مشکین" یا " خط سبز" را در ابیاتی دقیقا با همین مفهوم به کار برده است:

 

هر که را با خطِ سبزت سرِ سودا باشد

پای از این دایره بیرون نَنِهَد تا باشد

 

با توجه به سبز بودن رنگِ زنگار، گاهی نیز به جای "خط سبز" از "خط زنگار" استفاده کرده است. مثلا در بیت زیر که بیشتر به یک نقاشی رنگارنگ شبیه است، رنگهای سبز (زنگار)، زرد و قرمز (خونابه) را بر چهره یار و روی خودش منقش میکند.

 

 گر چُنین چهره گشاید خطِ زنگاری دوست

من رخِ زرد به خونابه مُنَقَّش دارم

 

لذا در بیت مورد نظر شما نیز " خط زنگاری" در کنار لبِ لعل برای توصیف زیبایی چهره معشوق با همان مفهوم خطی که بر دور چهره او دیده میشود به کار رفته است:

 

لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد

که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاریست

امین در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۷ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم:

می‌بیاموزد مرا وصف رسول زان علوم می‌رهاند زین سفول

درود بر شما

در یکی از نسخ مکتوبی که بنده دیدم، علوم نیست

بلکه عُلُو هست

زان عُلُوّم می‌رهاند زین سفول

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۴ در پاسخ به Zahra دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه:

زهرای گرامی معنای دوم که فرمودید، درست است: انسان‌های پست و فرومایه و بی‌تلاش، از مغز و اندیشه و خرد تهی هستند و فقط پوسته و ظاهرند.

محمد ملکی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۸:

این شعر دو بار در اینجا آمده است. یک بار، به عنوان غزل ۴۸ و یک بار به عنوان غزل ۸۸. 

مجتبی قدیانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » سایر اشعار » رباعی در وصف حاج میرزا آقاسی:

هوش مصنوعی در ساده‌نویسی ابیات کلا به بیراهه رفته!!!

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » تَهمورِث(تَخمورِپ، تَخمه اورپه):

خنیده به هر جای شهرسپ نام نزد ...

خُنیده: مشهور و معروف

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » تَهمورِث(تَخمورِپ، تَخمه اورپه):

مر او را یکی پاک دستور بود که ...

"دستور" در ادبیات کلاسیک به معنی وزیر است و آن دستور که ما به معنی فرمان به کار می‌بریم، در گذشته "دستوری" بوده است.

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » تَهمورِث(تَخمورِپ، تَخمه اورپه):

ز پویندگان هر چه بد تیز رو ...

پویندگان: ستوران، چارپایان

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » تَهمورِث(تَخمورِپ، تَخمه اورپه):

جهان از بدی‌ها بشویم به رای ...

بیت به این صورت درست است:

جهان از بدی‌ها بشویم به رای

پس آنگه کنم در کِیی، گِرد پای

رای: هوش و تدبیر و خرد

کیی: پادشاهی، سلطنت

پای گرد کردن: مربع نشستن، نشستنی شاهانه

در کیی پای گرد کردن: در پادشاهی مستقر شدن و فرمانروایی کردن 

ماهان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۱ در پاسخ به آرش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

خودتو گول نزن. حافظ به دین و خدا اعتقادی نداشته

سین کاف در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ در پاسخ به خسرو دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۰:

دوست گرامی، این بیت اشاره ای است به روایت بسیار مشهور از پیامبر اسلام که فرمودند إنی أجد نفس الرحمن من قبل الیمن. یعنی همانا من بوی خداوند را از جانب یمن درمی یابم. گویا این سخن در شان اویس قرنی گفته شده که در زمان حیات موفق به دیدار ظاهری پیامبر نشد و در آموزه های صوفیه، در زمره بزرگان و اولیا به شمار میاد.

احمد اسدی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:

دوست گرامی حبیب،

 

با اینکه طبق فرمایش متین شما واژه "جنایت" ممکن است واژه‌ای غریب و کمتر به کار برده شده برای غزل باشد، توجه به دو نکته برای بررسیِ بیشتر و اظهار نظر صاحب‌نظران خالی از لطف نیست:

 

اول اینکه حافظ اضافه بر همه زیبایی های کلامی و صنایع ادبی منحصر به فردی که در غزلیات خود دارد، به واج آرایی و تکرار مصوت ها که موسیقی کلام او را گوش نوازتر میکند، توجه ویژه دارد و در تمام غزلیات خود جلوه شکوهمندی از آنرا به مخاطب خود عرضه می‌کند. به عنوان مثال در همین غزل پیشین با شاهکار تکرار واجِ "سین"، موسیقی بی نظیری خلق میکند:

 

نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس

بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست.

 

بی شک، این صنعت زیبا و دقت نظر در جای جای دیوان حافظ حتی  بیش از آثار سایر شعرا جلوه گر است. با همین رویکرد، صرفا از منظرِ تکرار واج های مشابه، در کنار کلمات "عاطفت" و "عفو" در این بیت، واژه "جنایت" با واژه "جناب" متناسب و همراستا با فن سرایش شعر حافظ به نظر می‌رسد. 

 

دارم امید عاطفتی از جناب دوست

کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

 

دوم اینکه در فرهنگ لغت دهخدا با ارجاع به منابعی نظیر کتاب کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم برای واژه "جنایت" معنای "چیدن میوه" نیز ذکر شده است. نمی‌دانم این برداشت می‌تواند درست باشد یا نه، اما ناممکن نیست اگر حافظ به مضمونی که خود او بارها در دیوانش در مورد گناهِ چیدنِ سیب یا گندم  توسط آدم ابوالبشر و حوا و رانده شدن انها از بهشت، به دلیل اینکه از چیدن آن منع شده بودند، اشاره کرده باشد. مثل جایی که خود او میگوید:

 

از دل تنگ گنهکار برآرم آهی

کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

 

یا این بیت:

 

خال مشکین که بدان عارضِ گندمگون است

سرِّ آن دانه که شد رهزنِ آدم با اوست

 

 

با این فرضیات، واژه جنایت می‌تواند واژه ای سازگار با سبک سرودن اشعار حافظ و مضامین مورد نظر او تلقی شود.

رسول یحیی آبادی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

سلام ، با توجه به تمام نظراتی که برای مصراع چون نشود ز تیر تو ...داده شده بود فکر می کنم چون تیر سنبل راست و صاف بودن هست مولانا منظورش این بوده که چطور ممکنه کسی مانند تیر از نظر اخلاقی و انسانی صاف و راست نشه وقتی تو بهش کمان بدی یعنی عقل و خرد .

مهدی نظری در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۹ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

زیبا و دل نشین معنی می کنید.

با تشکر

کوروش در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۶۹ - ای خایه:

فقط ترجمش

محمد حسین طالبیان شهرضا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

استاد شجریان در  اثری با نام صبحدم چند بیت از این غزل را در سه گاه اجرا نموده است

محمدرضا خوشدل در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۰:

سلام بیت سوم مصرع دو( کم مگر) در همه دیوان ها نوشته شده و اینجا (که مگر) است. ممنون میشیم اگر اشتباهی صورت گرفته تصحیح و گر نسخه ای بدین شکل نوشته شده اطلاع دهید. 

 

با سپاس از دقت، پیگیری و سخت کوشی عزیزان گنجور 

مریم حدادی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید:

این بیت دقیقا داره چه تصویری رو توصیف می‌کنه؟ 

چو پای باز در آن بیشه پر جلاجل بود/ستاک‌های درخت از پشیز‌های کمر

عبداله وفا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

سلام و عرض ادب و احترام 

پیشنهاد میکنم تفسیر/ ترجمه هوش مصنوعی را حذف کنید 

چرا که به نظرم بسیار سطحی و غیر واقع است و  روح ابیات را کم می‌کند .

متشکرم  

مریم حدادی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

با سلام 

آیا این غزل در مدح شاه شجاع سروده شده ؟

۱
…
۵۲۷
۵۲۸
۵۲۹
۵۳۰
۵۳۱
…
۵۸۲۵