امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:
بی اندازگی کردن یعنی إفراط و یا تفریط کردن در مورد باده همان binge است .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:
این واژه ویل یا بیل وامواژه نیست و پارسی است و اردا بیل یعنی شهر اردایان و راستکاران
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:
بیل در پایان نام شهرها مانند اردبیل و اندویل همان است که درانگلستان در پایان شهر ها می اید . با نگارش ville به فرانسه هم ville یعنی شهر .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:
اسپرز گاهی پیله ( ابسه ) پیدا می کند و گاهی برای بزرگیش در شکم در برخورد ها پاره می شود ولی نشانه دیگری که پیدا میکند splenomegaly یا کلانسپرزی است که چند شوند ( دلیل ) دارد نخست پلشتی ( عفونت) دوم چنگار ( سرطان) سوم پرگشتگی ( ارتشاء) و چهارم خونکافت ( hemolysis ) پنجم نارسایی قلبی ( heart failure) .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:
اسپر باید کوتهیده اسپرز باشد ، یعنی طحال ، به لری به طحال اسپل می گوییم و به انگلیسی spleen !
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۶:
6 گویا شیر راستکی را با شیر روی فرش می سنجد ؟ یعنی هستی واقعی او هستی سپنجی و عاریتی مارا به تاراج می دهد تا اینکه هیچ از وجود و هستی پر ریشه و گره ما نمی ماند و انچه می ماند نیم اندیشه ای است که انهم به کار ( درحال) شمردن روزگار هجران است .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
ادرس بنده هم نیز با هر بار متن نوشتن برای حمید رضا جان فرستادم .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۰:
جان پروردن یعنی به جانکامگی زیستن و وارون ان تنکامگی است یعنی به کام تن روزگار گذاردن
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۰:
بارگیر برای حمال زیبنده است
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۰:
شب پوش انچه شب پوشند .جامه در بنیاد یامک بوده است .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۹:
دربار امدم یعنی به بار نشستم
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۸:
بی سو یعنی ناکجا لامکان
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۸:
گویا با توجه به طره میگون و نیز قرمزی شراب مولانا از رنگ موی قرمز خوششان می امده است !
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۳:
شکاف را کاف هم می گویند و شکافتن را کافتن و کافیدن ، اما ماز را هم داریم یعنی شکاف و درز روی چوب و پارچه و جز این .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۳:
قاضی کادیک است پهلوی است .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۳:
ایران چهار کوست یا چهار پهلو و تکه هم بوده در دوره ساسا نیان .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۳:
بر به معنی بغل لغت دیگری هم دارد که ان کوست است و فارسی است در انگلیسی costal یعنی دنده ای و به فرانسه cote همه یکی هستند .
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
اما چغز همان غوک است و چغز یدن یعنی نالیدن زار مثل صدای غوک و غورباغه !
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
برای بالیدن گوالیدن را نیز داریم ، ولی خود رشد از لغت رستن می باشد .
فیا ض در ۱۳ سال قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱: