Delkhaste در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۶ در پاسخ به حسین دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:
جسارتاً خیر، مردم در اینجا (بر عکس زبان امروز) اسم مفرد بوده و جمع آن «مردمان» است. شاهد سخن این ابیات از فردوسی :
...چو زین بگذری، مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
****
این و بر آن روز هم بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد؟!
و در این بیت به معنی مردمک چشم نیست زیرا «مردمک سخاوتمند» معنی نمیدهد و «سخاوتمندانه نگریستن مردمک» تعبیر غریبی است.
.
احمدرضا نظری چروده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۳ در پاسخ به مِهتی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:
با عرض ادب اگر لطف بفرمایید تصحیح یا ویرایش کنید شیخ اجل
عجل به معنای عجله کننده است واجل به معنای جلیل القدر وبزرگوار پس شیخ اجل درست است.
HRezaa در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۴ - حکایت:
هزاران درود بر تربت پاکت
قافیه بیت آخر چه جوووری به ذهنت رسید استااااد سخن
استاد سخن کمترین لقبیست که برازنده شماست
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۶ - ذکر شقیق بلخی رحمةالله علیه:
گفته اند چون شقیق بلخی به بغداد رسید هارون الرشید او را بخواند. چون شقیق به نزدیک هارون رفت و هارون گفت: تویی شقیقِ زاهد؟
گفت: شقیق منم، اما زاهد نیستم.
هارون گفت: مرا پندی ده.گفت: تو چشمه ای و عُمّالِ تو (کارگزاران, گماشتگان مزدورانِ تو) مانند جوی هایی که از تو سر چشمه گرفته اند.
اگر چشمه پاک و روشن باشد، تیرگی و ناپاکی جویها زیان ندارد. ولی اگر چشمه تاریک و ناپاک باشد به روشنیِ جوی ها هیچ امیدی نباشد.گفت: پندی دیگر بده.
گفت: اگر در بیابان تشنه شوی، چنانکه به هلاکت نزدیک باشی، اگر آن ساعت آبی یابی به چند بخری؟
گفت: به هرچه خواهد.
گفت: اگر نفروشد الّا به نیمی از مُلک و پادشاهیِ تو؟
گفت: بدهم.
گفت: اگر آن آب بخوری و از تو بیرون نیاید چنانکه دوباره بیمِ هلاکت بود، یکی گوید من تو را علاج کنم امّا نیمه ای از پادشاهی تو بستانم چه کنی؟
گفت: بدهم.
گفت: پس به چه نازی؟ به سلطنتی که قیمتش یک شربت آب باشد که بخوری و از تو بیرون آید؟هارون بگریست و او را به اِعزاز و احترامی تمام بازگردانید.
۳۰ ژولای ۲۰۲۵/عراق, عماره, میادین نفتی میسان
HRezaa در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۸ - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر:
درود
بنظرم بیت پندآموز و احتمالا مهمترین بیت این شعر، بیت سوم هست، که به فرد دارا گوشزد میکنه که تو باید بری بالاشهر خونه بخری و زندگی کنی، نه که نمایش قدرت بدی تو پایین شهر و ملت رو حسرت به دل کنی
HRezaa در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۱ در پاسخ به صیاد معنی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۶ - حکایت:
درود بر شما همزبان عزیز
بنظر این کمترین، هر متنی که به هر طریق انسان رو بیاختیار در سرنوشتش جلوه بده، از فکر و زبان انسان فرهیختهای بیان نشده.
و در مورد معنی آن بیت
به بدبختی و نیکبختی، قلم بگردید (سرنوشتهای خوب و بدی رقم زده شد)
و ما همچنان در شکم ( و ما هنوز دانشی از علت اینگونه رقم خوردن سرنوشتها نداریم. بنظرم ما همچنان در شکم کنایهایست، مشابه بچه بودن، به مفهوم ندانستن علم و علت یک موضوع خاص)
HRezaa در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۵ در پاسخ به فرهود دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۵ - حکایت:
درود بر شما
و سپاس از تفسیر زیبایتان
در حین خواندن شعر، دقیقا در مصرع آخر به همین مشکل برخوردم که کلمه«خواهد» را خواستن معنی کنیم، یا بخشی از خواهد مرد باشد.
و این دو حالت دو معنای متفاوت دارند
و باز هم بنظرم در این مصرع هم تفسیر شما درست میباشد
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۴:
در مصرع دوم بیت شماره 1، «مَهِ دَه چار» به معنی «ماهِ چهارده» درست است. چنین مفهومی را یک بار دیگر در بیت 8 از غزل شماره 95 میبینیم: «ای ماه دو هفته با همه حسن/از شرم رخ تو در کم و کاست»
گفتنی است که شاعر دقیقا «مه ده چار» را در مصرع نخست بیت 5 از غزل شماره 218 و نیز بیت نخست رباعی 132 به کار برده است.
امیرحسین فردی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب:
روانشاد ناصر عبداللهی چقدر زیبا این قصیده رو اجرا کرده.
روحش با امیرالمومنین حیدر محشور باشه
بهروز امامی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۷ در پاسخ به مهداد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:
متاسفانه ایشان در آهنگشان بیت: "دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد" را به جای ادای صحیح دِی (یعنی ماه دی) به اشتباه دی ( به معنی روز گذشته) می خوانند.
بعدها در اجرای زنده، ادای صحیح دی را از ایشان شنیدم.
بهروز امامی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:
"دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد"
احتمالا منظور حضرت مولانا این بوده که: ماه "دی" که اشاره به ماه سرد سال دارد را به "بهار" تبدیل می کند و "شب" را که مظهر تاریکی است را به "نهار" یعنی نقطه مقابل آن، روشنایی مبدل می کند.
سجاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۶ - حکایت:
اون حدیث بحث جبر گرایی است و سند نداره
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
تا بو ، که بویی از تو بیابد ، دلم چو جان
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۶ - ذکر شقیق بلخی رحمةالله علیه:
و گفت: هلاک مرد در سه چیز است.
گناه میکند به امید توبه،
و توبه نکند به امید زندگانی،
و توبه ناکرده میماند به امید رحمت،
پس چنین کس هرگز توبه نکند.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
گم شد نشانِ من ، به نشان از که جویمت
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
نایافت یافت مینتوان ، از که جویمت
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۵ - ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه:
نقل است که از شَفَقَّت(دلسوزی و مهربانی) که او را بود بر خلقِ خدای.
روزی در بازار مرغکی دید در قفس که فریاد میکرد و همی طپید. او را بخرید و آزاد کرد. مرغک هر شب به خانه سفیانِ ثوری آمدی. سفیان همه شب نماز کردی و آن مرغک نظاره میکردی، و گاه گاه بر وی مینشستی.
چون سفیان را به خاک بردند، آن مرغک خود را بر جنازه او همی زد و فریاد میکرد و مردم به های های میگریستند.
چون او را دفن کردن، مرغک خود را بر خاک میزد تا از گورِ آواز آمد که حق تعالی سفیان را به شفقتی که بر خلق داشت بیامرزیده، و آن مرغک نیز بمرد، و به سفیان رسید. رحمةالله علیه.
*خَلق: آفریده های خداوند از آدم, حیوان, درخت و ...
*خدمت به خلق: خدمت به تمامی موجودات و آفریده هایِ خدا۳۰ جولای ۲۰۲۵/عراق, عماره, میادین نفتی میسان
پرویز شیخی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
از لحاظ منطق این بیت بدین صورت صحیح است
مگر فرشتگان نبودند که اسیر دیو ماندند
که انسان ره ندارد به مکان آدمیت
پرویز شیخی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
دوستان محترم
آدم با انسان دو مقوله کاملا جدا از همند و اگر معنی این دو کلمه رو متوجه بشیم بسیاری از ابهامات برای ما مشخص میشه
طبق قرآن سه نوع بشر خلق شده
اول، بشری از مبدأ آب که به آنها فرشتگان گفته شده یا همان نئاندر تالها که جزو جانوران بودند
.
دوم، بشری از مبدأ خاک که به آنها آدمیان گفته شده و آدمیان میتوانند عقل رو در ذهن خود پرورش دهند
.
سوم بشری از مبدأ گلی پوسیده و بدبو که به آنها «انسان» گفته شده و از جانوران هم پست تر و نفهم تر هستند به انسان، دیو، جن، شیطان، ابلیس هم گفته شده
.
انسان در اثر آمیزش مردان نئاندرتال با دختران آدمیان بوجود آمدند
.
...ما انسان را از نطفه ای مختلط آفریدیم... (76:2)
.
...ما انسان را از گِلی پوسیده و بد بو آفریدیم ... (15 :26)
.
...پدری (حیوان) که «انسان» را به وجود آورد... (90:3)
.
...کشته باد انسان، چه بی عقل و ناسپاس است... (80 :17)
.
...انسان بیش از هر چیز سرِ جنگ وجدال دارد... (18 :54)
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳: