گنجور

حاشیه‌ها

Sam Keshavarz در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

دوستان سینه‌سوخته، جالب هست برام، برای چیزی تقریبی، قطعیت صحّت به خرج می‌دهید، منظورم  مصرع

لب و دندانت را حقوقِ نمک

است،

بیاید فرض کنیم همین مصرع در منابعی از یک شاعری بی‌نام و نشان و گمنام بود، همینطور باز می‌آمدید با این تلفظ نمیخوام بگم، امّا با این تلفظ مسخره ماسمالیش( یا ماستمالیش) می‌کردید که بتی که حافظ ساخته‌اید، خدشه‌دار نشود. چون اولاً این مصرع و بیت آن در خیلی از نسخه‌ها نیست، معلوم نیست اصلاً حافظ چنین گفته یا نه. گذشته از این از هر ده میلیون ایرانی از همان دوران تا به الان چند نفر را پیدا می‌کنید که چنین تلفظ، آن هم در شعر بگنجاند، آن هم باز شاعری مثل حافظِ لسان‌الغیب! شاید در گردآوری و خیلی اتفاق‌های دیگری این نسخه بد به دست نفر رسیده یا آن بد برداشت شده و نوشته شده، چون آن زمان که چاپ نبود، حتی گاهی شخصی فقط نگارنده بود، یا هزار احتمال دیگر،

تازه در نسخه‌ای به شکل زیر 

لب و دندان، تو را حقوق نمک

آمده است، البته ویرگول را خودم گذاشتم.

یا به کسی هم میخواست بگه، میشد بگه:

لب و دندانت و حقوقِ نمک

که درسته، هم مفهومش درست میرسه، و همون وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن» "خفیف مسدس مخبون" است.

خلاصه شاید کسی نابلد این مصرع به عمد و مقصودی و یا برای نشان دادن خطا گویی سراینده عمداً در شعر گذاشته، و یا سهواً اینگونه نوشته شده و خلاصه اینکه نه حافظ عاری از خطا بوده است، که این مصرع را با این تلفظ ناقص بپذیریم، حتی نمونه‌هایی از دیگران شاعران هم با این تلفظ بیاورید و چنین نوشته شده باشد، شاید آن هم به یک دلیل اشتباهی، این تلفظ در دوره‌ای جا افتاده و...خلاصه شاید اصلاً از اوّل اشتباه بدین گونه سُروده شده!! هر کس به اندازه یک درصد، به این جمله آخر من شک ندارد، یک متعصب است و بحث با آن فایده‌ای ندارد، بگذار در خیالِ حافظِ صددرصدش حال کند.

فرهود در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو:

با توجه به‌اینکه در ساز چنگ (که معادلش هارپ است) نوازندگان برای تزیین یا بیان حالات موسیقی گاهی از نواختن همه یا تعداد زیادی از تارها به‌سرعت استفاده می‌کنند به‌نظر می‌رسد که طیاره در بیت اول منظور این تکنیک از نوازندگی است.

امروزه در ساز پیانو و هارپ نیز این تکنیک وجود دارد و به آن گلیساندو می‌گویند. وجه تسمیه آن به «طیاره» هم بدین سبب است که انگشتان نوازنده مثل «پرنده» بر تارها به‌سرعت حرکت می‌کند. علت نبودن این کلمه در اشعار سایر شعرا شاید به‌علت آشنایی یا تسلط خوب حکیم نظامی بر علم و اصطلاحات موسیقی است. اینکه چرا در اینجا و درباره ساز چنگ به‌کار رفته، دلیلش اینست که این تکنیک در ساز چنگ جزو مطبوع‌ترین نغمه‌های این ساز است.

اگر این معنی درست باشد کشف معنی این لغت از من است.

و بنابر دلایلی که در بالا نوشتم به احتمال زیاد طیاره به معنی مضراب، اشتباه است.

ویدئوی چنگ‌نوازی و تکنیک گلیساندو (طیاره)

 

فرزانه کاوه در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق:

با درود 

پیشنهادی دارم و آن اینکه امکانی فراهم بشه که آثاری رو‌که اینجا در گنجور میخونیم بشه واتساپ یا تلگرام یا ایمیل و یا دایرکت کرد. سپاس

فرهود در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۲ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:

فکر می‌کنم گلگون را می‌فرستند که با شبدیز، دو اسبه بتازد. دو اسبه تاختن یعنی دو اسب را همراه خود بردن و به‌نوبت تاختن.

اگر این قسمت را اشتباه می‌گویم، لطفا اصلاح نمایید. در بالاتر گفته‌اند که:

اگر شبدیز با ماه تمام است/ به همراهیش گلگون تیزگام است

وگر شبدیز نبود مانده برجای/ به‌جز گلگون که دارد زیر او پای؟

یعنی اگر شبدیز همراه شیرین است خب گلگون می‌تواند همراه شبدیز دواسبه بتازد و اگر شبدیز آنجا نیست بجز گلگون چه اسبی می‌تواند به مهارت سوارکاری شیرین جواب بدهد؛ ضمیر او در مصرع آخر، شیرین است.

فرهود در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۱ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:

مغنی را که پارنجی ندادی به هر ...

درود، به‌نظر می‌رسد همان ندادی درست است؛ اغراق است؛

اگر هیچی به مغنی نمی‌داد، هیچش کمتر از گنج نبود. یعنی در بخشیدن مزد به غناگران معروف بوده‌است.

امروزه هم این شکل از اغراق در مکالمه‌ها استفاده می‌شود.

حبعلیشاه خاکسار در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

ای ارزوی ارزو 

این یعنی خوده ارزو هم آرزو داشته ! پرده به معنی حجاب هست ! یعنی حجاب ظاهری رو بردار تا اسرار باطنی نمایان بشه و توی واقعی را ببینم ! و این دیدار تو بدون هیچ حجابی ، ارزوی هر ارزویی هست !   آرزوی دوم رو شبیه یک موجود معرفی میکنه که اون ارزو هم ، آرزو دارد ! 

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۴:

«مر» معنی خاصی ندارد و از ویژگی‌های سبکی در سبک خراسانی است که تا سدۀ ششم بیشتر رواج داشت، اما در سده‌های بعد هم دیده می‌شود. 

اسماعیل شوشتری در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۹ در پاسخ به بهزاد دماوندی دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۴:

من هم از همان کتاب و برای این بیت آمدم:

از دنائت شمر قناعت را / همّتت را که نام کرده‌ست آز؟

که به نظرم آز در این بیت با مفهوم قدرت‌خواهی تفاوت دارد.

نظر شما چیست؟

سوره صادقی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:

نفهمیدم پس شبدیز چه شد؟ چرا شیرین گلگون را زین کرد و برداشت؟ پس شبدیز کجا بود؟

سوره صادقی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:

مغنی را که پارنجی ندادی به هر ...

در دهخدا در مدخل پارنج، این بیت برای مثال آورده شده ولی در مصرع اول «بدادی» آورده ست. به نظر هم معنیش درست‌تر درمیاد اینطور.

رسول م در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۲:

"نظر من در مورد خطای تایپی بیت دوم":

همونطور که می‌دونیم و شنیدیم از قدیم در نوشتار عربی برای تمیز دادن اسم عُمر از عَمر، اسم عَمر را با املای عَمرو می‌نوشتند و عَمر می‌خوندند .

این بیت بی توجه به معنای آن،که من در جایگاهی نیستم که واردش بشوم، در ظاهر بیت مشخص است که به این موضوع اشاره دارد. بنابر این به نظر می‌آید که فاصله‌های بین "عَمر" و "و (واو)" باید حذف بشود تا دستکم معنی تحت‌اللفظی بیت درست باشد. 

حتی شاعر در همین بیت مستقیما به واو عَمرو اشاره کرده است!

 

ززید و عَمرو مشنو کین حکایت

چو واو عَمرو در گفتن نیاید

 

رسول م در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۶:

"به نظر  من" در مورد بیت چهارم مصرع دوم،  نقطه حرف "ز" جا افتاده، بیت اینطور به لحاظ معنی درست تر به نظر می‌آید:

آفتاب روی تو چون در عرب پیدا شود

از حبش عاشق بلال "از" پارس سلمان آورد

معنی بیت اشاره به ظهور و شهرت پیامبر اسلام دارد و همراهی یاران پیامبر

 

بیقرار در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶:

   
« هرجا  سخن از جلوه‌ی  آن ماه پری بود » 
کارِ  من ‌دلداده فقط نوحه گری بود  

مقصود من از گفتن شعر از سخنی نغز
آوردن یک قطره از آن بحر دری بود 

شمعی که به شب راز مرا کرده هویدا
از روز ازل کار شبش پرده دری بود 

سروی که سراپای وجودش همه سبز است 
در صیف و شتا منتظر جلوه گری بود 

من اهل دلم ، دل که مکانش همه پیداست 
اما چه کنم سهم دلم دربه‌دری بود 

رمزی شده آن ناز نگاهت به دل شب 
اما نگهت داد زند ، بر دگری بود 

ابروی تو شمشیر دولب ، تیزی مژگان 
هر دو هدفش عاشق خونین جگری بود

ضعفم نه فقط غصه ی هجران تو‌ بودست 
حرفم‌ ،‌سخنم مملو از بی اثری بود

مفتاح هر آن مشکل آدم ز ازل ، عشق 
یا لطف خدا در شب و‌ ذکر سحری بود

آن دم که قرارم بشد از دوری و هجران 
او تازه به دنبال دمی عشوه گری بود

    

#رضارضایی « بیقرار »

جعفر عسکری در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

سلام. 

در بیت چهارم، "که از"  آشکارا وزن بیت و شعر رو به‌هم زده. "کز" درسته! 

حمزه حکمی ثابت در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۷ در پاسخ به سامان نریمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

سلام بر شما دوست عزیز و گرامی؛

از اینکه کار ناصواب بنده را متذکر شدید کمال تشکر را دارم چرا که همچون آینه‌ای پاک، نازیبایی رفتارم را به بنده حقیر نشان دادید که (المومن مرآت المومن). اما نکته‌ای که باید یادآور شوم این است که استقبال و تقلید از شاعران بزرگ نه به معنای ادعای هم ردیفی با آن بزرگان است که اگر چنین باشد به قول گوته:«جز نشان دیوانگی نیست». بلکه بدان معناست که همچون طفلی نوپا دست در دست این بزرگان بنهیم تا اولاً به زمین نیافتیم و ثانیاً طریقه‌ی راه رفتن را از ایشان بیاموزیم. هرچند که اگر راه رفتن را هم بیاموزیم، باز در زیر غبار برخاسته از خرامیدنِ توسن هنرشان پنهان خواهیم شد.

در پایان باز هم باید از جناب عالی کمال تقدیر را داشته باشم و پیروزی و سربلندی را برایتان آرزومندم.

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۴ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین:

در آن پرده که خوانندش حصاری ...

حصاری: لحنی از الحان موسیقی

Hasib Nazari در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۳:

در طره‌هاش نسخه ایاک نعبد است

در چشم‌هاش غمزه ایاک نستعین

شهر خ در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۳:

به نظرم نماز یعنی لحظه حال، الان، اکنون.

نماز می‌خونیم که تو لحظه حال باشیم.

یعنی توجه کامل را به زمان حال بدهیم.

فرهود در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۵ در پاسخ به پیروز دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

در اینجا قید است یعنی:

با شتاب و با عجله.

 

۱
…
۳۰۷
۳۰۸
۳۰۹
۳۱۰
۳۱۱
…
۵۸۲۰