گنجور

حاشیه‌ها

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵:

سلام بر عزیزان همراه 

آن قادر مطلقی که انسان سازد 

سهل است بر او که کار عدوان سازد 

ما را چه که این که بود و آن دیگر که؟

او کار ستمگرو پلیدان سازد 

سپاس از یاران

احسان مز در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۲ در پاسخ به دریا دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳:

احسنت دقیقا
برای همینه خیلی از شعر های مشهور که خواننده ها خواندن خوشم نمیاد
شعر رو فراموش کردن چسبیدن به خوانش

Mohd Moradian در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

"می مال پنهان گوش جان...

فکر می کنم مولانا از معشوق خود(خداوند) خواسته است که جانش(روح اش) را پنهانی صیقل دهد. و بهانه و منت این کار را بر کسانی چون شمس نهد.

 

رضا ناصری در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۳:

دقیقا این اشعار با نو کلام قرن چهارم تطابق دارد و بقول استاد کدکنی با نوع گفتگوی ظاهری امروز هم کلام نیست مثل استفاده از آوای (آ) درمتن

رضا ناصری در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

کاملا درست است 

احمد نیکو در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۷:

بازی بودم پریده از عالم راز

شاید که برم ره از نشیبی به فراز

اینجا چو نیافتم کسی محرم راز

زان در که در آمدم برون رفتم باز

رباعی از خیام

هاشم مرادمند در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۰ - مادر دوراندیش:

نخجیرگاه ها و کمانها و تیرهاست صحیح است. لطفا کمانها اصلاح شود. 

ریحانه reyhane۷۰۲۵@gmail.com در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:

بیت چهارم رو میشه یکی معنی شو بگه

علی زندوکیلی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۳:

سلام

بیت ذیل را جایی خوانده بودم 

هرچند بدیده ها صغیریم در باطن امر پیر ،پیریم

ولی در این غزل نبود.

صمد صفی لو در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۵ در پاسخ به سارا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:

گر ساقی سیم ساق من شراب ناب میدهد***کیست که همانند جام شراب، کل وجود خود را دهان نمیکند؟

منظورش اینه که کیه که با تمام وجودش خواهان شراب ناب ساقی نیست؟!

ماھسا مشتری در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

طاهره فلاحتی

این غزل را با نام ثلاثه غساله خوانده

 

در سکوت در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

اشکبوس اشک در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

سلام خدمت دوستان محترم  به این تفسیر هم عنایت فرمایید:

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

دلا : ای خدا جو

دل: خداوند

ای خدا جو سالک کسی شو که خدا را میشناسد (روح خدا) و در زیر سایه آنکسی بنشین که هر روز سخن تازه خدا را برای تو می گوید !.. منظور مولوی  به روح خداست؟.. چون روح خدا فرمود:

شما آنکه را می‌گویید: «خدای ماست» را نمی شناسید، اما من او را می شناسم زیرا که من از خدا صادر شده وآمده‌ام، من از پیش خود نیامده‌ام بلکه او مرا فرستاده است ، سخنهایی که من به شما می‌گویم ازخود نمی گویم، لکن خدا که در من ساکن است ، او این اعمال را می‌کند ، آنکه مرا شناخت و به من ایمان آورد، نه به من بلکه به آنکه مرا فرستاده است ، ایمان آورده است و کسی‌که مرا دید فرستنده مرا دیده است

.

در این بازار مکاران مرو هر سو چو بی‌کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

.

بازار مکاران: شیطان بازار ، مکارانی که سخنان خود را بجای کلام خدا قالب میکنند

شکر: کلام خدا ، همانطور که در مزامیر‏ باب ۱۱۹ آمده:    

کلام تو به مذاق من چه شیرین است وبه دهانم از عسل شیرین تر

.

اگر نفهمی هدف از آفرینش تو چیست ، دنباله روی سخنان مکاران خواهی شد 

بلکه سالک کسی شو که کلام خداست؟.. زیرا اگر کلام خدا را بشنویم و آنرا حفظ کنیم هرگز نخواهیم مُرد و زندگی جاودانی خواهیم داشت و هدف از آفرینش ما اینست که هرگز نمیریم ، همچنانکه روح خدا می فرماید :

هر‌که کلام مرا بشنود و آنرا حفظ کند ، مرگ را تا به ابد نخواهد دید بلکه حیات جاودانی دارد و کلامی که می‌شنوید از من نیست بلکه از آنکسی است که مرافرستاد

.

ترازو گر نداری ،پس تو را زو رهزند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

ترازو : تعقل و تفکر

قلب : سکه تقلبی ، سخنان و وعده های دروغ

پس اگر بدون تعقل و تفکر هر سخنی را بعنوان کلام خدا بپذیری ، حتمأ گمراه خواهی شد

.

تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

مثلی بین جوونها رایجه که به افراد مکار وکلاهبردار و دروغگو  میگن «دو دره باز»

ظاهرأ این مثل سابقه ای چند صد ساله داره؟.. چون مولانا میگه: مکاران با سخنان دروغ و وعده های پوشالی در باغ سبز رو نشونت میدن و منتظرت میگذارن ولی از در دیگه خونه میزنن بچاک پس هر سخنی که در مورد رسیدن به حیات جاودانی نباشد آن کلام خدا نیست

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲:

دیگر بگو چه تخم امل میتوان فشاند
 اکنون که گاه سبزه ز خاکم دمیدن است

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۳:

چه گوش پند شنو چشم داری  از مردم
 چو هست کار تو واعظ همیشه نشنیدن

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶ - دشنام شیروی، دفاع شیرین و نمودن روی در انجمن، و مرگ با زهر بر دخمهٔ خسرو:

همه بردگان و پرستندگان
جهانجوی و  بیداردل  بندگان

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۸ در پاسخ به محمد فخارزاده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵ - داوطلب شدن سیاوش برای جنگ افراسیاب، گشودن بلخ و نامهٔ کاووس در نهی از شتاب:

نخواهد گشودن همی با تو چهر

فردوسی  بیشتر انچه را با کسره میخوانیم  با  زبر اورده و  همین سپهر را هم  بهر  و شهر قافیه کرده  -  تواند بود
چنین است کردار گردان سپهر
گهی نوش بار اورد گاه زهر

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵ - داوطلب شدن سیاوش برای جنگ افراسیاب، گشودن بلخ و نامهٔ کاووس در نهی از شتاب:

گزین کرد از ان نامداران سوار
 دلیران جنگی دو و ده هزار
هم از پهلوی ِ پارس کوچ و بلوچ
ز گیلان جنگی و دشت سروچ
به بالا و سال سیاوش بدند
خردمند و بیدار و خامش بدند
بفرمود و لشکر ببیرون شدند
ز پهلو سوی دشت و هامون شدند
سراندر سپهر اختر کاویان
چو ماه درخشنده اندر میان

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۲ در پاسخ به محمد فخارزاده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵ - داوطلب شدن سیاوش برای جنگ افراسیاب، گشودن بلخ و نامهٔ کاووس در نهی از شتاب:

چنین است کردار گردان سپهر
نخواهد گشودن همی برتو مهر
دهر نمیگردد و شاهنامه ای هم نیست   فردوسی بی هیچ دشمنی و تنگ چشمی  از اغاز میخواسته به پارسی بسراید و بسیار بسیار اندک  عربی اورده  نه  چون پاک گرایان زمان ما -  ان زمان  پارسی  دری بسیار پاک تر از اینها بوده و او میخواسته در نامه شاهانه ایران  پارسی سراید بی هیچ دشمنی و تنگ چشمی

دگر انکه سپهر خود جایگاه بهر است  سپری شدن و بچم فلک نیز است و بیشتر در خور است تا دهر -

۱
…
۱۵۳۴
۱۵۳۵
۱۵۳۶
۱۵۳۷
۱۵۳۸
…
۵۸۵۵