جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷:
خسرو ز بهر شیعت حیدر گفت
این خوب و خوش قصیده غرا را
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره سری را
هم امروز از پشت بارت بیفکن
میفکن به فردا مر این داوری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
زَه و خَه و هزار زه ای بزرگ سخنور
نادانانی که میگویند زبان پارسی بی عربی نشاید بنگرد بر این سخن و روانی و زیباییش
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۳۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴:
به ملک ترک چرا غره اید ؟ یاد کنید
جلال و عزت محمود زاولستان را
خسرو خراسان در جای جای دیوانش بسیار از ستم غز سلجوق گفته است سنایی و دگر سخنوران دگر نیز بسیار از ستم انان گفته اند مگر سروده های این سخنور بزرگ بیشتر نمایان است
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۳۱ در پاسخ به سجاد رسولی دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴:
مگر میشود سخنی زاید و بی معنی باشد اگر زاید بود هرجای دگر میشد نهادش و اگر بی معنی بود ان را نمی اوردند - اگر اینگونه بپیماییم می هم بی معنی و زاید است چرا که رود با می رود یکی است - چگونه برای زیور می اورند در کدام زبان چیزی را برای زیور می اورند ؟ چرا تنها همین مر برای زیور امد چرا مر پسش از مفعول و را می اید این سخن را بیهودگان زمان ما گفتند که خود بی معنی اند هرچه ندانند ان را بی معنی میپندارند -
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹:
آمیخته شد به فر فروردین
با چندن سوده آب چون سوزن
کوروش در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۱۷ در پاسخ به آینۀ صفا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران:
عرق جنسیت چو جنبیدن گرفت
سر به زانو بر نهادند از شگفت
چون دبیرستان صوفی زانوست
حل مشکل را دو زانو جادوست
اشاره کرده سر به دوزانو گزاشتن
این با روی زانو نشستن خیلی فرق داره
مهیار حاتمی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۴ در پاسخ به علی حیدرپور دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
دوست عزیز شما نمیخاد به حضرت سعدی که خداوند عرفان و سلوک هست درس بدی...
احمدکریمی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۹:
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تویی در چه حساب است دل ما
این بیت به قول یک دوستی، درموردش هم میشود برداشت عارفانه کرد هم عاشقانه و هم اخلاقی. از منظر صائب در این شعر «همه چیزِ دل بر تار مویی بند است».
حافظ قائمی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹:
دل پردازی: خالی کردن دل از غم
در سکوت در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
Mehdi Z در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
این شعر را حسین علیشاپور به زیبایی خوانده است. اجرا به صورت کنسرت هست همراه با سه تار مهدی رستمی و کمانچه مهرداد اعظمی کیا. از کانال تلگرام سایت پیوند به وبگاه بیرونی و یا جستجو در اینترنت قابل دریافت است.
آرمین علیرضایی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۱ در پاسخ به کریم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
دوست عزیز منظور از شأن نزول؛ موقعیت تاریخی، زمانی و مکانی هست که حافظ غزل می سروده.
در تسلط رضا ساقی عزیز، بر اشعار حافظ هیچکس که در این مدیوم باشه شک نخواهد کرد، مگر دوستان مصادرِ به مطلوب کن ما..
پاینده باشی رضا عزیز
آرمین علیرضایی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۶ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
آقا رضا خاطرتُ به خاطرِ این افراد مکدر نکن، دوست من.
ما می فهمیم، که حافظ مِی میخورده، و چیزِ عجیبی هم نیست، در فرهنگ ما منع شده، وگرنه :
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزان است نه از خون شما
محمدرضا اسمعیلی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
این شعر با آواز قمرالملوک وزیری و تار مرتضیخان نیداوود در آواز بیات اصفهان بسیار شنیدنیست.
مونا ابومحمدی اردکانی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
غزل شماره ۳۳ حافظ در زمان شاه شجاع و در موقعیتی سروده شده است که شاعر با تنگدستی روبرو بوده و توقع ازدیاد وظیفه داشته، درحالیکه شاه به درخواست مکرر او جامه عمل نمیپوشانده است. حافظ خود را خلوتگزیدهای معرفی میکند که دوست برایش کافیست. معنی و تفسیر فال معنی۱- آنکس که خلوت اختیار کرده چه نیازی به تماشا و تفرج دارد؟ آنگاه که کوی جانان هست چه نیازی به صحرا رفتن است؟
۲- جانا تو را قسم به نیازی که به خدای خود داری، لحظه ای از ما بپرس که نیاز و حاجت ما چیست؟
٣- ای پادشاه زیبایی، برای رضای خدا مددی کن که سوختیم، آخر بپرس که حاجت این گدا چیست؟
۴- ما نیازمندیم اما زبان خواهش و نیاز نداریم، در پیشگاه خداوند بخشنده به عرض نیاز چه حاجت است؟
۵- اگر قصد ریختن خون ما را داری نیازی به بیان قصه نیست، آنگاه که همه چیز ما متعلق به توست چه حاجتی به تاراج است؟
۶- دل روشن یار، چون جام جهان نماست که هر چیز را در خود می بیند پس چه نیازی به بیان احتیاج است؟
۷- آن زمانی که منت ملاح را می کشیدیم دیگر گذشت، حال که مروارید به دست آمده، چه نیازی به دریاست؟
۸- ای مدعی برو که من با تو کاری ندارم، آنگاه که دوستان حاضرند، به دشمنان چه نیازی است؟
۹- ای عاشق مسکین، آنگاه که لب جانبخش یار، رزق تو را (بوسه) تشخیص می دهد چه نیازی به درخواست کردن است؟
۱۰- حافظ، سخن بیش از این مگوی که هنر خود نمودار می شود، با ادعاگران، چه نیازی به مجادله و سخن گفتن است؟
محمدحسین ناجی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷ - دیگجوش:
این بیت:
بریشم طرب چنگ آسمانم و چون چنگ
به دخمه ای که خراب شد رگم چرا نفروشم
در اصل اینگونه است:
بریشم طرب چنگ آسمانم و چون چنگ
به زخمه ای که خراشد رگم، چرا نخروشم
و این مصراع
شبی که هوش دلم زد سروش عرش،صلایی
شبی به هوش دلم زد...
الیوت الدرسون در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۰ - حکایت:
شیخ اجل در قالب یک حکایت از حکمت دار بودن قضایای الهی سخن میراند که هر چیزی که خدا برای انسان مقدر کرده است حتی اگر تلخ باشد بدون علت نیست کدام بدی به انسان وارد میشود مگر اینکه خدا از ان مطلع باشد
حضرت خداوندگار در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۹:
کمله ی هرزه در این بیت به معنای عبث، بیهوده، اشتباه و کار بیخود و بی نتیجه کردن است،
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰: