گنجور

حاشیه‌ها

مریم مریم در ‫۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:

این کامنت بمونه برای تاریخ. اینترنت ایران قطع شد و من برای خبر گرفتن از خانواده اینجا مینویسم تا ببینن. 

مریم مریم در ‫۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:

سلام 

کامنتم رو میبینی؟ خوبید؟

سهراب در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج:

در بیت گوهر شب را به شب عنبرین  -  گاو فلک بُرد ز گاو زمین    منظور از گاو فلک صورت فلکی ثور است ( ثور یعنی گاو)، منظور از گاو زمین همان گاوی است که بنا به اعتقادات دوران باستان  زمین بر روی شاخ‌هایش قراردارد و خود گاو نیزبر پشت نهنگ عظیمی ایستاده است دردریای کاینات. منظور از گوهر شب خود پیامبر در آن شب است و منظور از شب عنبرین همان شبی است که به برکت سفر پیامبر عطرآگین شده است. جناب نظامی می‌خواهد به یاری این دو کنایه بگوید  که گاو فلک که نماینده‌ی آسمان است گوهری گرانبها همچون پیامبر را در این شب معطر از گاو زمین که نماینده‌ی زمین است ربود. در واقع پیامبر به هر حال متعلق به زمین بود و این گنج از زمین به آسمان رفت.

سهراب در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج:

در بیت سِدره شده صدره‌ی پیراهننش    عرش گریبان زده در دامنش   ، سدره درختی است در بهشت و صدره پیراهن و سینه پوش. یعنی پیامبر آنقدر بالا رفته بود که سدره تا دامن پیراهن او بود و او از عرش فلک هم گذشته بود و در کل منظور نظامی در این بیت و در ابیات مشابه برتری مقام جناب پیامبر از فرشتگان و حتی چرخ و فلک را درپیشگاه خداوند نشان می‌دهد.

Raha Arian در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۱:

مفاعیلُ مفتعلن فع میتواند درست باشد. در صورتی که دو ضرب در انتهای آن مکث کرد. بدین صورت که آنرا مفاعیلُ مفتعلن مف(عولن) در نظر گرفت و به اندازۀ (عولن) سکوت کرد و سپس دور را تکرار کرد. در این صورت میزان موسیقایی سه ضربی تکمیل شده و موزون خواهد بود. 

طول جمله چهارده مورا است. اگر سکوت دوضربی در انتها برای آن قایل نشویم، در میزان لنگ هفت ضربی قابل خواندن است. یا بصورت ترکیب شش+هشت (تو آن ماهِ + زهره جبینی)

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۰:

با توجه به «مُغانِ نیره‌نوش» در مصراع نخست بیت دوم، واژه «نیره» باید به معنای «خمره شراب» هم باشد.

ققنوس در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۲ در پاسخ به غلامرضا گوهري دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:

درود بر دوستان

ذهاب:معنای واژگانی‌اش رفتن است و مجاز از جای رفتن(مقصد)

ذهب:زر(طلا) و مجازا دارایی

مذهب:آیین و دین

پس می‌خواهد بگوید کمتر درباره جایی که می‌خواهی بروی و برسی(مقصد)و از دارای‌ات و از کیش و آیینت سخن بگو.

ققنوس در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:

هر رازی که به دومی برسد هویدا می‌شود!

امیررضا ابراهیمی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

آقا رضا دمت گرم 

خیلی خوب توضیح میدی 

همیشه معنی شعر های حافظرو با شما میخونم 

امیررضا ابراهیمی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام دوستان 

یه عزیزی به اسم رضا اینجا بیشتر شعر های حافظ رو کامل توضح دادن 

از همینجا بهش میگم دمش گرم 

Fateme Zandi در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۰۵:

درود 

ای پسندیده حیف بر درویش..

در این مصراع حیف یعنی ظلم و غارت 

 

موفق باشید 

 

 

امیرشریعتی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۸:

سلام و عرض ادب

در بیت دهم از این غزل زیبا:

‌"شلاین" یا "شلایین" : (ترکی) به‌معنای بسیار اصرار، ابرام و تقاضا کننده به شکل افراط...

 

با تشکر از سایت وزین گنجور

محمدحسین حسن پور در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۴:

سلام با احترام به نظر همه دوستان، به عقیده بنده بهترین ابیات و نوع چینش کلمات متعلق به اصل خود شعر هست که باباطاهر به زیبایی هرچه تمام آن را سروده است.

زیرا جابجایی کلمات یا حذف و اضافه با توجه به وزن و اهنگ و البته مفهوم شعر باعث برهم خوردن تعادل شعر و دل زدگی مخاطب میشود. حال اگر چه اصل شعر همین باشد که در سایت قرار گرفته یا نه به هرحال زیباترین و بهترین شکل ممکن است.

Raha Arian در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ محمد وصیف سگزی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲:

وزن شعر بر مفتعلن مفتعلن مفتعل درست تر هست. چون بدین شکل نشان میدهد وزن متفق الارکان هست که یک هجا از انتهای آن کم شده است.

آریا غلامی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۸ - نشستن بهرام روز دوشنبه در گنبد سبز و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم سوم:

باشد که ما نیز بشر پرهیزگار شویم 

عباس صادقی زرینی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۸:

این همه هماهنگی بین اجزای ( کلمه به کلمه ) شعر حیرت انگیز است .

تصویر سازی بی نظیره 

معنی و خیال در حد اعلاست 

فقط بیدل موسیقی رو‌ زیاد رعایت نمی کنه 

بهزاد رستمی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

افسوس که در خلوت خاصت نشسته

وز هر طرفی بر سر من شورش عام است

احساس می‌کنم این بیت مشکل وزن داره و پیشنهادم اینه: افسوس که در خلوت خاص تو نشسته 

هر چند معنای بیت رو نمیفهمم، حتی بیت پیشنهادی خودم رو :)

البته حدس میزنم به این معنا باشه که میگه افسوس می‌خورم، غبطه می‌خورم به اونی که در خلوت خاص با تو نشسته 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱:

عطّار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱
  
مردِ یک مویِ تو ، فلک نبوَد
محرمِ کویِ تو ، مَلک نبوَد

ماه دو هفته ، گر چه هست تمام
از جمالِ تو ، هفت یک نبوَد

چون جمالِ تو ، آشکار شود
همه باشی تو ، هیچ شک نبود

مُلکِ حسن ، آفتابِ رویِ تو را
با کَسی نیز ، مشترک نبود

نتوان دید ، ذرّه‌ای ، رخِ تو
تا دو عالم ، دو مردمک نبود

آنچه ، در ذرّه ذرّه هست ، از تو
در زمین نیست ، در فلک نبود

لیک ، چون ذرّه در تو محو شود
محو را ، ذرّه‌ای برک نبود!

زرِ خورشید ، ذرّه ذرّه شود
اگر اش ، خالِ تو ، محک نبوَد

هیچکَس را ، در آفرینشِ حق
در شکَر ، این همه نمک نبود

سرِ زلف ات ، به چین رسید ، از هند
هیچکَس را ، چنین یزک نبود

گر ، خسَک ، در رهِ من اندازی
چون تو اندازی ، آن خسک نبود

هرچه ، عطّار ، در صفاتِ تو گفت
بر محک ، جاودان ش حک نبوَد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

عطّار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲
                 
چو ، در غمِ تو ، جز جان ، چیزی دگرم نبود
پیشِ تو کشم ، کز تو ، غمخوارترم نبود

پروانه ی تو گشتم ، تا بر تو سرافشانم
خود چون رخِ تو بینم ، پروایِ سرم نبود

پیش نظرم ،  عالم ، چون روزِ قیامت باد
آن روز که بر راه ات ، دایم نظرم نبود

گفتم خبری گویم ، با تو ، ز دلِ زارم
امّا چو تو را بینم ، از خود خبرم نبود

گفتم که ز تیر ات ، تیز ، از چشمِ تو بگریزم
چون تیر بپیوندد ، کنجِ گذرم نبود

در عشقِ تو ، صد همدم ، تیماربرم باید
تنها چه کنم ، چون کَس ، تیماربرم نبود

گفتی ؛  که به زر گردد ، کارِ تو ، چو آبِ زر
جانی بکنم آخر ، گر آن قدرم نبود

تو چاره ی کارم کن ، تا از رخِ همچون زر
تدبیر کنم ، وجهی ، گر هیچ زرم نبود

بوسی ندهی ، جانا ، تا جان نستانی تو
هر دم ، ز پیِ بوسی ، جانی دگرم نبود

عطّارِ ستمکش را ،  دل بود ، به تو رهبر
دردا که ، چو دل خون شد ، کَس راهبرم نبود

۱
…
۱۴۰
۱۴۱
۱۴۲
۱۴۳
۱۴۴
…
۵۸۱۶