گنجور

حاشیه‌ها

سفید در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۴ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲ - آشیان عنقا:

 

کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون

اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا...

 

ابوالفضل در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۶:

ترجمه مصراع‌های عربی:

۶-این روح و قلب من است اگر خونم را مباح میدانی (ترجمه معنایی)

۷-آن نهایت قصد و منتهای تلاش‌های من است (با توجّه به مصراع نخست که فارسی است ترجمه بیت مشهود است)

ابوالفضل در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۶:

بسیار زیبا

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۰ در پاسخ به کاوان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷:

فوق العاده است درودها برشما واستاد شجریان💕💕🙏🙏

روح شرقی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

حیرت ها  پس از  رشدها

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

شعری سراسر عاشقانه واماوقتی که این غزل را با آهنگ سازی پرویز مشکاتیان وآواز خسرو خوبان شجریان گوش میکنی تا سرحد جنون عاشق خدا میشوی روح بلند سعدی عشق استاد سخن و

خداوندگار موسیقی استاد مشکاتیان وشجریان شاد 🌷🌷❤️❤️🌹🌹💕💕💕

سجاد در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۳:

سلام  خود اینجا خَد تلفظ میشه هم قافیه با بد هست

م شریعتی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری:

در شماره نهم پادکست «عشق داند» درباره این داستان زیبای مثنوی صحبت می‌کنم.

از لینک زیر بشنوید😊🙏

نهم: آئینۀ دل

مبین سلیمانی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۳۱ - صبای کاشانی:

وزن:مفاعیلن،مستفعلن،فاعلن

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم:

اشک چشمم در دهان افتد گه افطار از انک
جز که اب گرم و پستی نگذرد  از  نای من

=
تن اینجا به پست جوین ساختن
دل انجا به گنجینه پرداختن

ف ص در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

واعضان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند این گدایان چون به خوان هستی ما غالب اند خون مردم می‌خورند وخلق را خر میکنند 

دکتر صحافیان در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

لحظه آغاز آفرینش بود، فروغ زیبایی‌ات آشکار شد و سخن از جلوه گری به میان آورد، عشق(هم‌زاد زیبایی) پدیدار شد و آتش در ارکان همه جهان( تجلیات) زد.( تجلی در برابر استتار می‌آید و بسا این دو با هم می‌آیند، چون مشاهده الابرار بین التجلی والاستتار- گلستان، ۹۰- عارف دائما میان تجلی و استتار در نوسان است: دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی/ بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی-سعدی- شرح شوق، ۲۱۰۵- ۲۱۰۷)
۲- چهره زیبایت، هنگام نمایان شدن به فرشته نگاه کرد، در او عشق ندید، از غیرت( هم سنخ نبودن تجلی و عشق با سرشت فرشته) به آتش بدل گشت و وجود آدم را مشتعل کرد.
۳- گوهر عقل(از عالم مجردات مانند فرشته و ...) خواست که از شعله عشق بهره گیرد، اما غیرت حق آذرخشی زد و بار دیگر جهان را به هم ریخت.
۴- مدعی( ابلیس خودخواه و یا هر آنکه از این گرداب بیرون نیامده) خواست به تالار نمایش رازها ورود کند، دستی از غیب بر سینه نامحرمش زد.( تماشاگه راز مکان نیست، فرازمان و مکان؛ مرحله‌ای از سلوک است)
۵-آنان که شایستگی حضور و دریافت عشق نداشتند، سرنوشتشان آسودگی عیش شد و ما که غم عشق را چشیدیم غم را برگزیدیم( غمی شیرین‌تر از شادی)
۶- روح بلند ما آرزوی هوس گودی زیبای چانه‌ات( رسیدن به وحدت) را داشت، برای رسیدن به آن در زلف پریشانت( کثرات و دنیا)دست آویخت.( ایهام: هبوط آدم)
۷- آنگاه که داستان عشق شیرینت را می‌نوشتم، بر هر خوشی و خرمی قلم محو کشیدم.( غم عشق شیرین‌ترین عنصر هستی)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی

محسن جهان در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

تفسیر ابیات ۱ الی ۳ فوق:

حضرت حافظ در این غزل از دوری و فراق انسان از اصل خویش می‌گوید:

به وضوح و بی تکلف اذعان می‌کنم که، اصل من از جنس عشق و دلدادگی بوده و هیچ تعلق خاطر نسبت به این دو جهان باقی و فانی ندارم.

چگونه این فراق و جدائی را توضیح دهم که، من پرنده باغ بهشت بودم و بر اساس اصل قضا و قدر و مشیت الهی در این زندان گرفتار شدم. 

همانگونه که در قرآن ذکر شده، اشرف مخلوقات لقب داشته و در باغ بهشت سکنا داشتم که به ناگه در این خراب آباد دنیا خود را یافتم.

همیرضا در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » غزلیات » شمارهٔ ۹۱:

دوستان آگاه در مورد وزن عروضی این شعر لطفاً کمک کنند.

ساجد مسیبی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

قافیه و قالب شعری اش چطوریه؟ چرا درست در نمیاد

شهاب در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:

به راستی که زیباست

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۴ در پاسخ به سپهر دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

جناب سپهر درودها برشما وهمه گنجوری های اهل شعروادبیات ناب پارسی منمنونم باب تذکرات بجا وتوضیحات مفیدتان بهرمند شدیم تاباشند ماننددوستان صاحب نظران اهل دل چون شما گنجوری ها که مایه مباهات است وافتخار که هنوز عشق میورزند به این گنج گرانبها روح بلللللند همچوسعدی ها شاد پایدار وماناباشید🌹🌹🙏🙏

مشتاق در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۴۹ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

با درود و سپاس بیکران از جناب رضا عزیز بابت توضیحات عالی. همنشین حافظ باشی و فیض بخش دوستان

حمید خباز در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:

بسیار عالی 

sha farhang در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۷ در پاسخ به اکبر دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۳:

بدری به معنای دریدن و پاره کردن آمده - اگر تکه ای از کفن مرا بدرانی ( پاره کنی) 

۱
…
۱۳۷۷
۱۳۷۸
۱۳۷۹
۱۳۸۰
۱۳۸۱
…
۵۸۵۴