گنجور

حاشیه‌ها

زهیر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۱ در پاسخ به مستعار فلانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۳:

مثنوی، دفتر چهارم، ۷۹، بیت ۸ تا ۲۴:

توضیحاتِ مولوی دربارۀ بایزید که گاهی می‌گفت «انا الحق»:

 

نقل آمد عقل او (بایزید) آواره شد

صبح آمد شمع او بیچاره شد

 

عقل چون شحنه‌ست چون سلطان رسید

شحنهٔ بیچاره در کنجی خزید

(شحنه تقریبا یعنی مأمور حکومت، شما معادلشُ مأمور نیرو انتظامی فرض کن)

 

عقل سایهٔ حق بود حق آفتاب

سایه را با آفتاب او چه تاب

 

چون پری غالب شود بر آدمی

گم شود از مرد وصف مردمی

 

هر چه گوید، آن پری گفته بوَد

زین سری زان آن سری گفته بوَد

 

چون پری را این دم و قانون بوَد

کردگارِ آن پری خود چون بوَد؟

 

اوی او رفته، پری خود او شده

تُرک بی‌الهام، تازی‌گو شده

 

چون به خود آید، نداند یک لغت

چون پری را هست این ذات و صفت

 

پس خداوند پریّ و آدمی

از پری کی باشدش آخر کمی؟

 

شیرگیر ار خون نرّه شیر خَورد

تو بگویی او نکرد، آن باده کرد

 

ور سخن پردازد از زر کهن

تو بگویی باده گفتست آن سخن

 

باده‌ای را می‌بود این شر و شور

نور حق را نیست آن فرهنگ و زور

 

که ترا از تو به کل خالی کند

تو شوی پست او سخن عالی کند

 

گر چه قرآن از لب پیغمبرست

هر که گوید حق نگفت، او کافرست

 

چون همای بی‌خودی پرواز کرد

آن سخن را بایزید آغاز کرد

 

عقل را سیل تحیّر در ربود

زان قوی‌تر گفت که اوّل گفته بود

 

نیست اندر جبّه‌ام الّا خدا

چند جویی بر زمین و بر سما

 

ظاهرِ همۀ این توضیحاتِ مولوی، دقیقا بر آیۀ شریفۀ «و ما رمیت اذ رمیت و لکنّ الله رمی» تطبیق می‌کنه.

زهیر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۷ در پاسخ به آرمان وکیلی صادقی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۳:

صد البته طبق بعضی از حدیثا، خود امیرالمؤمنین علیه السلام کسانی را که مُصر بر این بودند که امام علی خداستُ به حکم خدا و دین، کشته و سوزانده‌اند.

کمیل در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۴ در پاسخ به رحمت مقصودلو دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

با سلام  خدمت جناب مقصودلوی بزرگوار.

ضمیر «ش» در اصل برای فعل بگو بوده و در اینجا رقص ضمیر رخ داده و ش بعد از مستی آمده. یعنی در اصل بوده «از مستی رمزی بگویش» یعنی از مستب به او رمزی بگو و چون بعد از حرف اضافه آمده اگر اشتباه نکنم باید نقش متمم داشته‌باشه.

امیدوارم اشتباه نکرده باشم. فرخنده و سرزنده باشید.

زهیر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳۷:

کاش قبل از اینکه بیوفتیم توی سقوطِ هواپرستی، کمی هم عاقبت‌اندیشی کرده بودیم و تا این حد غافل از «مکافاتِ عمل» نبودیم.

«از مکافات عمل غافل نشو»

لاله انوشه lale.anooshe۱۲@gmail.com در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۷ در پاسخ به کیدخت کیانپور دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۰:

درود بر دوستان عزیز

منظور از شراب، نوشیدن از خم اگاهی الهی ست و کسی که خیلی اگاه بشه مستی و بی هوشی و غرق در مجاز بودن انسانها رو می فهمه

در حقیقت صائب داره به اندوه همراه دانستن و فهمیدن و درک کردن اشاره می کنه

داریوش در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۲۰ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر » بخش ۳۰ - حکایت در بی‌وفایی:

با سلام و ادای احترام در بیت زیر

گشت پدرش چو ماه نو باریک         شد جهان پیش پیرزن تاریک

واژه  "پدرش " اشتباه و بجای آن می بایست" بدرش " جایگزین شود  

بدر= ماه کامل        ماه نو باریک =  هلال ماه در اول ماههای قمری

یعنی ماه کامل او مبدل به هلال باریکی گشت       و دنیا در چشم پیرزن تاریک شد 

امیر رحیمی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان » بخش ۷:

پیوند به وبگاه بیرونی

در صورت تمایل این بخش را به صورت پادکست در آزر آرشیو گوش دهید 

نردشیر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش بیست و دوم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

مثالم کعبتین شش سو اید

که تا خود بر کدامین پهلو آید

محمود آزاد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۶۲:

از بیم رقیب جستجویت نکنم
وز طعنه خلق گفت‌و‌گویت نکنم
لب بستم و از پای نشستم اما
این را نتوان که آرزویت نکنم

این رباعی شگفت انگیزه و سخنم این نیست که چه کسی سروده،مهم این است که هنگام سرودن این رباعی خدا بر دل و زبان سراینده نمود پیدا کرده 

خدایا 🙏

مهدی اسماعیلی رخ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:

تا شاهد مهرت را نبود غم دلتنگی

حامد آذربایجانی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴ - خروش سهراب بر کاووس، برکندن سراپرده، دیدار نخست با رستم و انکار نام:

درود.

جناب بهرام مشیری در برنامه‌ی سرزمین جاوید اشاره داشتند که بیت نوزدهم این شعر غلط است و درست آن، چنین است:

خم آورد پشت و سنان ستیخ/ بزد تند و برکند هفتاد میخ

زهیر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۵ در پاسخ به محمدجواد محمدی نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:

سلام آقا جواد، چطور می‌تونم بهتون آشنا بشم؟ کجایین؟ چطور بهتون دسترسی داشته باشم؟ یک راه ارتباطی، چیزی معرفی بفرمایین

افسانه چراغی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد:

قصدم از الفاظ او راز توست قصدم از انشایش آواز توست

قصدم از الفاظ او، راز تو اَست

قصدم از انشایش، آواز تو اَست

افسانه چراغی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۷ در پاسخ به امیر م دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد:

درود بر شما. باید به این شکل خوانده شود:

همچو حاجی طائفِ کعبِی صواب

الف رارا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

راه شدی، تا نبدی این همه گفتار مرا

راهم می دادی، تا این همه حرف نزنم

شاهرخ کاطمی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

سلام

صورت مسئله مولوی کبیر در مورد هر انسانی

منحصر به فرد صحبت می کنه انسان راه

طولانی طی کرده تا به انسان بودن رسیده

ولی اسیر ذهن وفکرش شده فکری

که افسانه سازی می کنه او از خداوند

تمنا می کنه روشنی وجودت را که

در ما هست پررنگ کن البته ماباید

اینکار را بکنیم تا بتوانیم از ان برگت

استفاده کنیم ومنظور باریدن سنگ

از عرش ادمی هست که از لومن ذهنی

نمیاد بیرون واحساس کمال می کنه

یعنی ذهن را خاموش کنیم محتویات

فکر مارا خداوند متلاشی کنه

ذهن وفکرهای افل ومزاحم را بزاریم

کنار در این مورد  از خداوند کمک

خواسته نه اینکه سنگ بر دشمن

توهمی ذهن بریزه ما اسیر فکر

وذهن توهمی هستیم

غزل را بخوانید عمل کنید

رستگار خواهید شد

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۳ در پاسخ به علی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۵ - بخشیدن روم سلم را و تور توران را و ایرج ایران را:

بیگمان گرگان درست نیست
 و دشت گردان است
در جاهای دگر نیز پیوسته ایران و دشت سواران خنجر گذار و زین دست میگوید که ایران و جزیره عربی را میخواهد که انجا هم  زیر حکم ایران میشمردند

محمد الهی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گم‌شدن شبلی از بغداد:

در بیت ششم،مصرع دوم  کتاب کشکول شیخ بهائی  اینطور نقل نموده:

نه زنم نه مرد در دین آه از این

احمد مستان در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۰ در پاسخ به هیچ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

این نظر مستلزم تغییر در دو کلمه است،

و ظاهرا وحش معنای جمعی داره و مفردش (وحشیّ) است

(باغ وحش)

 

 

 

 

زهیر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲:

با توجّه به «ما» در مصرع زیر از مولانا:

آن‌گه کنی آهنگِ ما، آهنگِ ما

به نظر میاد در این مصرع و همچنین در رباعیِ بالا، مولوی از طرف راه‌یافتگان (یعنی همون «ما») سخن گفته و مخاطبش انسان‌های کمال‌نیافته ولی طالب است.

۱
…
۱۱۹۲
۱۱۹۳
۱۱۹۴
۱۱۹۵
۱۱۹۶
…
۵۸۵۰