قصه دون در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱:
این حکایت جذاب را به زبان ساده امروزی با عنوان داستان اسیر و وزیر نیک خواه در قصه دون بخوانید.
فرهود در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۴۴ - مناظرهٔ نقاشان رومی و چینی:
در بعضی از نسخهها میانبُر نوشته شده که غلط است. میانبُر در فارسی تنها به معنی «راهِ کوتاه» آورده شده است. در ضمن میانبُر در این بیت فصاحت ندارد.
درستش بدین شکل است:
« میان بَر ز پیکر برانداختند »
یعنی از بَرِ پیکرها میان و پرده را برداشتند. « بَر زِ » یعنی « از بَرِ » از مقابلِ.
توضیح درباره میانبُر (به معنی راه کوتاه ، در انگلیسی: shortcut ) اینکه «میان» در کلمه میانبُر به معنی کمر است؛ کمرِ کوه. زیرا کوتاهترین راه برای بُریدن و پیمودن و دور زدنِ یک کوه از کمر و میان کوه است نه از قله یا دامنه. بدین سبب به راهِ کوتاه، میانبُر گفتهاند. در گویش لَکی در غرب ایران «قَیبِر یا کیبِر» میگویند. قَی یعنی کمر و میان. بِر یعنی بریدن.
Mojtaba Razaq zadeh در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین » بخش ۷ - فی مثالب شعراء المدّعین:
شاهکار
حیدر شمسعلی در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
سلام
من عراقیم ولی شعر فارسی خیلی دوست دارم با خصوص غزل سعدی
معنی این شعر کیست ؟
مدح حضرت پیامبر ؟ یا غزل معشوق سعدی ؟
MOSTAFA Nikroozi در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۵:
بسیار زیبا و قابل تامل
کوروش در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۱۲۶ - حکایت:
تفسیر لطفا
رضا صالحی در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
دیر: عبادتگاه مسیحیها
رضا صالحی در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
معنای لابشرط «تاب»: پیچیدگی
Mmd در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
بعض نسخ:
بیت ۲: مددی کند سها را (ستارهای کم نور و کم قوت)
در ضبط خدا را شاید بتوان مانند ذوالنور شهاب را استعاره از سلطان دانست تا از تداخل دو خدا جلوگرفت
زریاب خویی سها را بیربط میداند و بیت را اینطور معنی میکند: از رقیب به خدا پناه میبرم و شاید آن شهاب (خود دوست و محبوب) برای خدا و در راه خدا این دیو بدسیرت رقیب را از خود براند.
بیت ۴: دل عاشقان
بیت ۵: به پیام آشنایی ( ایهام: پیامی که آشناست یا پیامی از جانب یک آشنا)
بیت ۶ مصراع دوم در بعضی نسخ: رخ خوب جانفزایت/رخ همچو ماه تابان، قد سرو دلربا را
(قیامت نمودن: آزار دادن عاشقان - استعلامی، قامت نشان دادن - ذوالنور)
زریاب: قیامت تیرگی و درازی روز محشر که زلف یار را به آن تشبیه میکند که این زلف سیاه که بر روی افگندی چه قیامتی است که به عاشقان نشان دادی آن را به یک سو افکن و عذار خود را بنما
بیت ۷: که به وقت صبحگاهی/صبحگاهان اثری بود دعا را
(جرعه دادن: توجه کردن - استعلامی، اندکی نوشاندن - ذوالنور)
رضا پروا در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۲۵ - فی التوحید الله عزّ اسمه:
ماه را منجوق این پیروزه ایوان ساخته
محمد امین در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۰ در پاسخ به چنگیز گهرویی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:
به نظر میرسد با توجه به حضور واژهی «تکیهگاه»، وجود جایی برای تکیه دادن ضروری است و تکیه دادن میسر نیست مگر در یک «کنار»ی.
ادبیات در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
زهر از قبل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات استدعایی گر نمیگویی به دشنامی عزیزم کن
که گر تلخست شیرین است از آن لب هر چه فرماییسعدی از اخلاق دوست هرچه که آید نکوست/گو همه دشنام گو کزلب شیرین دعاست
(استاد سخن فارسی یک جمله و مفهوم به چند شکل میگویبد،کمتر شاعری هست که بتونه برای یک منظور به چند روش شعر بگوید.. سعدی از اینگوه اشعار زیاد داره)
جواد عباس زاده در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۸:
صائب خودش شیخ صوفی و پارسایی سرامد بوده و همین لباسش نشان صدق بر ان است
ادبیات در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵:
گلهای رنگارنگ، برنامه 314.استاد محمودی خوانساری این غزل را در دستگاه سه گاه به زیبایی خوانده اند
جاوید مدرس اول رافض در ۳ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
تضمین این شعر
شب همه شب زنور او منزله قمر برم
گر زسرم کُله برد من زمیان کمر برم
گلشن نعمتست و جاه، من زبرش ثمر برم
..............
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
********
سیطره اش درین جهان بخت خوشش بود ضمان
از رخ غنچه میبرم بر لب و آن دهن گمان
فتنه آخرالزمان، زان ذقن است و وزان دهان
..............
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
********
اوست همه وجود من،من فقط این پیرهنم
با که بگویم عاقبت فته و جور آن صنم
براه او نمانده جز خیالی از جان و تنم
...........
آمدهام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم زر نبرم خبر برم
********
اذن اگر دهد ازان گلشن او ثمرکنم
سودبرد چو دیده ام نظر بر آن قمرکنم
گر که کند عنایتی دست در آن کمر کنم
................
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
*********آهوی جسم وپیکرش مُشک زناف میکند
مرغ دلش نشیمن از قله قاف میکند
جام می مغانه را باده ز صاف میکند
...........
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشادِ تیر او وای اگر سپر برم
********
قوس کنم روان خود تا ببرد بقاب خود
جور مکن جفا مکن دم مزن از عتاب خود
کی مه من خطا رود، دل تو ببر صواب خود
...............
گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند؟ گفت بلی اگر برم
***********
کاله جان چو میبرد نا رس و کال گشته ام
نقص نَجُست راه او محو کمال گشته ام
غنچه نو شکفته در صبح وصال گشته ام
....................
در هوس خیال او همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
***********
گم نشود ز پیش او این دل مهر کیش من
رافض اگر کند کسی مرهم خون ریش من
نکهت زلف کی رود ز خاطر پریش من
..............
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم
**********
جاوید مدرس رافض
مزضیه اوجی در ۳ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
15-عقل کامل میشود از گرم و سردِ روزگار
آب و آتش میکند صاحببرش شمشیر را
عقل آدمی با چشیدن سرد و گرم روزگار کامل می شود همانطور که قرار دادن شمشیر در حرارت زیاد و سرمای آب باعث تیزی و برندگی و مقاومت آن می گردد.
مزضیه اوجی در ۳ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
6-برنمیگردد براتِ قسمتِ حق، خون مخور
نیست ممکن بازگردیدن به پستان شیر را
برگشتن برات = نکول .پرداخت نشدن حواله و برات
این بیت جبر گرانه است
نگران روزی خود نباش که روزی تو مقدر است وهمانطور که شیر آماده در سینه مادر وقتی بیرون آمد به پستان بر نمی گردد برات و حواله تقدیراز پیش نوشته شده است وتغییر نمی کند.
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴ - فرستادن مادر اسکندر به اصفهان، آوردن روشنک با جهاز شاهانه و نشاندنش بر تخت زرین:
یکی از اشتباهات شاهنامه در این بخش است که میگه مادرِ اسکندر با خودش,مترجم برد! در حالیکه مادر اسکندر قبلا زنِ داراب بود و مدتی در دربار ایران زندگی کرده بود و طبق گفته فردوسی اسکندر از تخمِ داراب بود نه فیلقوس (فیلیپ سوم)! 🤓
جلال خدابنده در ۳ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
بنده با توجه ب یکسری شواهد میتونم بگم این غزل در وصف حضرت اباعبدالله الحسین هست.
جاوید مدرس اول رافض در ۳ سال قبل، دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی: