گنجور

حاشیه‌ها

حمزه زاهدی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۷ در پاسخ به کورش بقائی راوری دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۴۵۷:

سلام.

با عرض پوزش از شما، مصراع تضمین‌شده از متنبیه.

حمزه زاهدی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۷ - در شرح شکایت:

سلام.

الان دیوان منوچهری دم دستم نیست، ولی، تو مصراع آخر، کلمه‌ی "بن" بعد از "احمد" خارج از وزنه و گویا باید حذف بشه. 

محسن در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه فرماید:

با احترام

چندین غلط املایی در متن وجود دارد

مانند بیت  ۱۱،۱۴ و ۳۴

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملک اتسز:

بیت 19 ایراد تایپی دارد:

در معرکه و صد ز تأیید الهیت

صدر شاید باشد.

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملک اتسز:

بیت هشتم انگار دو واو  عطف از قلم افتاده است:

جنگ تو «و» صلح تو همه بیم و امیدست

وصل تو «و» هجر تو همه سود و زیانست

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملک اتسز:

بیت ششم ایراد تایپی دارد و کلمه ای از قلم افتاده است: مانند کمان گشته مرا قامت تیر

مثال: مانند کمان گشته مرا قامت چون تیر

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملک اتسز:

بیت دوم چنین باید باشد: در خد تو ای آفت دین...

Aboteen در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰:

معنیش می کنید لطفا 

م رحمانی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۵ در پاسخ به 'گلستانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم  خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت  .....بازآ  که مردمک چشم من از شدت گریه در فراق تو سیاهی اش را از دست داد و سفید و کور شد  و البته همین را هم می خواست چون دوست نداشت جز تو کسی را ببیند و حالا که نیستی پس دوست داشت که کور شود و هیچکس را نبیند اکنون که به این مهم دست یافت لذا  کندن این خرقه ی سیاه  برایش جای شکرگذاری داشت پس شما هم دیگر ماجرای هجران را کم کنید و پس از دیدن این خلوص عمل ، به دیدن عاشق بیایید

رضا شکیب در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲:

شوربختانه در دورانی زیست می‌کنیم که هنر خوار شد جادویی ارجمند...

دریغ که رباعی‌هایی چنین نغز و پرمغز از مه‌ستی گنجوی نه تنها در درس کودکان نیامده بلکه او برای بسیار هنردوستان نیز آشنا نیست... 

سیاوش در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۴ در پاسخ به مهرناز دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۳ - دشمن و دوست:

واژه ی گریم صحیح می باشد.

در بیت اول : دیگران از *صدمه ی * اعدا همی نالند و من ، صحیح میباشد

طاهری در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۹۳:

غزلی بسیار زیبا و تاثیرگذار...

موضوعی که ذهن مرا درگیر کرد بیت اول این غزل بود، یادآوری کرد که هر انسانی در هر درجه و مقامی در خلوت خود خواسته‌هایش را از خدا طلب میکند. دومین نکته قابل توجه برای بنده حول غزل این بود که همیشه گمان میکردم شعرایی که به مقام پذیرش توحید دست‌یافتند، همه چیز را در مفهوم «عشق» خلاصه کنند، حتی اگر عشقشان(چه زمینی چه آسمانی) در فراق باشد اما این شعر حالی دیگر داشت، هر چند مخاطب صحبت امام زمان بودند لیکن کلمات بطوری زیبا چیده شده‌اند و مفهوم آسمانی را القا میکنند که می‌توان به عنوان یک نمونه شعری عاشقانه از آن نام برد بی آنکه فراق و هجرانی در این عشق باشد، عشقی پیوسته در امید وصال...

کوروش در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد:

همچو موشی هر طرف سوراخ کرد

چونک نورش راند از در گفت برد

 

یعنی چه ؟؟؟

کوروش در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:

من اگر با عقل و با امکانمی

همچو شیخان بر سر دکانمی

منظور از شیخ و دکان چیست ؟

 

کوروش در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا:

پس جهاد اکبر آمد عصر دزد

تا بگوید که چه برد آن زن بمزد

 

یعنی چه ؟

 

Amir Tavasoli در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ حافظ » مقدّمهٔ جمع‌آورندهٔ دیوان حافظ:

چقدر دوست داشتنی هستید شما. در روزگار یورش تازیان و حکومت آنان بر سرزمین دوست داشتنی ما، وجود این سایت نه تنها ضروری است بلکه می بایست چندین نمونه مشابه نیز مورد بهره برداری قرار بگیرد. کودکان این سرزمین حتی شده به اجبار باید در مسیر شناخت گنجینه های ادبی خود باشند و به دور از همه آموزه های اعراب

فرهود در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۵ - حکایت:

رنج‌برد  در اینجا یعنی  رنج بردن

حسین فرزند ماه جمال و منصور محمدنظامی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

ارتباطی شکل می گیرد مابین یک انسان و یک منبع دانش. آنقدر این دانش سنگین هست که بیان آن در واژه ها برای آن انسان گاهی گیج کننده و عجیب و مبهم می شود. از این رو در بیت زیر:

"شرح این قصه مگر شمع بر آرد به زبان   ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی" شاعر این امر را تاکید می کند که اگر قرار است قصه انتقال معانی بین انسان و منبع دانش به دیگران گفته شود، بهتر است از طرف شمع همه آنچه اتفاق افتاده است بیان شود. چرا؟ چون گیرنده دانش توانایی های محدودی دارد. شاید الکن صحبت کند و گنگ و دچار شطحیات گردد(ارجاع به پرو بال زدن بی مهابای پروانه). دلیل دیگر این است که در نزدیکی شعله، دیگر پروانه دارد می سوزد و کلا فضایی ندارد که قصه تعریف کند(شهود و سکوت محض). از وجودش مایه می گذارد برای شعله ور کردن خودش.، یعنی از جایی به بعد گرچه انتقال معانی اتفاق می افتد ولی پروانه دیگر پروانه نیست و دارد می سوزد. شمع به عنوان نظاره گر همه چیز مسلط وار، همه قصه را می بیند و دقیق می تواند بگوید.پس  اگر قرار به بیان این قصه هست،بهتر است از زبان شمع بیان گردد.

--

در دلم چیزی هست و "او" بهتر می داند.

هدهد میرزا در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۸ - در شکایت حسودان و منکران:

سلام.

بخش «عذر شکایت» (12 بیت) از متن گنجور افتاده است.

مصرع اول: تا من منم از طریق زوری

احمد فرزین در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:

سلام

در وصیت نامه یکی از شهدا این مصرع اینطور آورده بود

تو قدم در راه نه و هیچ مپرس

۱
…
۱۰۲۰
۱۰۲۱
۱۰۲۲
۱۰۲۳
۱۰۲۴
…
۵۸۴۹