گنجور

 
 
نسکبان اندروید
مهستی گنجوی

مشکی که ز خون و ختن آهو دارد

از چین سر زلف تو آهو دارد

آن کس که شبی با غم تو یار بشد

تا وقت سحر ناله و آه، او دارد

اوحدالدین کرمانی

چشم سیهت که ناف آهو دارد

در هر مژه صد هزار جادو دارد

از درج دلم گوهر عقلم گم شد

زنهار بگو تا بدهد کاو دارد

فرخی یزدی

هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد

در باغ هزار تهنیت گو دارد

روزی به چمن اگر در آیم چو هزار

من بو نکنم گلی که صد رو دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه