پناه و قدوه آفاق مجد دولت و دین
که نیست در همه عالم چو تو سخندانی
ز رای روشن تو لمعه ای و خورشیدی
ز جام خاطر تو جرعه ای و سحبانی
به فضل و دانش و تدبیر آصف دگری
به حلم و حکمت و دین پروری سلیمانی
کمال و فضل ترا وصف چون توانم گفت
که فضل و جود ترا نیست هیچ پایانی
خدایگانا تا من شنیده ام شعرت
چه جای شعر وحیی چنانکه فرقانی
ز ذوق و لذت الفاظ تو چنان شده ام
که مانده ام به تعجب بسان حیرانی
چه چاره چونکه سعادت نمی دهد یاری
که من نویسم از اشعار خواجه دیوانی
اگر چه حد رهی نیست لیک می گوید
مرا به خط خدای آرزوست دیوانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ستایش و تمجید از شخصیت با فضیلتی پرداخته است که او را پناه و راهنمایی در عرصه دین و دنیا میداند. او به روشنی رای و فضل این شخص، که به آصف و سلیمان تشبیه میشود، اشاره میکند و بر جود و کمال او تأکید مینماید. شاعر با احساس حیرت از زیبایی اشعار این شخصیت سخن میگوید و میگوید که چگونه اشعار او او را تحت تأثیر قرار داده است. در پایان، او احساس ناامنی میکند و به قدرت شاعرانه خود در مقایسه با استاد اشاره میکند، بر آرزوی نوشتن از اشعار او تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب که پناه و الگوی جهان در کارهای نیک و دیانت هستی، در سرتاسر عالم کسی مانند تو در سخنوری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از اندیشه روشن تو نوری مانند خورشید میتابد و از دل تو جرعهای مانند نوشیدنی خوشایند جاری است.
هوش مصنوعی: با توجه به استعداد و علم و تدبیر آصف، در نظر گرفته میشود که سلیمان با صبوری و حکمت و ترویج دین، ویژگیهای دیگری دارد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تو را توصیف کنم در حالی که فضیلت و بخشندگیات حد و اندازهای ندارد؟
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، تا جایی که من میدانم، شعر تو چه جایگاهی دارد در مقایسه با شعر وحی، همانطور که قرآن فرقانی است.
هوش مصنوعی: از خوشحالی و زیبایی کلمات تو آنقدر شگفتزده و متعجب شدهام که مثل کسی که در حیرت است، گیج ماندهام.
هوش مصنوعی: چه کار میتوان کرد وقتی که خوشبختی به من کمک نمیکند و من فقط میتوانم از اشعار خواجه دیوانی بنویسم.
هوش مصنوعی: اگرچه راهی برای رسیدن به مقصود وجود ندارد، اما با این حال به من میگوید که آرزوهایم به زیبایی نقشهای از خداوند است و من دیوانهوار به دنبال آنها هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟
برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟
که حیف باشد روح القدس به سگبانی
به حسن صوت چو بلبل مقید نظمم
[...]
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی
برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس به سگبانی
به حُسن صوت چو بلبل مقید نظمم
[...]
مخوان فسانهٔ افراسیابِ تورانی
مگوی قصهٔ اسفندیارِ ایرانی
سخن ز خسرو و سلطانِ هفت کشور گوی
که خَتْم گشت بدو خسروی و سلطانی
معزِّ دینِ خدای و خدایگانِ جهان
[...]
در آمد از غم تو ، ای بخوبی ارزانی
بکار من چو سر زلف تو پریشانی
کنم بطبع فدای تو دیده و دل و جان
که تو عزیزتر از دیده و دل و جانی
بنفشه زلفی و گل خدی و چه می گویم؟
[...]
به هرزه بر سر دنیا مشو به نادانی
که چون توئی بچنین کار نیست ارزانی
چو عمر ضایع کردی بر آن پشیمان باش
اگرچه سود ندارد کنون پشیمانی
غم جهانی بر جان خویشتن چه نهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.