آن شوخ دلآرا رخ زیباش لطیف است
بر روی چو گل زلف چلیپاش لطیف است
چشم سیهاش نام خدا معدن ناز است
طرز نگه نرگس شهلاش لطیف است
هر لحظه کند جلوه چو طاووس به رنگی
ای دل نگران شو که تماشاش لطیف است
رخسار گل و لب گل و بالا گل و تن گل
چون دسته گل جملهٔ اعضاش لطیف است
در وصف رخ و لعل و خط و قامت رعناش
قصاب چه گویم که سراپاش لطیف است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد و ویژگیهای ظاهری او را با لطافت خاصی به تصویر میکشد. او از زلف و چشمان سیاه معشوق و جلوههای رنگین آن مانند طاووس سخن میگوید. هر بخش از وجود او، مانند گلهای زیبا توصیف شده و این زیبایی همه جانبهاش برای شاعر بسیار جذاب و دلنواز است. در نهایت، شاعر از خود میپرسد که چگونه میتواند جمال سرشار او را توصیف کند.
هوش مصنوعی: آن شخص شاداب و دلفریب، چهره زیبایش بسیار لطیف و دلنشین است، مانند گلی که بر روی زلفهای نرم و خوشفرم او قرار دارد.
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه او همچون نام خدا، سرشار از زیبایی و ناز است. شیوهی نگا ه او شبیه به نرگس، لطافت و دلربایی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه زیبایی و جلوهای جدید مانند طاووسی با رنگهای متفاوت به نمایش میگذارد. ای دل، نگران نباش، زیرا تماشای این زیباییها بسیار دلنشین و لطیف است.
هوش مصنوعی: چهره مانند گل و لب همچون گل و قد و بدنش همگی زیبا و دلپذیر است، به گونهای که تمام اعضای او لطافت و زیبایی دستهگلی را دارند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم درباره زیبایی چهره، لبها و خطوط بدن او صحبت کنم در حالی که تمامی وجودش بسیار ظریف و دلفریب است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.