گفتگویت در تبسم میکند شکر در آب
خورده بس لعل لبانت غوطه چون گوهر در آب
اصل معنی یافت چون عارف ز خط عارضت
از بغل آورد بیرون ریخت صد دفتر در آب
دل چو در خون مینشیند شوقش افزون میشود
مرغ آبی میزند از شوق آری پر در آب
طرفه دریاییست عشق دوست کز هر موجهای
صد خطر رو میدهد تا افکنی لنگر در آب
گفتمت قصاب هیچ از گرمی محشر مترس
کی کنید تقصیر از ما ساقی کوثر در آب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از عشق و شوق به معشوق سخن میگوید و تأثیر عواطف را بر دل و جان انسان بررسی میکند. گفتگوی معشوق برای او مانند شکر در آب است و به زیبایی لبهایش اشاره شده که همچون گوهری در دل آب غوطهور است. عشق را به دریایی بزرگ تشبیه میکند و به خطرات و چالشهای آن اشاره دارد، اما در عین حال از دوست خواستار است که از سختیهای عشق نترسد. شاعر همچنین به ریختن خون دل ناشی از عشق و افزایش شوق در آن اشاره میکند و از معشوق میخواهد تا در مصائب دلش را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: گفتوگوهایت با لبخند شیرینی همراه است و مانند شکر در آب حل شده است. لبهای تو همچون مرواریدی در آب غوطهور هستند.
هوش مصنوعی: معنی این بیت به این صورت است که وقتی عارف به حقیقت و معنای اصلی دست مییابد، از طرفی تاثیری عمیق را از وجود محبوب درک میکند و احساسات و افکارش به قدری پرشور میشود که مانند آب، از درونش به بیرون سرازیر میشود و همه چیزش را در این عشق خالص میریزد.
هوش مصنوعی: وقتی دل در غم و اندوه قرار میگیرد، اشتیاق و longing در آن بیشتر میشود. مانند پرندهای که به خاطر شادی و شوق زیاد، در آب پایین میرود و پرهایش را باز میکند.
هوش مصنوعی: عشق به دوست همچون دریا است، که با هر موجی خطرات زیادی را به همراه دارد تا بتوانی لنگر خود را در آب بیندازی.
هوش مصنوعی: به او گفتم که از گرمی و سختی روز محشر نترسد. مگر ما چه خطایی کردهایم که باعث این شرایط شده است؟ بنابراین، ای ساقی کوثر، کجایی که آب زلالی به ما برسانی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
قند مصر از شور یاقوت تو چون شکر در آب
عنبرین خطت که چون مشک سیه بر آتشست
می نماید گرد آتش گردی از عنبر در آب
بر گل خودروی رویت کابروی حسن از اوست
[...]
دست و پا گم می کند موج سبک لنگر در آب
خویشتن را می کند گردآوری گوهر در آب
عاشق حیران همان در وصل گرم جستجوست
ماهیان از شوق آب آرند بیرون پر در آب
زنگ کلفت از دل من باده نتوانست برد
[...]
تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب
شد سپهر نیلگون هم چشم نیلوفر در آب
آب در گوهر چو زلف موج میپیچد به خویش
افکند گر پیچ و تاب سایهام لنگر در آب
همچو تار شمع موجش زرفشان شعلهای است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.