شود بس از نگاهی عارض آن تندخو رنگی
نماید در نظرها هر زمان آن ماهرو رنگی
تهی گردان دل از خون جگر تا دیده تر سازی
که می در جام رنگی دارد و اندر سبو رنگی
به درگاه خسیسان التجا کم بر که میبازی
در این ده روزه دارد در جهان تا آبرو رنگی
هوای لعل نوشین لبش بیرون کن از خاطر
که گرد شکّرستانش ندارد آرزو رنگی
برو قصاب بیرون کن ز خاطر فکر ناطق را
بر خوبان نداری هیچ جا در گفتگو رنگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چهره یک معشوق میپردازد. شاعر به وصف حسرتهایی که بر دل مینشیند، میپردازد و از تنگی نفسی که به واسطه عشق تجربه میکند، سخن میگوید. اشاره به دوری از خود و دیگران در کنار تمجید از زیباییهای ظاهری معشوق در این شعر مشخص است. در نهایت، شاعر به دلدادگی و احساساتی که با آن روبرو است، میپردازد و به نوعی به فراموشی افکار و مشغلههای روزمره دعوت میکند.
هوش مصنوعی: با یک نگاه به چهره آن فرد تندخو، رنگی به صورتش میزند که هر زمان در نظرها به زیبایی آن ماهرو جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: دل را از اندوهها خالی کن تا بتوانی بگریی و اشک بریزی، چون در میبادی که در جامی، رنگ و زیبایی دارد و در سبویی، رنگی دیگر.
هوش مصنوعی: به درگاه افراد بخیل و بیاحساس تمنا نکن، زیرا در این دنیای کوتاه و گذرا، اعتبار و آبرو همواره در خطر است.
هوش مصنوعی: به خاطر خودت، به یاد لبی که رنگ لعل و شیرینی دارد، نباش، زیرا که آرزوی دیدن شیرینیهای آن تاکنون ذهن مرا مشغول نکرده است.
هوش مصنوعی: بیرون برو و از فکر و خیالهای بیهوده خودت را رها کن. با خوبان صحبت نکن چون چیزی برای گفتن نداری و در این گفتگو رنگ و روحی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.