درشتی از مزاج سختطینت کم نمیگردد
کنی چندان که نرم الماس را مرهم نمیگردد
به تن زینتپرستان را گر از هستی نمیباشد
سفالین کوزه زردار جام جم نمیگردد
ز اسباب جهان بگذر که گر عیسی است در گیتی
به بند سوزنی تا هست صاحبدم نمیگردد
به غیر از زور بازوی قناعت در همه عالم
کس دیگر حریف خواهش آدم نمیگردد
چه طرح میهمانی با جهان میافکنی؟ غافل
سپهر بیمروت با کسی همدم نمیگردد
شبی میکرد خونم در دل و میگفت زاستغنا
نه بیند این زمین تا شبنمی خرم نمیگردد
دگر چیزی است شرط آدمیت در جهان ورنه
کسی از چشم و گوش و دست و پا آدم نمیگردد
میان عاشق و معشوق سرّی هست پنهانی
بدین سرّ آنکه از سر نگذرد محرم نمیگردد
ز گردشهای چرخ واژگون قصاب دانستم
که هرگز بر مراد هیچکس یک دم نمیگردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی ویژگیهای انسان و دنیا میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که برخی از ویژگیها و خصوصیات ذاتی هر فرد قابل تغییر نیست. او به قناعت و کمخواهی اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند خواستههای بشری را بدون تلاش و کوشش برآورده کند. در پایان، وی به این حقیقت اشاره میکند که از جستجو و آرزوها در زندگی، تنها با درک واقعیات و رازهای پنهان عشق میتوان به معنای واقعی انسانیت و نیازهای روحی دست یافت. شاعر همچنین تأکید میکند که فراز و نشیبهای زندگی هیچگاه به تمامی خواستهها پاسخ نخواهد داد.
هوش مصنوعی: اگر شخصیتی خشن و سختگیر داشته باشی، این ویژگی از ذات تو کاسته نمیشود، حتی اگر تلاش کنی که نرمش به خرج دهی. مانند این است که هیچ نرمش یا مرهمی نمیتواند الماس را نرم کند.
هوش مصنوعی: اگر کسانی که فقط به زینت و زیبایی ظاهر توجه دارند، از حقیقت وجود بیبهره باشند، هرگز نمیتوانند به عمق و ارزش واقعی اشیاء، مانند یک جام جاودانه دست پیدا کنند. در واقع، زیباییهای ظاهری بدون عمق و حقیقت، بیمعنا هستند.
هوش مصنوعی: از وسایل دنیوی بگذر، زیرا حتی اگر عیسی در این دنیا باشد، تا زمانی که فرد با دل و جان در قید و بند مسائل دنیوی باشد، آزاد نخواهد شد.
هوش مصنوعی: تنها نفس قناعت و رضایت میتواند در مقابل خواستههای انسان در این دنیا به او کمک کند و هیچ چیز دیگری نمیتواند به اندازه آن موثر باشد.
هوش مصنوعی: چه نقشهای برای میهمانی و خوشگذرانی با جهان میکشی؟ غافل از اینکه آسمان بیرحم هرگز با کسی همراهی نمیکند.
هوش مصنوعی: شبی در دل من خون گریه میکرد و میگفت که این زمین تا زمانی که باران نبارد، به هیچ چیز خوب و خوشایند نمیشود و از خود بینیاز نیست.
هوش مصنوعی: شرط انسانیت در دنیا چیز دیگری است و صرف داشتن چشم، گوش، دست و پا کافی نیست تا کسی به عنوان آدم شناخته شود.
هوش مصنوعی: در بین عاشق و معشوق یک راز مخفی وجود دارد که فقط کسانی که به عمق این راز پی ببرند، میتوانند به معرفت واقعی و آگاهی دست یابند. کسانی که از این راز عبور نکنند، به این معرفت دسترسی نخواهند داشت.
هوش مصنوعی: از دوری زمان و چرخشهای بیرحمی که میبیند، به این نتیجه رسیدم که هیچکس در دنیا هرگز نمیتواند به خواستههای خود دست یابد، حتی به مدت کوتاهی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به الزام پیاپی مدعی ملزم نمی گردد
اگر صد سال اندامش دهی آدم نمی گردد
دل معمور را سامان پیچ و تاب نمی باید
به قد خم کسی سر حلقه ماتم نمی گردد
چرا تصدیع بی حاصل دهم خار مغیلان را؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.