دلم تا کرد یاد از آن رخ جانانه روشن شد
به نور شمع چون شد آشنا پروانه روشن شد
خیال لعل ساقی آتشی افکنده در جانم
که می چون شعله آهم در این پیمانه روشن شد
حدیث عشقبازی بیش از این مخفی نمیماند
به رندان نظرباز آخر این افسانه روشن شد
پدید آمد چو صبح این نور حسن کیست حیرانم
که شه را خانه و درویش را ویرانه روشن شد
ز اوضاع جهان سرگشته چون فانوس میگردم
ز مهرت تا چراغ مسجد و میخانه روشن شد
نظر قصاب رو بر آستان شاه مردان کن
که از عکسش چراغ محرم و بیگانه روشن شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاد معشوق خود دلمشغولی دارد که جذبهاش مانند نور شمع، روح او را روشن کرده است. او از آتش عشق و اشتیاق خودش میگوید که در وجودش شعلهای میافکند و همین موضوع بار دیگر بر جذابیت میافزاید. عشق و محبت او به کسی فراتر از پرده پنهانی است و حالا حقیقتش برای دیگران نیز روشن شده است. شاعر همچنان با سرگشتگی به جستوجو در اوضاع جهان میپردازد و به تأثیر عاطفی معشوقش اشاره میکند که مانند چراغی، مسیر او را روشن کرده است. در پایان، او به شخصی محبتآمیز دعوت میکند که به آستان بزرگی نظر افکند تا از زیباییاش بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: وقتی که یاد آن چهره زیبا در دلم زنده شد، دلم مثل شمعی روشن گشت و پروانه نیز چون با نور آشنا شد، نورانی و شاداب شد.
هوش مصنوعی: تصور لبهای سرخ ساقی آتشی در وجودم روشن کرده است که باعث شده تا رنگ شراب در این جام مانند شعلهی آتش درخشان شود.
هوش مصنوعی: ماجرای عشق و بازیهای عاشقانه دیگر نمیتواند پنهان بماند و در نهایت، راز آن برای همگان روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: به ناگاه مانند صبح، این نور زیبایی پدیدار شد. اکنون در شگفتم که این زیبایی متعلق به چه کسی است؛ خانهی پادشاهان ویران و دل درویشان درخشان شده است.
هوش مصنوعی: من از شرایط پیچیده و در هم برهم دنیا گیج و سردرگم هستم، مانند فانوسی که در شب میچرخد. امیدوارم از محبت تو، نور و روشنی در مکانهای مقدس و نیز در میخانه بیافکنم.
هوش مصنوعی: به چهره قصاب نگاه کن که با حضورش روشنایی بخش دلها و جانها شده است، به گونهای که نور او در دل محرم و بیگانه یکسان تابیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
سراسر مشعلی شد دل تمام این خانه روشن شد
شراری بر دل آن آشنا آن را هم
وزین مشعل دل تاریک هر بیگانه روشن شد
شبی آمد بدین ویرانه گفتا ای فلان چونی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.