همه دان غیر خدا نیست، همه دانش ما
غیر ازین نیست که : هستی همه دانیم او را
عین هستیست، ببینید،مگویید که : چون؟
غیر او نیست، مگویید، مگویید : چرا؟
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
همه دان غیر خدا نیست، همه دانش ما
غیر ازین نیست که : هستی همه دانیم او را
عین هستیست، ببینید،مگویید که : چون؟
غیر او نیست، مگویید، مگویید : چرا؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یگانه بودن خداوند و علم او اشاره دارد و تأکید میکند که همه دانشهای دیگر در مقایسه با علم الهی، بیمعناست. او بر این باور است که حقیقت وجود خداوند، علم و هستی را در بر گرفته و نباید به جز او چیزی را به عنوان دانایی اصل و اساس فرض کرد. این اشعار به نوعی دعوت به دیدن حقیقت و پرهیز از افکار غیر واقعی است.
هوش مصنوعی: هیچ دانشی جز خدا نیست و تمام دانش ما در حقیقت این است که تنها اوست که همه چیز را میداند.
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که وجود و حقیقت در اطراف ما تنها یک چیز است و نباید تلاش کنیم که دلایل و توجیهاتی برای وجود آن بیاوریم. به جای آنکه بپرسیم "چگونه" یا "چرا"، باید واقعیت را همانطور که هست بپذیریم و ببینیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور
بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا
اثر میر نخواهم که بماند به جهان
میر خواهم که بماند به جهان در اثرا
هرکه را رفت همی باید رفته شمری
[...]
ماه گوید که نه گر قبله کنم رأی ورا
راه گم گردد بر گنبد دوار مرا
دوش چون در تتق غیب بخوابانیدم
این دو هندوی جهاندیده نورانی را
کرکس نفس فرو مانده ز پرواز هوس
خاست شوق طیران بلبل روحانی را
دست دولت در بختم بگشود اندر خواب
[...]
می کشم شب همه شب ناله به آهنگ درا
ماه و خورشید نسازند به من چون و چرا
جای رخش طلبم کی بود این کهنه سرا
آسمان حلقه فتراک بود صید مرا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.