منت از دل بصد جان دوست دارم
منت از جان بصد دل بردبارم
مرا در هر دو عالم جز تو کس نیست
تویی در هر دو عالم یار غارم
چو من از منزل اول گذشتم
دوم منزل میان وصل یارم
از آن جامی که روز وصل خوردم
چو روز هجر شد اندر خمارم
نقاب از آفتاب رو برانداز
که پیش آفتابت ذره وارم
وصالت آرزو وین حد من نیست
ز گستاخی دل بس شرمسارم
بنار آتش هجران مدارم
که من بنیاد عشقت را مدارم
فدایت جان و دلها، روی بنما
که در میزان هجران بی قرارم
به وصلم تربیت فرما، که دایم
میان درد هجران سوگوارم
بیک ضربت مرا از خویش بستد
من از تیغ تو چون منت ندارم؟
نیاز قاسمی از حد گذشتست
ز حد بگذشت چشم انتظارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و دلدادگیاش میپردازد و به یار خود اظهار احساسات عمیق میکند. او در عین تقدیر از یار، اذعان دارد که در زندگیاش جز او کسی وجود ندارد و به همین علت در عشقش به شدت عمیق و وابسته است. شاعر به توصیف حالتی از وصال و هجران میپردازد و ابراز میکند که در دوری از یار به شدت در عذاب است. همچنین از شوق ملاقات با یار و طلب بخشش و بخشایش حاکی است و در نهایت، به شدت نیاز و انتظارش از یار اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من با تمام وجود و عشق به دل دوستم احترام میگذارم و از جانم به خاطر او با صبر و بردباری پذیرای سختیها و چالشها هستم.
هوش مصنوعی: هیچکس به جز تو در این دنیا و آن دنیا وجود ندارد و تو تنها همراه و یار من در هر دو جهان هستی.
هوش مصنوعی: وقتی از مرحله اول عبور کردم، در مرحله دوم به وصل یارم نزدیک میشوم.
هوش مصنوعی: از آن لیوانی که در روز ب union با تو نوشیدم، اکنون که روز جدایی فرارسیده، در حالت مستی و گیجی به سر می برم.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که من به خاطر نور و روشنایی تو (آفتاب) از خودم شرمنده و کوچک هستم. بنابراین ای کاش مانع تابش آن نشوم و واقعیتم را در برابر نور تو نشان دهم.
هوش مصنوعی: من آرزوی وصال تو را دارم، اما این خواسته فراتر از توان من است و از این جسارت دلم بسیار شرمندهام.
هوش مصنوعی: در کنار آتش دوری از تو نباش، زیرا من اساس عشق تو را نمیتوانم فراموش کنم.
هوش مصنوعی: جان و دلهای من فدای توست، فقط یک بار رویت را نشان بده که در اضطراب دوری از تو بیقرارم.
هوش مصنوعی: دارم عاشقانه به وصالت امیدوارم، اما در میان درد دوری تو همیشه غمگین و سوگوار هستم.
هوش مصنوعی: با یک ضربه، مرا از خود دور کردی، من از شمشیر تو چه انتظاری میتوانم داشته باشم؟
هوش مصنوعی: نیازم به قاسم از حد فراتر رفته است، و بنابراین انتظار من از حد معمول نیز بیشتر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کُنون، گر تو نباشی جفت و یارم،
نیارایی به شادی روزگارم.
مو که چون اشتران قانع به خارم
جهازم چوب و خرواری به بارم
بدین مزد قلیل و رنج بسیار
هنوز از روی مالک شرمسارم
به سختی صبر ده، تا پای دارم
در آسانی مکن فرموش کارم
زنش گفتا که من بیمار و زارم
عرابی گفت من تیمار دارم
چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
اگر با من خوشستی غمگسارم
به آب دیده دست از خود بشویم
کنون کز دست بیرون شد نگارم
نگارا، بر تو نگزینم کسی را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.