گنجور

 
نظام قاری

چه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن

مژه را گشاد دادن در فتنه باز کردن

در جواب آن

چه خوشست بهر پوشش سر بقچه باز کردن

بقبا چو آستین دست هوس دراز کردن

توکه برک که داری علم طلا تمنا

بحد گلیم باید سرپا دراز کردن

کله دو گوشی آور بر بحر حبر مواج

که باین سفینه شاید طلب جهاز کردن

بنه ارروی بمسجد ببر سجاده کیوه

که حضور باید اول پس از ان نماز کردن

چه کشی زلای دامن بلباس در زمستان

نتوان بروز باران زنم احتراز کردن

گله از گزی بوالا مکن ای گلی که عیبست

بحضور نازنینان غم دل دراز کردن

چو خراب کفش دستار شده واجبست قاری

خطر نشیب دیدن حذر از فراز کردن

 
 
نسکبان اندروید
امیرخسرو دهلوی

چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن

مژه را گشاد دادن، در فتنه باز کردن

چو کمال صنع بی چون ز جمال تست پیدا

نتوان حدیث عشقت ز ره مجاز کردن

همه خواب مردمان شد به دو دیده تلخ، یارب

[...]

کمال خجندی

چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن

زلب تو وعده دادن پس وعده ناز کردن

من دل سیه چو خالت نکنم شکیب از آن لب

ز شکر کجا تواند مگس احتراز کردن

بسؤال بوسه از ما چه کنی به خواب چشمان

[...]

بابافغانی

منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردن

ز نعیم هر دو عالم در دل فراز کردن

قدمی به هستی خود زدنست، قصه کوته

به خیال کعبه تا کی ره خود دراز کردن

چو تو صبح و شام خوانی به حریم وصل ما را

[...]

نظیری نیشابوری

چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن

سخن گذشته گفتن گله را دراز کردن

گهی از نیاز پنهان نظری به مهر دیدن

گهی از عتاب ظاهر نگهی به ناز کردن

اثر عتاب بردن ز دل هم اندک اندک

[...]

صائب

ز لباس تن برون آ به گه نیاز کردن

که به جامه های صورت نتوان نماز کردن

قد همچو تیر خود را به سجود حق کمان کن

که به این کلید بتوان در خلد باز کردن

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه