گنجور

 
قاآنی

ای برادر جامهٔ عوری طلب

کز دریدن وارهی وز دوختن

هم بیفشان آبی از بحرین چشم

تا امان یابی به حشر از سوختن

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
اسیری لاهیجی

چون بود عشقت نخواهی سوختن

بلکه خواهی همچو زر افروختن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه