مرا شوخیست شیرینلب که رنگ نیشکر دارد
جمال مهر و حس حور و خوبی قمر دارد
مُحلّق مشک تبّت را به برگ یاسمن سازد
معلق ماه نخشب را به سرو کاشمر دارد
به رنگ نیشکر ماند رخش لیکن عجب دارم
که لعل دلفریبش از چه طعم نیشکر دارد
مگمر اکسیر طنازیست حس عالم افمروزش
که از تاثیر آن اکسیر رویش رنگ زر دارد
همیگویند صندل دردسر را می کند زایل
چهشد کان چهرصندل گون مرابا دردسر دارد
نه آخر جوهری گوید که مروارید رخشان را
به زردی چون گراید رنگ قیمت بیشتر دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و جذابیتهای معشوق میپردازد. او نزدیک به ویژگیهای نیشکر، لبهای معشوق را شیرین و جذاب توصیف کرده و جمال او را همچون ماه و خورشید میداند. همچنین به مقایسه عطر و زیبایی او با گلهای یاسمن و سرو میپردازد. در ادامه، شاعر به تأثیر دلربایی معشوق بر خودش اشاره میکند و میگوید که این زیبایی به دلش طعم لذیذی میبخشد. در نهایت، او به این نکته میپردازد که زیبایی و جذابیت هرچه بیشتر، به ارزش و قیمت آن افزوده میشود.
هوش مصنوعی: من با شیرینی یک شوخی برخوردارم که چهرهاش همچون نیشکر است و زیباییاش به اندازه خورشید، حوریان و ماه جذابیت دارد.
هوش مصنوعی: شخصی با رایحه مشک و عطر یاسمن، فضایی دلپذیر و خوشبو به وجود میآورد و همچنین زیبایی ماه را با درختان سرو و جذابیتهای خاصی که دارند، مقایسه میکند.
هوش مصنوعی: رخسار او به رنگ نیشکر است، اما تعجب میکنم که چرا لبهای زیبا و دلفریبش طعمی شبیه نیشکر دارد.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی مانند جادویی است که بر روح و جان انسان تأثیر میگذارد، به طوری که زیبایی و درخشش آن انسان را شبیه طلا میکند.
هوش مصنوعی: میگویند صندل میتواند مشکل و دردسر را از بین ببرد، اما میپرسد چه اتفاقی افتاده که همین صندل خودش با دردسر دارد.
هوش مصنوعی: جواهرات آخرین در مورد ارزش مرواریدهای درخشان صحبت میکنند؛ اما اگر رنگ آنها به زردی تغییر کند، ارزششان بیشتر میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوشا باد سحرگاهی، که بر گلشن گذر دارد
که هر فصلی و هر وقتی یکی حال دگر دارد
گهی بر عارض هامون ز برگ لاله گل پوشد
گهی بر ساحت صحرا ز نقش گل صور دارد
دم عیسیست، پنداری، که مرده زنده گرداند
[...]
مَلِک سنجر جهانداری به میراث از پدر دارد
پدر شادست در فردوس تا چون او پسر دارد
ز فرّ و رسم و آیینش بیاراید همیگیتی
که فَرّ عمّ و رسم جدّ و آیین پدر دارد
بدو نازد همی دولت که با دولت خرد دارد
[...]
مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد
که خاص و عام و نیک و بد بدین هر دو گذر دارد
دو در دارد: حیات و مرگ کاندر اوّل و آخر
یکی قفل از قضا دارد، یکی بند از قَدَر دارد
چو هنگام بقا باشد، قضا این قفل بگشاید
[...]
مرا گویند مولانا ترازوییست کز عدلش
نه میل این یکی دارد نه قصد آن دگر دارد
درین شک نیست کو همچون ترازوییست زین معنی
که میلش سوی آن باشد که او زر بیشتر دارد
هوا ز انسان خنک شد کز جنان حورا همی گوید
خنک آنکو درین سرما مقام اندر سقر دارد
ز مرغی کو خورد آتش حسدها میبرد مرغی
که طوبی آشیانست وز کوثر آبخور دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.