در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
خوشتر از این کسی نگفت نیست در این سخن غلط
از هوس لقات کان زآب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدهام چشمه آب همچو شط
گر به هوات میدهم گرد مثال جان و دل
گاه به آب میکشم آتش شوق همچو بط
کی به غلامی خودم عز قبول میدهی
تا به مبارکی دهم بنده به بندگیت خط
کس ز غم فراق تو اشک نریخت همچو فیض
کس به هوای وصل تو شعر نگفت بدین نمط
حافظ خوش غزل سرود این دو سه بیت بهر غیر
در حق بندگان تو گشت درست این غلط



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوق و longing برای دیدار محبوب سخن میگوید. او بیان میکند که هیچکس به اندازه او از عشق و آرزوی وصال معشوق ننوشته است و احساساتش از دیگران عمیقتر است. وی با ذکر تمثیلهایی، شدت این اشتیاق را به تصویر میکشد و اشاره دارد که حتی اگر جانش را در این راه ببازد، حاضر است. شاعر همچنین به درخواست غلامی و بندگی خود از محبوب اشاره میکند و تأکید میکند که دیگران نیز نتوانستهاند به اندازه او در وصف این عشق غزل بگویند. در پایان، او از شاعر دیگری نام میبرد که اشعارش به غیر از موضوع عشق نوشته شدهاند.
هوش مصنوعی: در احساس yearning و علاقهام به تو، هیچکس مانند من صحبت نکرده و هیچ شعری به این زیبایی وجود ندارد. بنابراین، در این حرفی که میزنم، خطایی نیست.
هوش مصنوعی: رابطهی دیدار معشوق برای من از هر نوع آرزو و خواهشی بهتر است. مانند چشمهای که از چشمه آب زلالی به راه افتاده باشد، احساسات من نیز از چشمانم بر اثر این دیدار به جریان افتاده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به خاطر تو جان و دل را فدای تو کنم، گاهی آتش شوق را مثل مرغابی در آب میافکنم.
هوش مصنوعی: کی به من اجازه میدهی که به عنوان خدمتگزار تو پذیرش کنم تا به خوشحالی تو، بندگیام را با افتخار نشان دهم؟
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی فیض از دوری تو گریه نکرد و هیچکس به سلیقهی او به امید وصال تو شعر سرود.
هوش مصنوعی: حافظ در این دو/سه بیت شعر زیبا را به خاطر دیگران و برای تو که بندگان تو را دوست داری، سروده است، اما این کارش درست نیست و به نوعی نادرست به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط
ماه ز حسن روی او راست فتاد در غلط
از هوس لبش که آن ز آب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدام چشمه آب همچو شط
گر به غلامی خودم شاه قبول می کند
[...]
جمله توئی و من نیم نیست در این میان غلط
بر رخ تست دیده ام هر دو جهان چو خال و خط
نیست تو را کرانه ی تا که کنار گیرمت
هست بسیط را بگو طرف و کنار یا وسط
در دل ما خدا بود هم بمیان بحر جان
[...]
در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
خوشتر از این کسی نگفت نیست در این سخن غلط
از هوس لقات کان زآب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدهام چشمه آب همچو شط
گر به هوات میدهم گرد مثال جان و دل
[...]
حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
دفتر علم و عقل را عشق کشد خط غلط
شعله حسن سرمدی زآتش عشق سرمد است
نیست به کار عاشقان اول و آخر و وسط
آن که به زیب و زیوری دعوی حسن میکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.