گنجور

 
فیض کاشانی

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

تا همه شیعه نمایان پی کاری گیرند؟

هان مکن دعوی ایمان و تشیع فاسق!

زانکه رسوا شوی آن دم که عیاری گیرند!

مهر پیغمبر و آلش به زبان ناید راست

پای تا سر همه باید که قراری گیرند

شیعه بودن که بود پیروی آل رسول

پیروی چه، که ز پرهیز حصاری گیرند

مصلحت دید من آنست که این مدعیان

ترک گفتار نموده پی کاری گیرند

صاحب امر چو ظاهر شود این بوالهوسان

از خجالت ز میان جمله کناری گیرند

نگذارید چنین وضع جهان را ای فیض

در همه کار حسابی و شماری گیرند

 
 
نسکبان اندروید
جامی

ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند

یکدم از پیچ و خم دهر کناری گیرند

تا ازین لجه رسد زورق امید به لب

لب جوی و لب جام و لب یاری گیرند

تا درین بی سر و بن صیدگه آزاد زیند

[...]

امیرعلیشیر نوایی

ای خوش آنانکه سحر دامن یاری گیرند

قدح باده پی دفع خماری گیرند

رفعت پیر مغان بین که فلک را به نجوم

ز آتش غیرت او دود شراری گیرند

خاک آن شاه و شانم که گه کشتن خلق

[...]

صائب

مهر را سوختگان بوتهٔ خاری گیرند

ماه را زنده‌دلان شمع مزاری گیرند

چون گشایند نظر مملکتی بگشایند

باز چون چشم ببندند حصاری گیرند

آسمان‌ها مگر از گردش خود سیر شوند

[...]

فیض کاشانی

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

تا همه شیعه نمایان پی کاری گیرند؟

هان مکن دعوی ایمان و تشیع فاسق!

زانکه رسوا شوی آن دم که عیاری گیرند!

مهر پیغمبر و آلش به زبان ناید راست

[...]

رضاقلی خان هدایت

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

مصلحت دیدِ من آنست که یاران همه کار

بگذارند و سرِ زلف نگاری گیرند

خوش گرفتند حریفان سرِ زلف ساقی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه