ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
یعنی ز ما به مهدی هادی پیام بر
کو روز و شب دعا و ثنا میفرستمت
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر
در صحبت شمال و سبا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
میبینمت عیان و دعا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود به فدا میفرستمت
ای دل بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا میفرستمت
ای فیض، جان به تحفه به نزدیک او ببر
بشتاب هان به وصل و لقا میفرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
زینجا به آشیان بقا میفرستمت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به هدهد صبا دستور میدهد که پیامش را به مهدی برساند و از عشق و شوق به او گوید. او به پیروان خود اشاره میکند که هر روزه با دعای خیر به سمت مهدی قافلهای از محبت و تمنا میفرستند. در این مسیر، نزدیکی به خدا به دوری و نزدیکی بستگی ندارد و دعاها در هر لحظه به سوی او روانه میشود. شاعر جان عزیز خویش را فدای عشق به مهدی کرده و به دل خود میگوید که صبر کند، چون در این درد همواره مژدهای در کار است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که حیف است طایری با چنین ظرفیتی در دنیای غم زندگی کند و بنابراین او را به آشیان بقا میفرستد.
هوش مصنوعی: ای هدهد، من تو را به سرزمین سبا میفرستم، توجه کن که از کجا به کجا میفرستم تو را.
هوش مصنوعی: من از طرف خود به مهدی هادی پیام میفرستم و شب و روز برای او دعا و ستایش میکنم.
هوش مصنوعی: هر بار صبح و شب، گروهی از دعاهای نیکو را به سوی تو میفرستم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، فاصله و نزدیکی وجود ندارد؛ تو را به وضوح میبینم و برایت دعا میکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم تو به دل من دامن میزند، من جان عزیز خود را فدای تو میکنم.
هوش مصنوعی: ای دل، بیا که فرشتهای از غیب به من خبر خوشی داده است. با وجود درد و رنجهات صبر کن، چرا که درمان تو را به زودی میفرستم.
هوش مصنوعی: ای فیض، جان را به عنوان هدیه به نزد او ببر و سریعاً برو که به دیدار و وصال او میفرستم.
هوش مصنوعی: نیکوست که تو، این پرندهی آزاد و باارزش، در دنیای غم و اندوه به سر نبری. به جای آن، تو را به مکانی جاودان و آرام میفرستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
نزدیک آفتاب وفا میفرستمت
این سر به مهر نامه بدان مهربان رسان
کس را خبر مکن که کجا میفرستمت
تو پرتو صفائی از آن بارگاه انس
[...]
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدانِ غم
زین جا به آشیانِ وفا میفرستمت
در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست
[...]
ای گل شکفته شو که به جا میفرستمت
یعنی به یار سستوفا میفرستمت
قاصد بگیر نامه و دست مرا ببوس
آگاه نیستی که کجا میفرستمت
بگذار تا تمام شود نامه، ای صبا
[...]
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
یعنی ز ما به مهدی هادی پیام بر
کو روز و شب دعا و ثنا میفرستمت
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر
[...]
ز آن سویش ای نسیم صبا میفرستمت
کآری خبر، وگرنه چرا میفرستمت؟!
دردم نکشته، زود رسان آنچه از طبیب؛
بیمارم و برای دوا میفرستمت!
ای مرغ دل، مباد شوی مبتلا، که من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.