پس از جناب قدس رسیدش بشارتی
کاندر بهشت باش تو و زوجه هر دو تا
ساکن شوید فارغ و آزاد در بهشت
بی حَرِّ و بی برودت بی جوع و بی ظماء
در امن و در امان رغدا دائم الأکل
شد بر شما مباح کلا حیث شئتما
گردید طیبات جنان بر شما حلال
جز این درخت بارور جمله میوه ها
اصناف میوه ها همه در یک درخت جمع
سرّی است بر یگانگی ذات ما گوا
این بر شما حرام شد و غیر این حلال
خود را میفکنید از این نهی در بلا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به نهی از خوردن میوه درخت ممنوع در بهشت اشاره دارد که بر اساس بشارتی به جناب قدس بیان شده است. در این بهشت، انسان و همسرش میتوانند به راحتی و بدون نیاز و ترس زندگی کنند. همه میوهها به جز میوه خاصی از این درخت برای آنان حلال است. در اینجا پیام اصلی هشدار دربارهی عواقب نافرمانی از خدا به هنگام دستزدن به این درخت ممنوع است.
هوش مصنوعی: پس از ورود به دنیای معنوی و پاکی، بشارتی به او داده شد که در بهشت، هم او و هم همسرش خواهند بود.
هوش مصنوعی: ساکن شوید و از زندگی راحت و آزاد در بهشت لذت ببرید، بدون اینکه خبری از گرما یا سرمای شدید باشد و بدون گرسنگی یا تشنگی.
هوش مصنوعی: در مکانی امن و محفوظ، زندگی راحت و خوشی بر شما حلال شده است، هر جا که بخواهید میتوانید استفاده کنید.
هوش مصنوعی: در بهشت، همه چیز برای شما حلال است و تنها درختی که میوههایش حلال نیست، همین درخت خاص است.
هوش مصنوعی: تمامی میوهها در یک درخت جمع شدهاند و این نماد یگانگی و اتحاد در ذات ماست.
هوش مصنوعی: این موضوع برای شما ممنوع شده و شما توجهی به آن ندارید، به طوری که از این نهی، خود را به خطر میاندازید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا داد باغ را سمن و گل بنونوا
بلبل همی سراید بر گل بنونوا
رود و سرود ساخته بر سرو فاخته
چون عاشقی که باشد معشوق او نوا
مشک و عبیر بارد بر گلستان شمال
[...]
چون نای بینوایم ازین نای بینوا
شادی ندید هیچ کس از نای بینوا
با کوه گویم آنچه ازو پر شود دلم
زیرا جواب گفته من نیست جز صدا
شد دیده تیره و نخورم غم ز بهر آنک
[...]
آمدگه وداع چو تاریک شد هوا
آن مه که هست جان و دلم را بدو هوا
گرمی گرفته از جگر گرم او زمین
سردی گرفته از نفس سرد من هوا
ماه تمام او شده چون آسمان کبود
[...]
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا
شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه
شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا
گشتهست باژگونه همه رسمهای خلق
[...]
ای بر مراد رأی تو ایام رامضا
بسته میان بطاعت فرمان تو قضا
از جاه تو گرفته سیادت بسی شرف
وز فر تو فزوده وزارت بسی بها
خلق خدای را برعایت تویی پناه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.