از حسن خورشید ازل عالم چنین زیباستی
وز نور شمع لم یزل این دیدها بیناستی
مرغ دل ما بلبلی در گلشن این خاکبان
از مستی ما غلغلی در گنبد مینا ستی
از سوزش ما شورشی افتاد در جان ملک
فریاد لاعلم لنا در عالم بالاستی
از بادهٔ روز الست گشتند جانها جمله مست
لیک از خمار آن شراب در سینها غمهاستی
از جام عشق کبریا سیراب کی گردیم ما
زین باده جان عاشقان دایم در استسقاستی
ساقی بجامی تازه کن مغز دماغ پختگان
کاین زهد خام خشک مغز در آتش سوداستی
از گلشن قدس لقا بوی گلی آمد بما
زان بودی از سر تا بپا هر ذره مان بویاستی
طاغوت را کافر شدیم لاهوت را مؤمن شدیم
چنگال استمساک ما در عروهٔ و ثقاستی
عهدی که با او بستهایم روز ازل نشکستهایم
آن عهد و آن پیمان ما برجاستی برجاستی
گشتیم محو آن جمال دستک زنان در وجد و حال
از لیت قومی یعلمون در جان ما غوغا ستی
مقراض لا تذکیر فیض بیخ دو عالم را ببر
چون حاصل این هر دو کون در مخزن الاستی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به描述 زیبایی و تازگی عشق و حقیقت آغاز میپردازد. شاعر با اشاره به نور و زیباییهای ازلی، به تاثیر عمیق عشق در جان عاشقان و شور و شوق آنان میپردازد. او از غم و خمار ناشی از عشق نیز سخن میگوید و تأکید میکند که همه جانها در جستجوی وصال هستند. شعری از موجودیت پیوندی که در آغاز با خدا بسته شده، تأکید میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که جمال الهی همواره در دلها غوغا میآفریند. شاعر به ضرورت حفظ پیوند با حقیقت و عشق اشاره میکند و از این طریق، به اهمیت و ارزش این عهد در دنیای مادی و معنوی میپردازد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو از زیبایی خورشید در آغاز عالم به وجود آمده و چشمهایت از نوری شبیه نور شمعی جاودانه برخوردار است.
هوش مصنوعی: پرندهی دل ما مانند بلبل، در باغی از این خاک سرمست و شاداب است و صدای خوش ما، در زیر گنبد آسمان طنینانداز شده است.
هوش مصنوعی: سوز و گداز ما به حدی بوده که در دل پادشاه نفرتی ایجاد کرده و فریاد میزند که ما در این دنیا مشغول به چه چیزی هستیم.
هوش مصنوعی: از شراب روز آغازین (روز الست) همه جانها سرمست شدهاند، ولی هنوز اثر آن شراب در دلها غم و اندوهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نمیتوانیم از عشق به خدا سیراب شویم، زیرا عشق به معشوقان همیشه ما را در حالت نیاز و درخواست نگه میدارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، یک جام تازه پر کن تا در آن دماغ و فکر انسانهای پخته را تازه کنیم، زیرا این زهد ظاهری و خشک، تنها از روی سودجویی است و باید در آتش اندیشیدن و درک عمیق ذوب شود.
هوش مصنوعی: از باغ بهشت بویی از گل به ما رسید، به همین خاطر هر ذره از وجود ما پر از عطر آن گل است.
هوش مصنوعی: ما از قدرتهای سلطهگر و ستمگر دست کشیدیم و به یکتایی و حقیقت ایمان آوردیم. اعتماد و امید ما به اصول محکم و پایدار است که به ما قدرت میدهد.
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که از ابتدای خلقت با او داشتهایم، هیچگاه شکسته نشده و همچنان برقرار است.
هوش مصنوعی: در حالتهای مختلف و غرق در تماشای زیبایی آن کسی که با ناز و کرشمه ظاهر میشود، به شوق و وجد فرو رفتهایم. در این میان، وجود ما تحت تاثیر آن زیبایی و شگفتی، دچار هیجان و اضطراب شده است.
هوش مصنوعی: درخت عمر را با قیچی خوشنویسی ببر و هیچ نیازی به یادآوری فایده آن نداریم، زیرا تمام ثمره این دو جهان در یک مجموعه نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
این عقل ما آدم بدی این نفس ما حواستی
ور آدم از ایوان دل درنامدی در آب و گل
تدریس با تقدیس او بالاتر از اسماستی
ور لانسلم گوی ظن اسلمت گفتی چون خلیل
[...]
در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
بنشین که آشوب از جهان برخاست چون برخاستی
چون عدل سلطان جهان کیخسرو خسرو نشان
عالم بر وی دلستان چون گلستان آراستی
ای ساعد سیمین تو خون دل ما ریخته
[...]
زلف سیه بر روی مه با خط و خال آراستی
دام بلا و فتنهٔ یا مایهٔ سوداستی
خال تو دانه زلف دام ابرو کمان بالا بلا
از پای تا سر فتنهٔ سر تا بپا غوغاستی
آنغمزهٔ خون ربز را سر ده بجان عاشقان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.