آهنگ جانان کرد جان ای مطرب آهنگی بس است
دیوانه شد دل زان پری دیوانه را رنگی بس است
ما مست پیغام وئیم شیدای دشنام وئیم
صلح از برای مدعی ما را از او جنگی بس است
کی بیخودان بوی او دارند تاب روی او
در دست ما آشفتگان از زلفش آونگی بس است
مطرب نوا را ساز کن برگ و نوا آغاز کن
گو جان و دل پرواز کن ما را بت سنگی بس است
سنگین دلا سنگین دلا با ما مکن جور و جفا
ماخستگان نازک دلیم این شیشه را سنگی بس است
دل بیخودی آغاز کرد آهنگ رفتن ساز کرد
یا آه درد آلوده یا وین نغمه چنگی بس است
از عشق جانان سرخوشیم بگذار تا خواری کشیم
تا می نمیخواهیم ما عشاق را ننگی بس است
ما در درون دل خوشیم گو در برون تنگی کشیم
وسعت چه باشد سینه را جا کلبهٔ تنگی بس است
هر کس بود در کار خود فیض و خیال یار خود
زهاد را بوئی بس و عباد را رنگی بس است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و شور و حال عاشقان میپردازد. او از مستی و دیوانگی ناشی از عشق میگوید و احوالات خود را در برخورد با جانانش روایت میکند. در برابر دشمنان و مدعیان، عاشقان بیتاب و گرفتار زلف محبوبند و از آنها نازکدلی و درد فراق دارند. شاعر در انتها به این نکته میپردازد که هر کس به عشق خود وفادار باشد، در دنیا بویی از خوشی و خوشبختی خواهد برد، هرچند که برونش پر از تنگی و رنج باشد.
هوش مصنوعی: ای مطرب، نغمهای که جان را تسخیر کند، بس است. دل عاشق از زیبایی آن پری دیوانه شده و برای او رنگ و رونق زیادی کافی است.
هوش مصنوعی: ما در حالتی سرمستی به سر میبریم و به کلامی که به ما توهین میکند، پاسخ نمیدهیم. برای ما، جنگ و نزاع با کسی که ادعای حق دارد، کفایت میکند و نیاز به صلح نیست.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افرادی که به طور طبیعی و ذاتی تحت تاثیر زیبایی و جذابیت کسی قرار دارند، تحمل روی آن شخص را ندارند. در حالی که ما که در عشق و شیدایی غرق شدهایم، تنها از غنای زلف او و اثر آن بر خود راضی هستیم.
هوش مصنوعی: آهنگ را آماده کن و موسیقی را شروع کن. بگو که با جان و دل پرواز کنیم، برای ما همین که بت سنگی داریم کافی است.
هوش مصنوعی: ای دل سنگین، با ما بدی و ظلم نکن! ما که دردمند و لطیفیم، این شیشه نازک را نمیتوانیم با سنگینی تو نشکنیم.
هوش مصنوعی: دل بیریا و بیدلیل شروع به رفتن کرد و موسیقیای از خود ساخت، یا آهی از درد که برمیخیزد، یا این نغمهای که میزنم، کافی است.
هوش مصنوعی: ما از عشق محبوب خود شاد و خوشحالیم، پس بگذار که در سختیها و ذلتها زندگی کنیم. زیرا تا زمانی که این عشق را داریم، برای ما هیچ ننگی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما در دل خود احساس خوشی داریم، حتی اگر در بیرون شرایط سختی را تحمل کنیم. چه اهمیتی دارد، چون سینهای وسیع داریم و همانطور که میدانیم، یک کلبه کوچک هم میتواند کافی باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کار خود به نعمت و آگاهی یار خود توجه داشته باشد، زاهدان به گونهای خاص و عبادتکنندگان به رنگ و شمایلی متفاوت از آن بهرهمند میشوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.