از حضور قدس جانرا در سفر افکندهایم
در سفر هم خویش را در شور و شر افکندهایم
در کف نفس و هوا و دیو اسیر افتادهایم
تا بلذات جهان بیجا نظر افکندهایم
بهر تعظیم خسان و اعتبار ابلهان
خویشتن را چون گدایان دربدر افکندهایم
راه دوزخ پیش داریم و بسرعت میرویم
بی محابا خویشتن را در خطر افکندهایم
راه جنت را بما بنموده حق با صد دلیل
از ضلالت خویش را ما در سقر افکندهایم
سوی ما از یار ما با آنکه میآید خبر
ما درین ره خویشتن را بیخبر افکندهایم
دوست را با ما نظرها هست پیدا و نهان
ما چو کوران آن نظرها از نظر افکندهایم
جان ما را تیر باران حوادث کرد چرخ
ما به پیش تیر بارانش سپر افکندهایم
تا نپنداری که ما اینراه را خود میرویم
پیش چوگان قضا چون گوی سر افکندهایم
جان شد این تن وعدهٔ دیدار جانان تا شنید
چشم شد در گوش تا ما این خبر افکندهایم
حرف او بشنیده دل هر جا که گوشی دادهایم
روی او دیده است جان هر جا نظر افکندهایم
تا بکی در عرض ره خواهیم گشتن عمر شد
بهر کاری فیض خود را در سفر افکندهایم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ناامیدی و سرگشتگی انسان در مسیر زندگی و واقعیتهای آن میپردازد. او از وضعیتی سخن میگوید که افراد به رغم علم به راه درست، باز هم خود را در مشکلات و معضلاتی چون گمراهی و قضا و قدر میاندازند. با اشاره به خطرات عواقب این رفتار، شاعر به تعظیم در برابر نادانیها و بیخبری از یار و حقیقت وجود اشاره میکند. در نهایت، او از وضعیت ناپایدار و سرگشتگی خود در زندگی، به خصوص در مواجهه با حوادث، ابراز نگرانی میکند و بر اهمیت درک حقایق زندگی تأکید دارد.
هوش مصنوعی: ما در سفر خود، حضور پاک جان را به یاد داریم و خود را در هیجان و شلوغی این سفر گم کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در چنگال خواستهها و نفس خود و همچنین شیطان گرفتار شدهایم، در حالی که به نعمتهای دنیا نگاه میکنیم و آنها را بینتیجه میدانیم.
هوش مصنوعی: به خاطر احترام به نادانها و ارزش دادن به افراد بیارزش، خود را مانند گدایان بیخانمان و سرگردان در وضعیتی ناامید کننده قرار دادهایم.
هوش مصنوعی: ما در مسیر گمراهی قرار داریم و به سرعت پیش میرویم، بدون توجه به خطراتی که خود را در معرض آنها قرار دادهایم.
هوش مصنوعی: خداوند با دلایل فراوان راه بهشت را به ما نشان داده، اما خود ما با ندانمکاری و گمراهیامان خود را در جهنم انداختهایم.
هوش مصنوعی: هرچند یار ما خبر ما را به سوی ما میآورد، اما ما در این راه خود را از آگاهی این خبر دور کردهایم.
هوش مصنوعی: دوست به وضوح در کنار ماست و هم در حضور ما و هم در نهان؛ اما ما چون افرادی نابینا، این دیدارها را نادیده گرفتهایم.
هوش مصنوعی: زندگی ما با مشکلات و چالشهای فراوانی مواجه شده است و ما برای مقابله با این سختیها و ناشی از این حوادث، خود را به گونهای آماده کردهایم که همچون سپر از خود محافظت کنیم.
هوش مصنوعی: برای آنکه گمان نکنی که ما خودمان در این مسیر قدم میزنیم، باید بگویم که مانند گویای که در دست بازی است، در مسیر قضا و قدر حرکت میکنیم.
هوش مصنوعی: جانم به این بدن جان میدهد تا وعدهی دیدار معشوق را بشنود؛ وقتی خبر این دیدار را شنیدم، چشمانم بسته شد و گوشهایم آمادهی شنیدن شدند.
هوش مصنوعی: هر جا که گوش دادهایم، سخن او را شنیدهایم و هر جا که نگاهی انداختهایم، چهره او را دیدهایم. دل ما همه جا در پی اوست و جانمان در جستجوی اوست.
هوش مصنوعی: چقدر باید در راه کوشید و گشت؟ عمر ما برای اعمالی مهم و با ارزش سپری شده و ما در سفر زندگی برکات خود را هدر دادهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.