ای که هستی بنور هستی طاق
احی من احرقته نار فراق
لطف کن جامی از شراب وصال
سوختند از فراق تو عشاق
ارنا من لقائک المیمون
نظره بالعشی و الاشراق
میتوانی که زنده گردانی
بوصال آنکه را کشی ز فراق
جانم از فرقت تو مینالد
بشنو از دوست نالهٔ عشاق
دل ما را گزید مار هوا
قد اتینا الیک انت الراق
کام ما تلخ ماند از بعدت
نرسد شهر فربت ار بمزاق
بر تو آسان و سهل بخشش قرب
دوری و صبر از تو بر ما شاق
گر تو ما را برانی از در خود
مالنا منک من ولی واق
بکجا از درت پناه بریم
درگه تست ملجا عشاق
فیض اگر با غم تو باشد جفت
در دو عالم بود شادی طاق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوقی که سرچشمه هستی و نور است، خطاب میکند و از درد فراق و آرزوی وصال سخن میگوید. او از عوارض جدایی و آتش سوزنده عشق مینالد و از معشوق میخواهد که دلهای عاشقان را با بخشش و نزدیک شدن به خود آرامش بخشد. شاعر به تلخی و سختی تحمل جدایی اشاره میکند و همه جا را به عنوان پناهگاه عشاق به معشوق نسبت میدهد. در پایان، او تأکید میکند که حتی در غم فراق نیز، دانش و شادی در عشق به معشوق وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای که وجودت روشناییبخش هستی است، من که در آتش جداییات سوختم.
هوش مصنوعی: لطفاً به من یک جام شراب بده، زیرا عاشقانی که از دوری تو میسوزند، در آرزوی وصال تو هستند.
هوش مصنوعی: من به انتظار ملاقات خوشایند تو هستم، با نگاهی در غروب و سپیده دم.
هوش مصنوعی: میتوانی کسی را که به خاطر دوریاش جانش در عذاب است، دوباره به آغوشش برگردانی و او را زنده کنی.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری تو به شدت در آتش ناراحتی میسوزد، پس به صدای غمگین عاشقان گوش کن که از درد جدایی ناله سر میدهند.
هوش مصنوعی: ناگهان دل ما را زخم زد، همانند ماری که در هوا میچرخد. ما به سوی تو آمدیم، زیرا تو بهترین پناهگاهی.
هوش مصنوعی: طعم زندگی ما پس از رفتن تو تلخ شد و دیگر شهری که خوشیهایش را میچشیدیم، به ما نمیرسد.
هوش مصنوعی: بخشیدن فاصله و دوری برای تو کار سادهای است، اما برای ما تحمل و صبر در این جدایی سخت و دشوار است.
هوش مصنوعی: اگر تو ما را از در خود برانی، ما ناراحت نخواهیم شد، زیرا ما به عشق و محبت تو وابسته هستیم.
هوش مصنوعی: به کجا برویم که پناه بگیریم؟ اینجا تنها مکان امن برای عاشقان است.
هوش مصنوعی: اگر خوشحالی با غم تو همزاد باشد، در هر دو جهان شادی تنها و ناقص خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مجمعی دیدم پر از عشاق
جَسته از بند گنبد زراق
مار نون نکاح چو بزدت
ای به حری و رادمری طاق
هان و هان تا ز کس طلب نکنی
هیچ تریاق به ز طای طلاق
نیست شهری چو شهر اصفاهان
بحقیقت ز شهرهای عراق
که ببینی درو خساست و بخل
که نیابی درو دروغ و نفاق
خواجگانی بنام و ننگ درو
[...]
ای شده روشن از تو در آفاق
مشکلات و مکارم اخلاق
دی غریوان شدم به سوی وثاق
بر وصال اختیار کرده فراق
دلم اندر هزاهز هجران
روحم اندر کشاکش احراق
طرب از طبع من گسسته وطن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.