ای ز تو در هر دلی نوری دگر
وز غمت در هر سری شوری دگر
تا برد از چشم بیمارت شفا
هر طرف بنشسته رنجوری دگر
سرمه خاک رهت را منتظر
بر سر هر کوچهٔ کوری دگر
بر سر بازار عشقت دارها
بر سر هر دار منصوری دگر
در خرابات وصالت بادها
تشنهٔ هر باده مخموری دگر
میکشم تا بار غمهای تو را
میبرم از هر غمی روزی دگر
چند باشم زنده در گور فراق
یا بکش یا وصل یا گوری دگر
دورم از خود کردی و گفتی بناز
باش گر از وصل ما دوری دگر
نی همین فیض است مهجور از درت
بر سر هر کوست مهجوری دگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و درد جدایی میپردازد و از اثرات عشق بر دلها و ذهنها میگوید. او به این نکته اشاره میکند که عشق، نوری است که در دلها میتابد و غم آن شوری را ایجاد میکند. شاعر تحمل رنجهای عشق را در خود بازگو میکند و از ناپدید شدن مهجوری مینالد. او خواستار وصال است و دردی که از فراق تحمل میکند، به مرگ تشبیه میکند و بالاخره در انتظار بارش رحمت و شفا از محبوب خود است. شعر به نوعی در پی رهایی از غم و دستیابی به وصال است، در انتها نیز حسرت دوری را بیان میکند.
هوش مصنوعی: تو مانند نوری هستی که در دلهای مردم میتابد و غمهای تو باعث میشود در دلها شور و حال متفاوتی ایجاد شود.
هوش مصنوعی: چرا که در اطراف تو، افرادی هستند که به بیماری تو مبتلا هستند و منتظر بهبودی تو هستند.
هوش مصنوعی: خاک پای تو را با سرمه زینت میزنم و منتظر میمانم تا در هر کوچهٔ تاریکی به تو برسم.
هوش مصنوعی: در بازار عشق تو، هر جا که میگذرم، نشانههایی از عاشقان دیگری میبینم که به عشق تو دلبستهاند.
هوش مصنوعی: در میخانه عشق، همهجا بادهنوشی در حال است و بادها نیز برای هر نوع نوشیدنی دیگری در انتظارند.
هوش مصنوعی: من با تمام وجودم میکوشم تا باری که به دوش داری را از تو بردارم و در روزهای دیگر نیز به خاطر غمهای تو نگران نباشم.
هوش مصنوعی: من نمیدانم چند وقت دیگر میتوانم با این جدایی زندگی کنم، یا باید مرا بکشید، یا باید به وصال برسم، یا اینکه باید به دنیای دیگری بروم.
هوش مصنوعی: تو از من دوری و به من گفتهای که خود را زینت بخش بدان، اگر از وصال ما دوری، دیگر چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: نی به معنای وجود یا جوهر و حقیقت است، و اشاره به الهام و فیض الهی دارد. این جمله به این معناست که این وجود، که خود از سرچشمهای مقدس و با اهمیت نشأت میگیرد، در هر جا که میروید، حس غم و تنهایی را با خود به همراه دارد. بنابراین، هر جا که باشید، احساس جدایی و دوری از آن فیض و حقیقت را تجربه میکنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفت ای خلقان ز دل باری دگر
کاین چنین چشمه ز صنع دادگر
خواهد از هر یک ار کلوکی دگر
حاسد آن را نوکند سوگی دگر
نی برای آنکه تو یاری دگر
برگزینی هر دم ای بیدادگر
گر که داری دانش و رأی دگر
لَا نُکَلِّف راست معنای دگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.