تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کرد
فارغم از خدمت استاد و جور پیر کرد
آب حیوان در لب لعل تو و ما خشک لب
حسرت آن لب مرا از جان شیرین سیر کرد
روز اول بر وصالت دل نمیبایست بست
کار چون از دست رفت کی میتوان تدبیر کرد
من ندانستم که خونریز است عشقت های های
بهر قتل من قضا دیدی چها تدبیر کرد
عاقبت صبح وصال دوست رو خواهد نمود
گرچه این شام فراق او مرا دلگیر کرد
دو بدم آید نسیمی آورد بوئی ز دوست
اهل دلرا، اهل دل اینرا چنین تقریر کرد
یک نشانهای وصالش میرسد هر دم بدل
این نشانها پای دل در حلقهٔ زنجیر کرد
روز وصل او نیابم جز بآه نیم شب
عاشقانرا رهنمائی نالهٔ شبگیر کرد
گفت هان رو مینمایم جان فشان ای فیض نیز
زین بشارت جان فشاندم من ولی او دیر کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق میگوید و درد فراق را در کلامش تصویر میکند. او به زنجیر شدن از سوی عشق اشاره دارد و از حسرت لبان معشوق میگوید که جانش را تنگ میکند. اشاره به ناامیدی در روز اول وصال و سرنوشت شوم عشقش دارد که به کشتن او منجر شده است. همچنین، از بوی نسیمی یاد میکند که یادآور دوست بوده و دل را بیشتر به زنجیر میکشد. در نهایت، شاعر با بیان آمدن صبح وصال دوباره امیدی به دل میآورد، هرچند که میداند این وصال به راحتی دست نمیدهد.
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری مرا درگیر خودش کرد که دیگر از دست استاد و سختیهای زندگی آزاد شدم.
هوش مصنوعی: آب حیات و زندگی در لب خوش رنگ توست و من، به خاطر حسرت آن لب، حتی از جان شیرین خود سیراب شدم.
هوش مصنوعی: در آغاز پیوند تو، نباید دل را به تو وابسته میکردم. چون وقتی که کار از دست رفت، دیگر نمیتوان برای حل آن چارهای اندیشید.
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که عشق تو به اندازهای کشنده است که باعث مرگ من میشود؛ حالا دیدی که قضا چه تدبیری برای من اندیشیده است.
هوش مصنوعی: در نهایت، روزی میرسد که به وصال دوست دست پیدا خواهم کرد، هر چند که این شب جدایی از او مرا آزرده خاطر کرده است.
هوش مصنوعی: نسیمی به من خبر از بوی دوستی داد که اهل دل را شگفتزده کرد و آنان این موضوع را به این شکل بیان کردند.
هوش مصنوعی: هر لحظه نشان جدیدی از وصال او به من میرسد و این نشانها باعث میشود که دل من بیشتر در بند و زنجیر عشقش trapped شود.
هوش مصنوعی: در روزی که او را ملاقات نخواهم کرد، جز آه و ناله در نیمه شب، راهنمای درد و رنج عاشقان شدهام.
هوش مصنوعی: میگوید: بیا که من به تو رو میآورم و جانم را فدای تو میکنم، ای فیض. من نیز از این خبر خوش، جانم را فدای تو کردم، اما او (یعنی محبوب) تأخیر کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نحس گردون در جهان جاه تا تأثیر کرد
بخت برنا را لگد کوب سپهر پیر کرد
دور گردون را زمانه علت بیداد خواند
صحن گیتی را ستاره موجب تشویر کرد
روزگار از جور گردون یک بیک آگاه گشت
[...]
خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد
کی به زنجیرش توان پا بسته تعمیر کرد؟
نشأه می مرگ آب زندگانی دیده است
دختر رزچون خضر صد نوجوان را پیر کرد
شعله گستاخ طرف دامن قاتل مباد!
[...]
ای مسلمانان مرا عشق جوانی پیر کرد
پای دل را کافری در زلف خود زنجیر کرد
نی غلط، گردد جوان از عشقبازی اهل دل
غم که باشد تا تواند عاشقانرا پیر کرد
نی غلط هم نیست سوزد مغز را در استخوان
[...]
سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کرد
آب را موج خرامش پای در زنجیر کرد
ای دم صبح قیامت این همه تأخیر چیست
پاس خاطر داریی صحبت مرا دلگیر کرد
هر سرمه با قد خم گشته می گوید هلال
[...]
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
همچو صبح صادقم در این سیاحت پیر کرد
زلف خوبان بسکه در این گوشه واگردیده است
جذبه را در خلوت ما عشق در زنجیر کرد
خواب دیدم زلف معشوقی به دست آورده ام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.