عاشقانرا در بهشت آرام نیست
عشقبازی کار هر خود کام نیست
پختهٔ باید بلای عشق را
کار این سودا پزان خام نیست
چارهٔ عاشق همین بیچارگیست
همدمش جز بخت نافرجام نیست
کام نتوان یافتن در راه عشق
غیر ناکامی درین ره کام نیست
دست باید داشتن از ننگ و نام
عشق را عاری چو ننک و نام نیست
زین شب و روز مکرر دل گرفت
ایخوش آنجائی که صبح و شام نیست
خوبتر از خال و زلف دلبران
دانهٔ مردم ربا و دام نیست
آبروی نیکوان دلدار ماست
لیک با این خاک شینان رام نیست
تا وصالش دست ندهد فیض را
این دل سرگشته را آرام نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وضعیت و دردهای عاشقان میپردازد و بیان میکند که در بهشت نیز آرامش برای عاشقان وجود ندارد. او عشق را نه تنها نیازمند تجربه و بلوغ میداند، بلکه اشاره میکند که عشق با ناکامی و بیچارگی همراه است و به راحتی نمیتوان به خوشی در این راه دست یافت. شاعر همچنین به حرمت و آبروی عشق اشاره کرده و تأکید میکند که برای دستیابی به وصال محبوب، باید از ترسها و نگرانیهای دنیوی رها شد. در نهایت، او ابراز میکند که تا هنگامی که دست به وصال محبوب نرسد، دلش ناآرام و سرگشته خواهد بود.
هوش مصنوعی: عاشقان در بهشت هم نمیتوانند آرام بگیرند؛ چون عشق بازی و لذت بردن از عشق، کار افرادی نیست که فقط به خودشان فکر میکنند.
هوش مصنوعی: انسان باید در برابر مشکلات و مسائل ناشی از عشق به درجهای از پختگی برسد. این کار و سنگینی عاشقانه، برای افراد ناپخته و بیتجربه قابل تحمل نیست.
هوش مصنوعی: عاشق چارهای جز بیچارگی ندارد و همراه او فقط بختی ناموفق و ناامید وجود دارد.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، به دست آوردن هیچ آرزویی ممکن نیست و تنها نتیجهای که حاصل میشود، ناکامی است.
هوش مصنوعی: انسان باید از ننگ و عیب دوری کند و عشق را بدون آلودگی و نامناسبی تجربه کند. عشق واقعی نیازمند پاکی و دوری از عناصر ناپسند است.
هوش مصنوعی: این روزها و شبها که پی در پی تکرار میشوند، دل انسان را میآزارد. خوشا به حال آن مکان که صبح و شب در آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی دلپذیرتر از زیبایی و جذابیت چهره و موهای معشوقان نیست، جز اینکه محبت و فریبندگی آنها همچون دانهای برای جذب مردم عمل کند.
هوش مصنوعی: آبروی نیکوکاران و محبوب ما به خاطر اوست، اما با این جماعت بیاحساس سازگاری ندارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به وصل محبوب نرسم، دل ناآرام من آرامش نخواهد یافت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفت بر من زین سخن جز نام نیست
لاجرم یک ساعتم آرام نیست
عشق سیمرغ است، کو را دام نیست
در دو عالم زو نشان و نام نیست
پی به کوی او همانا کس نبرد
کاندر آن صحرا نشان گام نیست
در بهشت وصل جانافزای او
[...]
گفت من، گفتش برو هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست
خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
مطربان رفتند و صوفی در سماع
عشق را آغاز هست انجام نیست
کام هر جویندهای را آخریست
[...]
هرکه با زلف تو اندر دام نیست
همچو من پیوسته بی آرام نیست
گر چه باشد سرو همبالای تو
راستی را چون تو با اندام نیست
چشم نرگس دل نیارد کرد صید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.