گنجور

 
امیرعلیشیر نوایی

شب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار من

صبح دعاست کار من تا شکند خمار من

هست دلیل اینکه آن مست شبم نواختست

چشم و رخ کبود من روی و سر فگار من

باد چراست جانفزا گرد ز چیست سرمه گون

گر نه به طوف دشت شد جلوه شهسوار من

تیغ و جفای قاتلم چند فتد به خاک و خون

از دل زخمناک من وز تن خاکسار من

بردن بار درد را جانب کشور وفا

بارکشی نبوده است از دل بردبار من

کشته آن قد و رخم هست مناسب ایفلک

اینکه ز سرو و گل کنی شمع سر مزار من

زخم دلم ز مرهم صبر کجا شود نکو

هر نفس آن چو می فتد از دل بیقرار من

من که و در کنارم آن طفل نشستن آرزو

منزل طفل اشک شد چون همه گه کنار من

مغبچگان مست در دیر همی کنند هزل

از پی علم و دین نگر فانی خسته کار من

 
 
نسکبان اندروید
سراج قمری

ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من

طرهٔ بی‌قرار تو برده ز من قرار من

گرچه خمار وصل تو گشت ملازم سرم

هم به شراب لعل تو، دفع شود خمار من

ای یمنی ستاره بر آرزوی مه رخت

[...]

مولانا

باز نگار می کشد چون شتران مهار من

یارکشی است کار او بارکشی است کار من

پیش رو قطارها کرد مرا و می کشد

آن شتران مست را جمله در این قطار من

اشتر مست او منم خارپرست او منم

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
امیرخسرو دهلوی

آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من

یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟

باده هجر خوردنم، رنج خمار در تنم

جز ز حلاوت لبش نشکند این خمار من

ای چو تویی نخاسته پهلوی من نشین دمی

[...]

ناصر بجه‌ای

تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من

کوس رحیل می‌زند قافله قرار من

حاصل روزگار من نقد حیات بود و شد

در سر کار عشق او حاصل روزگار من

چون به کرشمه خم دهد طره بی‌قرار را

[...]

نسیمی

گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من

سرخ برآمد از حیا لاله ز شرم یار من

مست جمال خود کند عالم امر و خلق را

برقع اگر برافکند ساقی گلعذار من

مست شراب آرزو، کی رهد از خمار غم؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه