عاشق خود را بدان هلاک کند که خود را جز عدم منتفی نداند ای درویش یافت مقصود در قدم است و از خود رستن در عدم چون بالوث حدوث بقدم رسیدن میسر نیست باری عدم و آنچه گفتهاند که شهود را خمود شرط راه است سر این سخن است:
در عشق اگر نیست شوی هست شوی
در عقل اگر هست شوی پست شوی
وین بوالعجبی ببین که از بادۀ عشق
هشیار گهی شوی که سرمست شوی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی عشق و وجود میپردازد. او بیان میکند که عشق میتواند انسان را به هلاکت برساند، اگر شخص خود را جز عدم نبیند. در مسیر عشق، انسان باید از خود بگذرد و به مرحلهای از وجود برسد که از عقل فراتر برود. عشق میتواند هم انسان را هشیار و هم سرمست کند، و این دو حالت متضاد از جذابیتهای آن است. در نهایت، شاعر به این نکته تأکید میکند که برای درک عمیقتر و واقعیتر عشق، باید از زوایای مختلف به آن نگریست.
هوش مصنوعی: عاشق باید به حدی به معشوقش عشق ورزد که جان خود را به خاطر او فدای کند و جز نبودن خود را نبیند. ای درویش، حقیقت در قدم اول پیدا میشود و رهایی از خود و رسیدن به عدم غیر ممکن است. بنابراین، عدم و چیزهایی که گفته شدهاند درباره خاموشی شهود به عنوان شرط راه، ریشه در این مفهوم دارد.
هوش مصنوعی: در عشق اگر خود را از دست بدهی، به حقیقت خود نزدیکتر میشوید؛ اما اگر در عقل و دانش بمانی، ممکن است سقوط کنی و به جایگاهی پایینتر برسی.
هوش مصنوعی: عشق به قدری تاثیرگذار است که گاهی باعث میشود انسان تحت تاثیر آن کاملاً هوشیار باشد و در موقعیتی دیگر چنان غرق در سرمستی و شیدایی شود که از حال خود بیخبر گردد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.