ای ملامت کنان بیحاصل
سعی کمتر کنید در باطل
هستم آشفته بر رخی، که برو
شد پری واله و ملک مایل
هست وصف جمال و نعت لبش
برتر از فکر سامع و قایل
دل دیوانه در سر زلفش
کی به زنجیرها شود عاقل؟
هرکه یکبار در همه عمرش
التفاتی کند، شود مقبل
از خیالش چه شاکرم! کو نیز
نیست از حال عاشقان غافل
ای صبا، ای صبا، غلام توام
گر گذاری کنی بدان منزل
حال بیچارگان بادیه را
برسانی بیار در محمل
گو: عراقی در آرزوی رخت
جان همی داد و حسرت اندر دل


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به ملامتکنندگان عاشقان اشاره میکند و از آنها میخواهد که برای قضاوت بیاساس، کوشش کمتری کنند. او از دل آشفتۀ خود که در تسخیر زیبایی محبوب قرار دارد صحبت میکند و میگوید که حتی در زنجیر عشق نیز عقل از دست میرود. شاعر به لذت و شوق عاشقان اشاره کرده و معتقد است که کسی که یکبار به محبوب نظر بیفکند، با دل خود به عشق روی میآورد. در پایان، شاعر امید دارد تا نسیمی از جانب محبوب او را به وصال برساند و از حال بیچارگان یاد کند.
هوش مصنوعی: ای کسانی که بدون دلیل دیگران را سرزنش میکنید، لطفاً تلاش خود را برای بیهودهگویی کاهش دهید.
هوش مصنوعی: من در حالتی آشفته و پریشان هستم به خاطر چهرهای که بر اثر زیباییاش، پرندهای عاشق و سلطنتی را متوجه خود کرده است.
هوش مصنوعی: زیبایی و توصیف لبهای او فراتر از تخیل و تصور شنونده و گوینده است.
هوش مصنوعی: دل عاشق و دیوانه چگونه میتواند در دام زلف معشوق گرفتار شود و عاقل باشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی تنها یکبار در طول عمرش توجهی واقعی به چیزی نشان دهد، آن وقت محبوب و مورد توجه خواهد شد.
هوش مصنوعی: از یاد او چه قدردانی میکنم! او هیچگاه از حال و روز عاشقان بیخبر نیست.
هوش مصنوعی: ای نسیم، ای نسیم، من بنده توام اگر تو به آن محل عبور کنی.
هوش مصنوعی: اگر حال و روز بیچارگان بیابان را به کسی برسانی، آنها را در مرکبی زیبا سوار کن.
هوش مصنوعی: بگو: عراقی به خاطر آرزوی دیدن تو جان میکند و در دلش حسرتی عمیق دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر ندانی ز زاغور بلبل
بنگرش گاه نغمه و غلغل
ای دو زلفت چو ماه در آخر
وی رخانت چو مشک در اول
احول اکحلی و متفقند
خلق در حسن احول اکحل
شده بار دگر کسی هم جفت
[...]
آمد از حوت برنهاده ثقل
پیشوای ستارگان به حمل
پر لطایف نموده عرض هوا
در طرایف گرفته طول جبل
کرده بر آب و باد و خاک طباع
[...]
نه به ذاتست ساکن هر دل
بلکه لطفش همی کند منزل
جان بیمار در تراقی وتو
میگشائی ز دست او قیفال
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.