گرچه بیماری ای نسیم سحر
خبر من به مولتان برسان
ورچه در خورد نیست خدمت من
به بزرگان خردهدان برسان
به زبانی که بیدلان گویند
سخن من بدان زبان برسان
خبر از حال من بدان دیده
صبح گاهی به گلستان برسان
نغمهٔ ارغنون نالهٔ من
بامدادان به ارغوان برسان
به جناب بزرگ قدوهٔ دین
بندگیهای بیکران برسان
ور ندانی که: من چه میگویم
یک به یک میکنم، بیان برسان
اشتیاقم به خدمتش چندانک
نتوان داد، شرح آن برسان
شکر احسان او ز من بشنو
پس بگوش جهانیان برسان
سوختم ز آتش جدایی او
دود سوزم به آسمان برسان
آن دم از من نماند جز نفسی
دادم اینک به تو روان، برسان
جان شیرینم اوست، میدانی
سخن من به گوش جان برسان
دل پاکش جنان پر طرب است
خبر من بدان جنان برسان
ور جوابی دهد تو را کرمش
به من شیفته روان برسان
به من دلشده، اگر بتوان
نامهٔ دوست مهربان برسان
بوستان دلم فراق بسوخت
هان، نسیمی به بوستان برسان
اثری از نسیم خاک درش
به من زار ناتوان برسان
هر سعادت، که نیست برتر از آن
یارب آن قدوه را بر آن برسان
بهر آن تربیت که دل خواهد
شادی آن به کاممان برسان
چون عراقی صد هزارت بنده
دوستدارانش چاکران برسان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مقطع به یک نسیم سحر اشاره میکند و از آن میخواهد که حالش را به محبوبش در مولتان برساند، حتی اگر امکان خدمتگذاری به او وجود نداشته باشد. او با احساسی عمیق و اشتیاقی بیحد، ناله و درد جداییاش را بیان میکند و از نسیم میخواهد که این احساسات را به گوش محبوب برساند. شاعر میخواهد تا خبر از حال دلش، سوز و گدازش و شکرگزاریاش از احسان محبوب، به او منتقل شود. در نهایت، او به وفاداری و عشق بیپایانش به محبوب اشاره میکند و خواهان شادی و سعادت برای خود و دیگران از سوی اوست.
هوش مصنوعی: هرچند که من بیمار هستم، ای نسیم صبح، خواهش میکنم که خبر من را به مولتان (شهر مولتان) برسانی.
هوش مصنوعی: اگرچه در شأن و مقام من نیست که به بزرگان بیخود و کمنگر خدمت کنم، اما پیام من را به آنها برسان.
هوش مصنوعی: بگو با زبانی که عاشقان و بیدلها صحبت میکنند، سخن من را به او برسان.
هوش مصنوعی: صبح گاهی که میرسد، خبر وضعیت من را به گلستان برسان.
هوش مصنوعی: ناله و آواز غمانگیز من را در صبح زود به گلهای ارغوان برسان.
هوش مصنوعی: به بزرگترین و الگوئی از دین، بندگیهای زیاد و بیپایان من را برسان.
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که من چه احساسی دارم و چه چیزی میگویم، پس هر سخن را بهتدریج برایت توضیح میدهم.
هوش مصنوعی: علاقه و شوق من به خدمت کردن به او آنقدر زیاد است که نمیتوانم توصیف کنم، پس آن را به دیگران بگو.
هوش مصنوعی: اگرچه من به خاطر جدایی او میسوزم، اما شکر نعمتهای او را بر زبان میآورم و آرزو دارم که دیگران نیز بشنوند و بدانند.
هوش مصنوعی: از جدایی محبوبم چنان میسوزم که این درد و آتش را به آسمان بفرستم تا دیگران نیز از آن آگاه شوند.
هوش مصنوعی: در لحظهای که من هیچ چیزی از خود ندارم جز یک نفس، آن را به تو تقدیم میکنم؛ برای اینکه تو آن را به جان برسانی.
هوش مصنوعی: مقصود از این بیت این است که جان عزیز و شیرین او (یا کسی که مورد عشق شاعر است) همان فردی است که صحبتهای شاعر باید به او منتقل شود. شاعر میخواهد که احساساتش به او برسد و ارزش و اهمیت این ارتباط را بیان میکند.
هوش مصنوعی: دل پاک او بهشت پر از شادی است، خبر من را به آن بهشت برسان.
هوش مصنوعی: اگر او به تو پاسخی بدهد، کرم و بزرگواریاش را به من که به او شیفته هستم، برسان.
هوش مصنوعی: اگر دلی به من سپرده شده است، دوست مهربان را، اگر ممکن است، به نامهای برسان.
هوش مصنوعی: دل من از دوری و جدایی خاکستر شده است، پس ای نسیم، لطفاً نسیمی به این بوستان دل من بفرست.
هوش مصنوعی: از نسیم خاک بوی محبوب را به من ضعیف برسان.
هوش مصنوعی: ای کاش، هر خوشبختیای که بهتری از آن نیست، ای پروردگار، آن الگو و نمونه را به ما برسانی.
هوش مصنوعی: برای آن تربیتی که دل میخواهد و باعث شادی ما میشود، آن را به کاممان برسان.
هوش مصنوعی: چون عراقی برای دشمنانش صد هزار خدمتگزار از دوستدارانش میفرستد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.