ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
مینوش، که از می گره کار گشادند
در خود منگر، نرگس مخمور بتان بین
در کعبه مرو، چون در خمار گشادند
از خود بدرآ، در رخ خوبان نظری کن
در خان منشین چون در گلزار گشادند
بنگر که: دو صد مهر به یک ذره نمودند
از یک سر مویی که ز رخسار گشادند
تا باز گشادند سر زلف ز رخسار
از روی جهان زلف شب تار گشادند
تا مهر گیاهی ز گل تیره برآید
بر روی زمین چشمهٔ انوار گشادند
تا لاله رخی در چمن آید به تماشا
از چهرهٔ گل پردهٔ زنگار گشادند
از پرتو مل پردهٔ خورشید دریدند
وز خندهٔ گل مبسم اشجار گشادند
تا کرد نسیم سحر آفاق معطر
در هر چمنی طبلهٔ عطار گشادند
مانا که صبا کرد پریشان سر زلفین
کز بوی خوشش نافهٔ تاتار گشادند
در گوش دلم گفت صبا دوش: عراقی
در بند در خود، که در یار گشادند
چشم سر اغیار ببستند ز غیرت
آنگاه در مخزن اسرار گشادند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به کشف زیبایی و لذتهای عاطفی و حسی دعوت میکند. او از دل میخواهد که به جای نشستن در خود، به تماشای زیباییهای بیرونی بپردازد و از می و عشق بهرهمند شود. در این حال، شاعر بر اهمیت عشق و زیباییهایی که در اطراف وجود دارد، تأکید میکند و از سادگی و خاموشی خود خواهان خروج و گشودن درهای دل به روی زیباییهای دنیا است. در نهایت، او به قدرت عشق و طبیعت اشاره کرده و میگوید که عشق و حسن میتوانند دل را از خودخواهی رهایی بخشند و به رازهای عمیقتری دست یابند.
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که در جایی مشغول خوشگذرانی و نوشیدن شراب هستی، از این فرصت استفاده کن و لذت ببر، زیرا این شراب میتواند مشکلات و گرفتاریها را حل کند.
هوش مصنوعی: به خودت نگاه نکن، چراکه زیباییهای دیگران را در کعبه نمیتوان دید، مثل زمانی که افیون در روح به آدم حالتی میدهد.
هوش مصنوعی: خود را فراموش کن و به زیباییهای دیگران نگاه کن. مانند گلی که در باغ گشوده شده است، در خانه به خود مشغول نباش.
هوش مصنوعی: نگاه کن که دو صد حس محبت و عشق در یک ذره کوچک جمع شده است، همانطور که یک تار موی برخاسته از چهرهاش میتواند این همه احساس را منتقل کند.
هوش مصنوعی: پس از آنکه موهای وزش به صورتش پیچید، از چهرهاش نور و زیبایی نمایان شد و به مانند تاریکی شب، زلفهایش را گشودند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که گیاهی از گل تیره رویش کند و به زمین برسد، چشمههای نور و روشنی گشوده میشوند.
هوش مصنوعی: زمانی که گلی زیبا و لطیف در باغ ظاهر میشود، از رنگ و روی آن برای خودنمایی و تماشا پردهبرداری میشود.
هوش مصنوعی: پرتو نور خورشید پردهای را که بر روی مل دارد، کنار زد و با خندهی گل، درختان را شاداب کرد.
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبح به وزیدن آغاز کرد، همه جا را معطر ساخت و در هر باغ و چمنی عطارها از عطر گلها به رونق آمدند.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی به قدری لطیف و خوشبوست که باعث شده موهای زیبا و درهم ریخته عشق چیده شوند و از بوی دلنشین آن، عطرهای خوشی پخش شود.
هوش مصنوعی: بادی در شب گذشته در گوش دل من گفت که عراقی در بندر به خود مشغول است، در حالی که دوستش او را آزاد کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که دیگران چشمانشان را به روی حقیقت بستند و از غیرت خود محافظت کردند، در آن موقع درون مکانی پر از دانش و اسرار را باز کردند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.