نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
سر کفر و غم ایمان که دارد؟
اگر عشق تو خون من نریزد
غمت را هر شبی مهمان که دارد؟
دل من با خیالت دوش میگفت:
که این درد مرا درمان که دارد؟
لب شیرین تو گفتا: ز من پرس
که من با تو بگویم: کان که دارد؟
مرا گفتی که: فردا روز وصل است
امید زیستن چندان که دارد؟
دلم در بند زلف توست ور نه
سر سودای بیپایان که دارد؟
اگر لطف خیال تو نباشد
عراقی را چنین حیران که دارد؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دوری معشوق سخن میگوید و احساس ناامیدی و غم را به تصویر میکشد. او بیان میکند که بدون عشق معشوق، زندگی چه بیمعنا و پر از درد است و دلش به خیال او مشغول است. شاعر به وعده وصل اشاره میکند و امید به دیدار معشوق را با دردهای فراق در هم میآمیزد. در نهایت، او از حیرت و سردرگمیاش در نبود معشوق سخن میگوید و نشان میدهد که عشقش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: ای نگاه زیبا، وقتی تو در کنارم نیستی، زندگی چه ارزشی دارد؟ دروقتی که من در حال بیاحساسی و اندوه هستم، چه اعتقادی میتواند مرا آرام کند؟
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به من آسیب نرساند، پس غمت را هر شب چه کسی تحمل کند؟
هوش مصنوعی: دل من شب گذشته با یاد تو سخن میگفت و از خود میپرسید که این دردی که دارم، چگونه درمانی دارد؟
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو گفتند: از من بپرس تا بتوانم به تو بگویم: چه کسی آن را دارد؟
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که فردا روز یکدیگر پیوستن است. حالا بگو چقدر امیدوار به زندگی هستی؟
هوش مصنوعی: دل من به زلفهای تو وابسته است، وگرنه آرزوی بیپایان دیگری در سر ندارم.
هوش مصنوعی: اگر محبت و خوبی تو در ذهن من نباشد، عراقی چه حالی خواهد داشت که اینقدر گیج و ناامید است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
دل شاد و لب خندان که دارد؟
به امید وصالت میدهم جان
وگرنه طاقت هجران که دارد؟
غم ار ندهد جگر بر خوان وصلت
[...]
هوای درد بی درمان که دارد
سر سودای بی سامان که دارد
رفیق راه بی پایان که جوید
خیال مجلس جانان که دارد
همه کس طالب آنند و ما هم
[...]
تغافل در نگه پنهان که دارد
تبسم زیر لب خندان که دارد
ز مژگان می نویسم سطر اشکی
سواد نسخه طوفان که دارد
دل صد پاره دارم در گریبان
[...]
غمت هر لحظه جانی خواهد ازمن
چه انصاف است چندین جان که دارد
نشان عشق میخواهی عراقی
ببین تا چشمِ خون افشان که دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.