خیز، تا قصد کوی یار کنیم
گذری بر در نگار کنیم
روی در خاک کوی او مالیم
وز غمش نالههای زار کنیم
به زبانی، که بیدلان گویند
رمزکی چند آشکار کنیم
هجر او را، که جان ما خون کرد
به کف وصل در سپار کنیم
حاش لله کزو کنیم گله!
گله از بخت و روزگار کنیم
ما، اگر بر مراد او سازیم
ترک تدبیر و اختیار کنیم
زود پا در بساط وصل نهیم
دست با دوست در کنار کنیم
چون لب یار شکرافشان شد
ما به شکرانه جان نثار کنیم
عشق رویش چو پرده برگیرد
گر نمیریم پس چه کار کنیم
از عراقی چو رو بگردانیم
روی در روی غمگسار کنیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی خود از یار میپردازد و از مخاطب میخواهد تا به سمت کوی محبوب حرکت کنند. او به صحنههایی از اشک و نالهی عشق اشاره میکند و بر ضرورت ابراز احساسات و ارتباط با یار تأکید میکند. هجران محبوب را به عنوان عاملی مخرب برای جان خود میداند و از تقدیر ناتوان است. در نهایت، شاعر با آمیختن شادی و درد عشق، بر ضرورت نزدیک شدن به یار و قربانی کردن جان در این راه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: بیا، برخیز تا به سمت کوی محبوب حرکت کنیم و نگاهی به در زیبایش بیندازیم.
هوش مصنوعی: ما خود را در خاک کوی او میمالیم و از غم او فریادهای جانسوز سر میدهیم.
هوش مصنوعی: در یک زبان که تنها دلسوختگان میفهمند، چند رمز و راز را فاش خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: فراق او بود که زندگیمان را به شدت دچار درد و عذاب کرده است، اما باید عشق و وصالش را در دست بگیریم و به آن بسپاریم.
هوش مصنوعی: ایمان ما اجازه نمیدهد که از سرنوشت و تقدیر خود گلهمند باشیم. ما نمیخواهیم از بخت و روزگار شکایت کنیم.
هوش مصنوعی: اگر به خواسته او توجه کنیم، نیاز به تدبیر و انتخابهای خود را کنار میگذاریم.
هوش مصنوعی: به زودی به عشق و دوستی پیوند میزنیم و در کنار هم لحظات خوشی را سپری خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که لبان معشوق به شکر میماند و زیبایی خود را نمایان میکند، ما نیز به عنوان قدردانی و عشق، جانمان را فدای او میکنیم.
هوش مصنوعی: اگر عشق چهرهاش را مخفی کند، ما چه باید کنیم؛ اگر قرار نیست بمیریم، چه باید انجام دهیم؟
هوش مصنوعی: اگر از عراقی روی برگردانیم، به جای او به سختیهای زندگی نگاه میکنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ناله بلبل بهار کنیم
تا بدان بلبلان شکار کنیم
کار او ناز و کار ما لابه است
گر ننالیم پس چه کار کنیم
در گلستان رویم و گل چینیم
[...]
عمر خود صرف آن نگار کنیم
نقد جانرا به او نثار کنیم
مرد، بر خیز تا بهار کنیم
روی خود سوی لاله زار کنیم
غوژه ای نیست این زمان موجود
ما چه سازیم و خود چه کار کنیم
پنج روزی کنیم باهم عیش
[...]
وقت آن شد که ما شکار کنیم
عزم صحرا و لالهزار کنیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.