ناخورده شراب میخروشیم
بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم
از بیخبری خبر نداریم
پس بیهده ما چه میخروشیم؟
تا چند پزیم دیگ سودا؟
کز خامی خویشتن به جوشیم
دل مرده، برون کشیم خرقه
وز ماتم دل پلاس پوشیم
این زهد مزوری که ما راست
کس می نخرد، چه میفروشیم؟
با آنکه به ما نمیشود راست
این کار، ولیک هم بکوشیم
باشد که ز جام وصل جانان
یک جرعه به کام دل بنوشیم
شب خوش بودیم بیعراقی
امروز در آرزوی دوشیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی حال و هوای خود میپردازد و بر افکار و احساساتش در خصوص نادانی و بیخبری تأمل میکند. او به عیش و نوش میاندیشد و میگوید که بیخبر از لذتها، چرا باید در غم و غصه به سر ببرند. اشاره میکند که زهد و ریاضتهای ظاهری او هیچ ارزشی ندارد و دیگران نیز از آن استقبال نمیکنند. در نهایت، امید دارد که با نوشیدن از جام عشق و وصال معشوق، لحظهای خوشی برای خود رقم بزند و به روزهای خوب گذشتهاش برگردد.
هوش مصنوعی: ما از شادی و هیجان که به خاطر شراب نخورده داریم، به وجد آمدهایم. ببین چه حسی به ما دست میدهد اگر واقعاً نوشیدنی بخوریم.
هوش مصنوعی: ما از غافل بودن خود مطلع نیستیم، پس چرا بیفایده اینقدر هیاهو میکنیم؟
هوش مصنوعی: چقدر باید برای دلخوشی و شگفتی دیگران تظاهر کنیم؟ باید از نادانی خود بیرون بیاییم و واقعیتمان را بپذیریم.
هوش مصنوعی: دل را که از زندگی خالی شده است، با کلاه و عبا به بیرون میآوریم و از غم و اندوه دل خود فرشی بر میافرازیم.
هوش مصنوعی: این زهد و دیانت ظاهری که ما به نمایش میگذاریم، هیچکس آن را نمیخرد و به عبارتی دیگر، ارزشی ندارد. بنابراین، ما در واقع چه چیزی را میخواهیم به دیگران بفروشیم؟
هوش مصنوعی: هرچند که این کار به ما راست نمیآید، ولی باز هم باید تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: امیدوارم که از محبت و نزدیکی معشوق کمی بهرهمند شویم و دلخوشی محضی را تجربه کنیم.
هوش مصنوعی: امشب در حالی خوش هستیم که دیروز از دغدغهها و مشکلات خبری نبود و حالا در آرزوی گذشتۀ آرامشمان هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افلاسخرانِ جانفروشیم
خز پارهکن و پلاس پوشیم
ناخورده شراب میخروشیم
خود تا چه کنیم؟ اگر بنوشیم
آنگاه شنو خروش مستان
این لحظه هنوز ما خموشیم
کو تابش می که پخته گردیم؟
[...]
هر دم که ز باده تو نوشیم
بس روشن جان و تیزگوشیم
چو گل ز خوشی به خنده کوشیم
هر چند لباس ژنده پوشیم
در دور فنا چو می بجوشیم
نوبت چو به ما رسد بنوشیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.