هر زمان جوری ز خوبان میکشم
هر نفس دردی ز دوران میکشم
خون دل هر دم دگرگون میخورم
جام غم هر شب دگرسان میکشم
باز دست غم گریبانم گرفت
گرچه بر افلاک دامان میکشم
جور دلدار و جفای روزگار
گرچه دشوار است، آسان میکشم
از پی عشق پری رخسارهای
زحمتی هر دم ز دیوان میکشم
جور بین، کز دست دوران دم به دم
ساغر پر زهر هجران میکشم
چون ننالم از جفای ناکسان؟
کین همه بیداد ازیشان میکشم
تا نباید دیدنم روی رقیب
هر نفس سر در گریبان میکشم
با خیال دوست همدم میشوم
وز لب او آب حیوان میکشم
تن چو سوزن کردهام، تا روز و شب
مهر او در رشتهٔ جان میکشم
نازنینا، ناز کن بر جان من
ناز تو چندان که بتوان میکشم
از تو چیزی دیدهام ناگفتنی
وین همه محنت پی آن میکشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از درد و رنجهای ناشی از عشق و فراق صحبت میکند. او بیان میکند که همواره در عذاب عشق معشوق و سختیهای روزگار به سر میبرد و هر دم به نوعی غم و اندوه با خود دارد. احساس جدایی و جفای زمانه، بر دلتنگی و تنهایی او تأثیر میگذارد و او حتی از یادآوری معشوق خود غمی دیگر میکشد. در عین حال، شاعر به نوعی به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و از آثار مثبت و زیبا آن در زندگیاش صحبت میکند. او در نهایت، درخواست ناز و محبت از معشوق را مطرح میکند، در حالی که میگوید تمامی این دردها و رنجها را برای خاطر او تحمل میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر زیباییها احساس درد میکنم و هر دم از سختیهای زندگی رنج میبرم.
هوش مصنوعی: هر لحظه با دلزخمی جدیدی مواجه میشوم و هر شب، نوشیدن غمهای تازهای را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: غم دوباره به سراغم آمده است، هرچند که سعی میکنم خود را به آسمان و خوشیها برسانم.
هوش مصنوعی: عذاب و سختیهای ناشی از رفتار معشوق و بیرحمیهای روزگار هر چند که به نظر سخت میآید، اما من به راحتی این مشکلات را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق یک چهره زیبا، هر لحظه از دیوانگی و شیدایی رنج میبرم.
هوش مصنوعی: من به خاطر بیعدالتی زمان، همواره نوشیدنی پر از زهر جدایی را مینوشم.
هوش مصنوعی: چرا از ظلم و ستم افرادی که به من نیکی نکردهاند، شکایت کنم؟ زیرا تمام این بیعدالتیها را از سوی آنها تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: هر لحظه که حس میکنم رقیبم را میبینم، به خاطر غم و اندوه این دیدار سرم را در گریبان پنهان میکنم.
هوش مصنوعی: من با یاد دوست تسلی پیدا میکنم و از لب او، جان تازهای میگیرم.
هوش مصنوعی: بدن من مانند سوزن شده است، تا اینکه روز و شب عشق او را در جانم میتابانم و احساس میکنم.
هوش مصنوعی: ای نازنین، بر دل من با لطافت رفتار کن، تا جایی که بتوانم تحمل کنم.
هوش مصنوعی: من از تو چیزی دیدهام که نمیتوانم دربارهاش صحبت کنم و به همین دلیل تمام این درد و رنج را تحمل میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.