از میکده تا چه شور برخاست؟
کاندر همه شهر شور و غوغاست
باری، به نظارهای برون آی
کان روی تو از در تماشاست
پنهان چه شوی؟ که عکس رویت
در جام جهان نمای پیداست
گل گر ز رخ تو رنگ ناورد
رنگ رخش آخر از چه زیباست؟
ور نه به جمال تو نظر کرد
چشم خوش نرگس از چه بیناست؟
ور سرو نه قامت تو دیده است
او را کشش از چه سوی بالاست
تا یافت بنفشه بوی زلفت
ما را همه میل سوی صحراست
ما را چه ز باغ لاله و گل؟
از جام، غرض می مصفاست
جز حسن و جمال تو نبیند
از گلشن و لاله هر که بیناست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت عشق و معشوق میپردازد. شاعر از شور و شوقی که در میکده و شهر وجود دارد، سخن میگوید و دعوت به تماشای عشق و زیبایی معشوق میکند. او به وضوح بیان میکند که زیباییهای این دنیا در مقایسه با جمال معشوق هیچ ارزشی ندارند و تنها زیبایی و عشق اوست که جذابیت واقعی را به زندگی میبخشد. همچنین، شاعر از تأثیر عشق بر دلها و اینکه چه چیزهایی از عشق نشأت میگیرد، صحبت میکند و میگوید که دلباختگان به سوی معشوق کشیده میشوند. در نهایت، تأکید بر اینکه جز زیبایی معشوق، چیزی در این عالم به چشم نمیآید، گویای شوق و عشق عمیق شاعر است.
هوش مصنوعی: از میخانه تا چه هیاهو و شوری برپا شده است؟ زیرا در تمام شهر سر و صدا و آشفتگی وجود دارد.
هوش مصنوعی: بله، بنابراین به بیرون بیا و نگاهی به اطراف بینداز، چون چهرهی تو از درب تماشا و زیبایی به چشم میآید.
هوش مصنوعی: چطور میتوانی پنهان شوی؟ وقتی که تصویر چهرهات در آینه دنیا کاملاً نمایان است.
هوش مصنوعی: اگر گل از چهره تو رنگی نگیرد، پس چرا رنگ چهرهات اینقدر زیباست؟
هوش مصنوعی: اگر چشمان خوشنرگس به زیبایی تو نگاه نکردند، دلیلش چیست که این نگاه بیناست؟
هوش مصنوعی: اگر درخت سرو قد تو را دیده است، پس چه دلیلی دارد که از جانب دیگری به سمت تو جلب میشود؟
هوش مصنوعی: به محض اینکه بنفشه عطر موهای تو را احساس کرد، همه به سمت دشت کشیده شدند.
هوش مصنوعی: ما چه نیازی به باغهای پر از لاله و گل داریم؟ هدف ما فقط نوشیدن شراب خالص است.
هوش مصنوعی: هر که بیناست و بصیرت دارد، تنها زیبایی و نیکویی تو را میبیند و هیچ چیز دیگری از گل و لاله برایش جذاب نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
آنجا که جمال دلبر آمد
والله که میان خانه صحراست
وانجا که مراد دل برآمد
[...]
برخیز که موسم تماشاست
بخرام که روز باغ و صحراست
امروز بنقد عیش خوشدار
آن کیست کش اعتماد فرد است
می هست و سماع و آن دگر نیز
[...]
شوری ز دو عشق در سر ماست
میدان دل، از دو لشکر آراست
از یک نظرم دو دلبر افتاد
وز یک جهتم دو قبه برخاست
خورشیدپرست بودم اول
[...]
زین چار خلیفه مُلک شد راست
خانه به چهار حد مهیاست
این خاک ز لطف نور برخاست
وانگاه روان شد از چپ و راست
شد جانوری که آشیانش
برتر ز ضمیر و وهم داناست
هر لحظه ز فیض و فضل آن نور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.