گنجور

 
عمادی شهریاری

زحمت من ز حد حصر گذشت

آه با طبع چون منت چون است

لیک در پله معانی تو

که فلک در مقابلش چون است

زحمت بنده گر چه بسیار است

کرمت زآن هنوز افزون است

 
 
نسکبان اندروید
حمیدالدین بلخی

نی که هر روز پایم افزون است

که وثاقم به نزد جیحون است

اثیر اخسیکتی

بخدائی که نفس قدرت او

شمس های رواق گردون است

کاف پیش کرشمه ی قدرش

عاشق طاق ابروی نون است

تا برآرد به آب صدره شام

[...]

عراقی

هیچ داند که حال ما چون است؟

یا ز ما خود دلش دگرگون است؟

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه