گنجور

 
عمادی شهریاری

سبحان خالقی که بیاراست از دو حرف

این هفت قبه را که به شش روز برکشید

حکمش فکند بر سر شام اطلس شفق

واکسون شب هم او ز بر صبح برکشید

هر روز بیضه‌های بلورین زاغ شب

طاووس خور به قدرت او زیر پر کشید

چون شکرم در آب که خون دلم فلک

در جام کینه خوشتر از آب شکر کشید

گردون زبان عقل مرا قفل برفکند

وایام چشم بخت مرا میل برکشید

 
 
نسکبان اندروید
سنایی

چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک

در جام کینه خوشتر از آب و شکر کشید

گردون زبان عقل مرا قفل برفگند

و ایام چشم بخت مرا میل در کشید

سید حسن غزنوی

یارب منم که بخت مرا باز در کشید

وز قعر چاه تیره به اوج قمر کشید

بختم گرفت در بر از آن پس که رخ بتافت

چرخم نهاد گردن از آن پس که سر کشید

منت خدای را که شب تیره رنگ من

[...]

ناصر بخارایی

ننهاد نقطه‌ای ز وفا در نهاد دهر

آن کس که شکل دایرهٔ ماه و خور کشید

مهری ندید دیدهٔ عقلم ورای مهر

هرگه که سر به جبّهٔ اندیشه درکشید

ای یار اگر ز گل طلبی بوی اتحاد

[...]

صائب

صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید

جوش بهار رشته ز عقد گهر کشید

تا پرده بر گرفت ز رخسار داغ من

خود را ز شرم لاله به کوه وکمر کشید

از وصل بهره توبه قدر حجاب توست

[...]

بیدل دهلوی

آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید

غواصی محیط ادب این‌ گهر کشید

چندانکه شور صبح قیامت شود بلند

امروز پنبه بایدم از گوش کر کشید

از بی‌بضاعتی به گدایی مثل شدم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه