گنجور

 
عمادی شهریاری

ای خرد از خدمت تو نیک نام

وای هنر از دولت تو شادکام

نام تو اندر دل خورشید نقش

گام تو را بر سر گیتی لگام

راد همایون کف عبدالجلیل

نسخت اقبال ز عین تا به لام

دشمن تو چون کند آهنگ رزم

تیغ برآید عوض می ز جام

صبح گر از دست تو مطلع کند

گم شود از روی زمین نام شام

جز به خم رنگرز کاین تو

پیرهن شب نشود نیل فام

بوی گل بخت تو چون بردمد

عطسه خورشید برآرد ز کام

گردش گردون نتواند گذارد

آن چه مرا بر کرم توست دام

 
 
نسکبان اندروید
ناصرخسرو

عقل چه آورد ز گردون پیام

خاصه سوی خاص نهانی ز عام؟

گفت: چو خورد نیست فلک را قرار

نیست درو نیز شما را مقام

وام جهان است تو را عمر تو

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

خواجه قوام الدین صدر انام

آنکه بدو یافت شریعت قوام

بر در او عقل فروتر گدای

بر سر او چرخ کمینه غلام

مسند او تکیه گه شرع و عقل

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

ای ز تو ایّام رسیده به کام

داده شکوه تو جهان را نظام

خاصگیان حشمت عقل و روح

نوبتیان در تو صبح و شام

همچو وداعست دلیل فراق

[...]

مولانا

یا قمرالحسن مزیل‌الظلام

جد بطلوع مع کاس المدام

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه