قدح بر دست من نه ساقیا زود
که کار از حد گذشت و بودنی بود
به باران باده گلگون من ده
که یار گلرخم دیدار بنمود
می و معشوق دارم غم چه دارم
نه دل اندر زیان بندم نه در سود
نماند این جهان در دست کس دیر
به شادی بگذرانیم این جهان زود
بسی پیمودهام در عاشقی باد
کنون خواهم زمانی باده پیمود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیارم بر کسی این راز بگشود
مرا از خال هندوی تو بفنود
به وصفش هم نشاید گفت کی بود
کجا هستیش را مدت نپیمود
چو صاحب طالع خویش است مسعود
ملک مسعود ابراهیم مسعود
به عدل و فضل و جود و حشمت و جاه
رسانید است عالم را به مقصود
جهانی داندش دانا نه فانی
[...]
وزیر شاه سعد الملک مسعود
چو سعد آباد کرد از روی محمود
که سعدین فلک مسعود گشتند
ز سعدالملک سعد آباد مسعود
ملک مسعود را گوئی عطا داد
[...]
و گر گردی ز مشتی خاک خشنود
تو را نبْوَد زیان، ما را بود سود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.